<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>۱۳۶۹</title>
	<atom:link href="https://www.forouharha.net/category/epoche-4/epoche-4a/epoche-4a-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Aug 2024 12:07:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>de</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/cropped-Forouhar-logo-final-1-32x32.jpg</url>
	<title>۱۳۶۹</title>
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گزارش خبری ویژه ـ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690231_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 22:41:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2480</guid>

					<description><![CDATA[گرامی‌داشت زادروز مصدق بزرگ روز شنبه، بیست‌و‌نهم اردیبهشت‌ماه، برابر با یکصدوهشتمین زادروز مصدق بزرگ، آیین ویژه‌ای در خانه‌ی همرزم داریوش فروهر بر پا گردید که در آن شمار بسیاری از کوشندگان حزب ملت ایران، که از پیش فراخوانده شده بودند، شرکت کردند. در ساعت هجده و سه‌چهارم، نشست با نیایش به وسیله‌ی همرزم نریمان آغاز&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گرامی‌داشت زادروز مصدق بزرگ</strong></span><span id="more-2480"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">روز شنبه، بیست‌و‌نهم اردیبهشت‌ماه، برابر با یکصدوهشتمین زادروز مصدق بزرگ، آیین ویژه‌ای در خانه‌ی همرزم داریوش فروهر بر پا گردید که در آن شمار بسیاری از کوشندگان حزب ملت ایران، که از پیش فراخوانده شده بودند، شرکت کردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در ساعت هجده و سه‌چهارم، نشست با نیایش به وسیله‌ی همرزم نریمان آغاز گردید؛ و، پس از آن، همرزم فروتن، از پایوران کوشای حزب، با بیانی شیوا زندگی‌نامه‌ی مصدق بزرگ را بازگو کرد. در آن بخش از این سخنان، که به رویدادهای پس از شهریور سال یکهزاروسیصدوبیست و اشغال ایران به وسیله‌ی نیروهای بیگانه اشاره داشت، چنین گفته شد: «نگاهی به این دوره‌ی زندگی مصدق، که مخالفت با حضور نیروهای نظامی و تلاش در کاستن از اختیارهای بیگانگان در کشور، کوشش در بر هم زدن توطئه‌ی تجزیه‌ی آذربایجان، مخالفت با مجلس دوم و سرانجام مبارزه برای ملّی کردن صنعت نفت در سراسر ایران را در بر دارد، نشان‌دهنده‌ی این واقعیت انکارناپذیر است که مصدق در تمامی زندگی جز در خط اندیشه‌های ملّی حرکت نکرده است.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سپس دامنه‌ی سخنان پیرامون زندگی مصدق به کودتای بیست‌وهشتم امرداد ماه سال یکهزاروسیصدوسی‌ودو کشیده و نتیجه‌گیری گردید که «حکومت ملّی از میان برداشته شد؛ ولی بعد جهان‌گستر نهضت ملّی ایران و پیروزی پیشوای بزرگ آن، مصدق، گرچه کوتاه‌مدت بود، بر سراسر شرق، سراسر کشورهای آسیایی و آفریقایی اثر نهاد. از آن به بعد بود که موازنه‌ی منفی در گسترش به سطح جهانی به‌گونه‌ی عدم‌تعهد و بی‌طرفی مثبت نمایان گردید.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">همرزم فروتن در پایان سخنان خود گفت: «مصدق را سال‌ها زمان باید تا آن گونه که بود بشناسیم و دریابیم. لحظه‌لحظه‌ی زندگی او زیر ذره‌بین سخت‌گیر تاریخ جز بزرگی بی‌مرز به ما نمی‌شناساند. گرامی‌باد خاطره‌ی پرشکوه مصدق بزرگ، پیشوای نمیرای ملت ایران.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سپس همرزم امامی، یکی دیگر از پایوران کوشای حزب، شعر «وطن عاشقی چون مصدق ندید» را، که خود سروده بود، خواند و همگان را به شوق آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آن گاه پیام شانزدهم دی‌ماه یک‌هزاروسیصدوسی‌ویک مصدق خطاب به ملت ایران، که در آن برای رویارویی با فتنه‌انگیزان داخلی و استعمارگران خارجی از مردم یاری خواسته بود، پخش شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در بخش بعدی برنامه، همرزم داریوش فروهر رشته‌ی سخن را به‌دست گرفت و، پس از شادباش به همه، در بیان چرایی و چگونگی پافشاری حزب ملت ایران در برپایی زادروز مصدق بزرگ، چنین گفت: «میان یک فرهنگ پویا و یک فرهنگ ایستا جدایی‌هایی است. ویژگی‌ فرهنگ ایستا رو به مرگ داشتن، در سوگ نشستن، غم را سلام گفتن است؛ اما در فرهنگ پویا به زایش ارج نهاده می‌شود، زندگی را زیبا می‌داند و با شادی می‌خواهد و می‌کوشد که به آن شورمندی دهد. چنین است که حزب ملت ایران در نخستین فرصت از هنگامی که در میان دست‌نوشته‌های دکتر محمد مصدق زادروزش با خط خودش روشن گردید درصدد برآمد همواره پاس این روز عزیز را داشته باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شاید بسیاری از یاران به خاطر دارند که، در اوج سیطره‌ی استبداد وابسته به بیگانه، در بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه سال یک هزاروسیصدوپنجاه‌وپنج، شماری از وابستگان حزب ملت ایران، که هستی سازمانی خود را زیر فشار دیکتاتوری نگه داشته بود، در قلعه‌ی احمدآباد بر مزار مصدق گردآمدند و با گذاردن سنگ‌نبشته‌ای در آنجا، که هنوز هم برجاست، دوران تازه‌ای را برای کوشش‌های سیاسی آغاز کردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سال بعد، در همین جا، شب شعری به نام مصدق بر پا شد که پیشگامان مبارزه‌ای که می‌رفت آغاز گردد و سرانجام نیز به حرکت‌های انقلاب‌آفرین انجامید برای بزرگ‌داشت زایش آن ابرمرد تاریخ گرد آمدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در سال یک‌هزاروسیصدوپنجاه‌وهفت، در اوج درگیری‌های مردم با هیئت حاکمه، در دفتری که در خیابان فردوسی بود و کسانی بعدها تعبیر کردند قلب انقلاب از آنجا تپیدن گرفت، باز آیین زادروز مصدق بر پا گردید. در آن هنگام، ارزش دادن به زادروز در برابر مرگ را پیش کشیدم. آغاز گفتارم چنین بود: دو رویداد بزرگ زندگی انسان را ترسیم می‌نماید، آغاز می‌کند و به پایان می‌رساند: یکی تولد و دیگری مرگ.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به اعتقاد من، برخی از انسان‌ها در تاریخ منزلتی خاص پیدا می‌کنند و زادروزشان به عنوان بزرگ‌ترین یادآوری زندگی برای نسل‌های بعد احترام‌آمیز و جاودانه می‌شود. گروه اندکی از این انسان‌های تاریخ‌ساخته‌ی تاریخ‌ساز گویی در زندگی و فراگرد اجتماعی آن چندین بار تولد یافته‌اند، یعنی چندین حرکت و دگرگونی در روزگار خود پدید آورده‌اند که بزرگی و اثربخشی و چشمگیری آن کمتر از نخستین تولد نبوده است و مرگ نیز به همین شیوه است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">فراوان‌اند کسانی که جسم خاکی‌شان چون «برگ درختان بی‌بر» از وحشت آتش «حیات ملتمسانه» دارد. اینان هویت والاینده را از دست داده و در جامعه به گونه‌ی مردگان بی‌اراده درآمده‌اند؛ ولی هستند کسانی که کالبد آن‌ها سال‌ها، بل قرن‌هاست که با خاک آمیخته شده، اما هستی افلاکی‌شان زنده و زایا و زندگی‌آفرین مانده است. سخنان امروز من در جمع شما از مردی است که نشانه‌هایی از این دست دارد، از آشنای خسته‌دلی که از نادره‌های زمان و از شگفت‌پدیدارهای تاریخ پرفرازونشیب ملت فرهنگ‌ساز ایران است. سخن از خورشید تابان و شعله‌وری است که از کوهساران تاریک و خاموش و فراموش‌شده‌ی تاریخ طلوع کرد و جامعه‌ی زیرسلطه و جنگ‌زده‌ی ما را در خط سیر جدید قرار داد. با جنبش و گرمی ایران‌گیر خود، نسل امیدباخته‌ی سال‌های جنگ جهانگیر دوم را به نسل‌های گذشته، نسل انقلاب پرشکوه مشروطیت و نسل‌های درخشان دورتر، پیوند داد و حرکت ملّی را در راستای بنیادمند و پردوام تاریخ رهنمون شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس از آن، حزب ملت ایران همواره کوشش کرد که، در فرصت‌های گوناگون، از زایش دکتر مصدق برای برانگیختن نیروهای ملّی به تکاپوی بیشتر بهره بگیرد. همه به یاد دارند کوشش‌هایی را که در سال‌های بعد از انقلاب برای گرامی‌داشت زادروز مصدق بزرگ از سوی حزب ملت ایران به عمل آمد، از چاپ و پخش عکس‌ها و پوسترها و نوشتارها و جزوه‌ها تا گردهمایی‌ها و جشنواره‌ها.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">درباره‌ی این پیشوای نمیرای ملت ایران سخن بسیار رفته است. خود من در آیین‌های زادروز مصدق بزرگ دو گفتار داشته‌ام و بر این باورم که هر بار در این زمینه جستار تازه‌ای بشود، باز هم برای آینده‌ی مردم اندرزهای جادوانه‌ای به دست می‌آید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بزرگ در سراسر زندگی پربار خود نامی بر بینش کلی‌ای که از جهان دارد ننهاد؛ اما برای شناخت جهان‌بینی هر انسان دگرگون‌سازی کافی است آرمان‌های عرضه‌شده‌اش از خلال گفتارها، نوشتارها، و کردارها به جستجو گرفته شود. در این زمینه، در یکی از سخنرانی‌های قبلی خود، گفته‌ام: گرچه مصدق هیچ گاه خود را دارای جهان‌بینی ویژه‌ای عنوان نکرد؛ ولی برآیند اندیشه‌هایی که از بررسی نوشتارها، گفتارها، و کردارهای سراسر زندگی پرفرازونشیب این خرد همیشه بیدار بر می‌خیزد راستای یک دکترین ویژه را نشان می‌دهد استوار بر بنیادهای ملت‌گرایی. در ملت‌گرایی، که مکتب طبیعی تاریخ است، هر نهاد و پدیده‌ی اجتماعی را، صرف‌نظر از بررسی تجریدی و اختصاصی آن، از حیث بستگی به قانون کلی‌تری، که ضرورت پابرجایی هستی ملت باشد، مورد ارزیابی قرار می‌دهند.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیر حزب ملت ایران در بخش دیگری از سخنان خود در بیان ویژگی‌های سیاست راهبردی مصدق بزرگ چنین گفت: «او استقلال ملّی را زمینه‌ساز هر دگرگونی ریشه‌دار در جامعه می‌دانست و آزادی‌های فردی و اجتماعی را در پیوند ناگسستنی با استقلال می‌شناخت و هرگز حاضر نبود به حقوق مردم به هیچ وجه تجاوز کند و عدالت همگانی را در گرو پابرجا بودن استقلال ملّی و پایدار ماندن آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌یافت؛ و بدین اعتبار می‌توان گفت سیاست‌های مصدق بر سه اصل استقلال ملّی، آزادی‌های فردی و اجتماعی، و عدالت همگانی استوار بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بدین گونه اندرز همیشگی مصدق بزرگ به ایرانیان برای رهایی از سلطه، برای بر پای خود ایستادن روی‌آوری به شعار استقلال ملّی، آزادی‌های فردی و اجتماعی، وعدالت همگانی بود. در انقلاب بزرگ بیست‌ودوم بهمن یک‌هزاروسیصدوپنجاه‌وهفت، که بی‌شک دنباله‌ی دگرگونی‌های پدیدآمده در نهضت مشروطیت و جنبش ملّی شدن صنعت نفت بود، نیز همین شعار ریشه‌دار کارساز افتاد.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر پس از بیان چگونگی به‌بیراهه‌کشانده‌شدن انقلاب و دور شدن از شعار اصلی آن گفت: «پس از یازده سال تجربه، سران جمهوری اسلامی به بن‌بست رسیده‌اند و ملت‌گرایان، مصدقی‌های راستین، را چاره‌ای نمانده است جز ره چنان روند که رهروان رفتند. باید یک بار دیگر به‌پاخاست، برای رسیدن به هدف‌های بنیادین انقلاب، برای رسیدن به استقلال ملّی، آزادی‌های فردی و اجتماعی، و عدالت همگانی.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سخنان داریوش فروهر، که بارها با کف زدن حاضران روبه‌رو شد، چنین دنباله یافت: «دگرگشت جهان به سوی بازسازی ملّی است. عصر کنونی را می‌توان عصر بازسازی زندگی ملت‌ها آن هم در مردم‌سالاری تلقی کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">امروز، در برابر سلطه‌ی شومی که ایران را به آستانه‌ی فروپاشی کشانده است، باز هم باید از رهنمودهای پیشوای نمیرای ملت در راستای همبستگی بهره گرفت. مصدق در واپسین سال‌های زندگی با پیش کشیدن طرح سازمانی برای جبهه ملّی به گونه‌ی دربردارنده‌ی همه‌ی حزب‌ها و جمعیت‌های ناوابسته‌ اندرز بزرگی داد که، اگر برای بیرون آمدن از گرداب کنونی به گوش گرفته شود، بسیار سودمند است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بزرگ آشکارا همبستگی همگانی را در اتحاد حزب‌های هوادار استقلال و آزادی و ایستاده‌به‌خود می‌شناسد که در یک روند سازمانی با هم سرنوشت ملّی را رقم زنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شما امروز دگرگونی‌هایی را که در گوشه‌وکنار جهان ملت‌ها پدید می‌آید بررسی کنید؛ همه جا، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، دیو مهیب خودسری زیر پای وحدت عمل سازمان‌های سیاسی جان می‌سپارد. ما هم ناگزیر از پیش گرفتن چنین شیوه‌ای می‌باشیم. همسویی نیروهای پراکنده هر سلطه‌ای را به زانو درمی‌آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برای به پرواز درآوردن همای آزادی بر آسمان تیره‌ی ایران کنونی، راهی جز کوشش سازمانی و پی‌ریزی اتحاد بزرگ نیست. باید آشکارا و با دامنه ی گسترده در این راستا تلاش کرد تا به هدف رسید.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر بار دیگر با تأکید بر ضرورت هماهنگی نیروهای ستیزنده‌باسلطه به رویدادهای نزدیک اشاره کرد و چنین گفت: «اگر آن‌ها که هوای رهایی از زیر فشار استبداد حاکم بر ایران را در سر دارند اندرز مصدق بزرگ را به گوش گرفته بودند و، به جای کارهای پراکنده، طرح سازمانی درستی برای هماهنگ کردن نیروهای ملّی داشتند؛ امروز کسی که در این یازده سال بیشترین ضربه را به زندگی مردم زده و ناروا ردای رئیس‌جمهوری بر تن کرده است به خود اجازه نمی‌داد چهره‌های سرشناسی را که سالیان دراز با نیک‌نامی می‌زیسته‌اند برانگیخته‌ی سیاست‌های بیگانه و ورشکستگان سیاسی بخواند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این میان، ما وظیفه داریم راه درست پیکار را همچون دیگر ملت‌هایی که گواه پیروزی آن‌ها در مبارزه بر ضد سلطه‌ی خودی و بیگانه هستیم بیابیم و آن بی‌گمان یک اتحاد بزرگ است.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر سپس از چهار تن همرزمان دیرپای خود، که هم‌اکنون از پایوران برجسته‌ی حزب ملت ایران می‌باشند، با بازگو کردن خاطره‌های شورانگیزی از کردارهای هر یک در روزهای سرنوشت‌ساز نهضت ملّی و زمامداری مصدق بزرگ، خواست تا کیک صدوهشتمین سال زایش پیشوا را ببرند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این آيین ویژه با خواندن جمعی سرود «ای ایران» و پذیرایی از گردآمدگان و پخش پوستر مصدق بزرگ، که از سوی حزب چاپ شده بود، در ساعت بیست‌و‌یک و ‌سه‌چهارم پایان گرفت.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2480</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۱ خرداد ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690301_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 21:43:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2482</guid>

					<description><![CDATA[سوگ بزرگ هم‌میهنان، در گیرودار بحران سهمگین و نابسامانی‌های فزاینده‌ای که مردم کشور را تلخ‌کام داشته است، قهر طبیعت رایت اهریمنی بر ایران‌زمین افراشت و هزاران‌هزار مردم خوب آن را به ورطه‌ی نابودی افکند. دریغا، پیش از آنکه پیکر ورجاوند میهن از آسیب‌های بمب‌اندازی و موشک‌باران دشمن بیگانه بهبودی یابد و گامی استوار در زدودن&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>سوگ بزرگ</strong></span><span id="more-2482"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در گیرودار بحران سهمگین و نابسامانی‌های فزاینده‌ای که مردم کشور را تلخ‌کام داشته است، قهر طبیعت رایت اهریمنی بر ایران‌زمین افراشت و هزاران‌هزار مردم خوب آن را به ورطه‌ی نابودی افکند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دریغا، پیش از آنکه پیکر ورجاوند میهن از آسیب‌های بمب‌اندازی و موشک‌باران دشمن بیگانه بهبودی یابد و گامی استوار در زدودن نشانه‌های جنگ خانمان‌سوز برداشته شود، مغاک نیستی کام گشود و سرزمین‌های بسیاری را به ویرانی کشانید و ده‌ها‌هزار زن و مرد، از کودک تا سالمند، را کشت و صدها هزار را زخمی و آواره کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هنوز خبر این «فاجعه‌ی ملّی» به‌درستی پخش نشده و گستردگی هولناک آن روشن نگردیده بود که مردم، به‌رغم دشواری‌های بسیار و به‌ویژه تنگناهای اقتصادی توان‌فرسا، بار دیگر چهره‌ی انسانی، مهربان، و دردآشنای خود را نشان دادند و هم‌گروه به یاری آسیب‌دیدگان شتافتند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با آنکه کاربه‌دستان کشور و گردانندگان رسانه‌های همگانی در نخستین هنگام‌ها برداشت درستی از بُعد بلای رسیده نداشتند و آگاهی چندانی هم ندادند، هنوز بیست‌وچهار ساعت از این رویداد دردناک نگذشته، صف کمک‌های مردمی چنان به درازا کشید که باور کردنی نبود و زن و مرد به اندازه‌ای از رگ‌های بی‌رمق خود خون دادند که سازمان گیرنده‌ی آن اعلام بی‌نیازی کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ایرانیان نه تنها در درون کشور، از دورافتاده‌ترین نقطه‌های جهان دست‌های یاوری به سوی میهن و مردم زلزله‌زده‌ی خود دراز کردند و این دست‌ها چنان گشاده و مهرآمیز بود که دایره‌ی تنگ‌بینی و کینه‌ورزی را شکست و برکرسی‌قدرت‌نشستگان را ناگزیر از پذیرش آن کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با افسوس بسیار، خبرهای پخش‌شده از شبکه‌ی رادیو و تلویزیون کشور نشان می‌دهد کار رساندن کمک‌های نخستین، با همه‌ی ضرورتی که دارد، تا کنون نظم بایسته را نیافته است و، به‌رغم شور همگانی، ستادهای پدیدآمده از گردانندگی بسامان و هماهنگ برخوردار نمی‌باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سیل یاری‌ها همچنان از درون و بیرون کشور سرازیر است و بی‌گمان، اگر انحصارگری‌های زشت مجال دهد، این خیزش همگانی ستایش‌برانگیز به گونه‌ی «جهاد ملّی» خواهد توانست زخم‌های مردم آسیب‌دیده را التیام بخشد و سرزمین‌های ویران‌شده را بازسازی کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران، همراه با دریغ بسیار از رویداد تلخی که به حق «عزای همگانی» تلقی شده است، موج روبه‌افزایش «همبستگی ملّی» را برای یاریگری می‌ستاید و از فرزندان این نیاخاک، که در همیشه‌ی تاریخ بزنگاه‌ها را با سربلندی پشت سر گذاشته‌اند، می‌خواهد با شکیب هرچه‌بیشتر روحیه‌ی پدیدآمده را پاس دارند تا، در پرتو تابناک آن، بتوان میهن زخم‌خورده و مردم بلازده را از گرداب ژرف‌ کنونی به‌درآورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بجاست از همه‌ی جهانیان، همه‌ی کشورها، و نیز نهادهای فراملّی، که بی‌هیچ بهره‌برداری سیاسی و به پیروی از وجدان انسانی دست کمک به سوی مردم آسیب‌دیده دراز کرده‌اند، سپاس‌گزاری شود؛ ولی در این رهگذر همواره باید سود و صلاح میهن را در یاد داشت و فریب همدردی‌های ریاکارانه‌ی دشمنان بیگانه را، که هنوز پنجه‌ به‌خون‌ایرانیان‌آغشته دارند، نخورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون، ایران، این نیاخاک گرامی، بر سوگ بزرگ خود مویه می‌کند؛ ولی بی‌تردید بالای استوارش، که بر جای‌جای آن از دشنه‌ی بیگانه و خودی زخم‌هاست، هرگز خم نخواهد شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۲۸ خرداد ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690328_darushforouhar_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 20:47:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2486</guid>

					<description><![CDATA[گفتگوی داریوش فروهر با گزارشگر صدای آمریکا؛ نامه‌ی نود شخصیت‌ به رئیس‌جمهور  بعدازظهر روز دوشنبه بیست‌وهشتم خردادماه، گزارشگر رادیو صدای آمریکا از پاریس با داریوش فروهر، دبیر حزب ملت ایران، به‌وسیله‌ی تلفن مصاحبه‌ای انجام داد که شبانگاه پخش گردید و متن آن در زیر آورده می‌شود. گزارشگر: آقای داریوش فروهر، امضای شما زیر نامه‌ی نود نفر&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گفتگوی داریوش فروهر با گزارشگر صدای آمریکا؛ نامه‌ی نود شخصیت‌ به رئیس‌جمهور</strong></span><span id="more-2486"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong> </strong></span><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بعدازظهر روز دوشنبه بیست‌وهشتم خردادماه، گزارشگر رادیو صدای آمریکا از پاریس با داریوش فروهر، دبیر حزب ملت ایران، به‌وسیله‌ی تلفن مصاحبه‌ای انجام داد که شبانگاه پخش گردید و متن آن در زیر آورده می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، امضای شما زیر نامه‌ی نود نفر ازشخصیت‌های ایرانی به آقای رئیس‌جمهور دیده نمی‌شد. با توجه به اینکه همواره در راه آزادی ملّی فعالیت کرده‌اید و در رژیم پیشین سال‌ها در زندان بوده‌اید، عدم امضای این نامه چه چیز را بیان می‌کند و به‌طورکلی نظر شما راجع به نامه‌ی سرگشاده‌ی مزبور چیست؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من نظرم را راجع به این نامه می‌دهم و نمی‌خواهم وارد این بشوم که چرا آن را امضاء نکردم، چون این یک موضوع جداگانه‌ای است و بستگی به شیوه‌ی سیاسی من دارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اما نظرم دربارۀ نامه‌ی یادشده این است که بی‌شک آقایان درباره‌ی جریان کارهای کشور در گذشته و حال پیامی داشته‌اند و خواسته‌اند این پیام را به قول خودشان به کسی «که مسؤلیت اجرائی و اداری مملکت را به عهده دارد» برسانند؛ و چون در جو اختناق‌آمیز ایران هیچ راه دیگری نمی‌شناخته‌اند، به نوشتن نامه‌ی سرگشاده دست زده‌اند. چون چند روز بعد، «مسئول اجرائی» مورد خطاب پیرامون این نامه داد سخن داده‌اند، به‌خوبی پیداست که پیام را دریافت داشته‌اند؛ ولی، با افسوس بسیار، پاسخ ایشان با ناسزاگویی درآمیخته بود؛ و، پس از آن هم، روزنامه‌هایی که وابسته به دولت هستند و بخش‌نامه‌وار انتشار می‌یابند به دشنام‌دهی و بهتان‌زنی و هراس‌افکنی پرداختند و به‌تازگی نیز شماری از امضاءکنندگان نامه‌ی یادشده بازداشت گردیدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به گمان من، بهتر می‌بود، در حالی که کشور به وضع هولناکی دچار شده است و مردم به سیه‌روزی افتاده‌اند، سران جمهوری اسلامی از این فرصت استفاده می‌کردند و راه یک گفت‌وشنود گسترده را پیرامون بحران پدیدآمده در زندگی ملّی به دور از جنجال و وحشت‌آفرینی می‌گشودند. تنها با رایزنی و بررسی همه‌جانبه‌ی وضع کشور در یک فضای سیاسی باز است که می‌توان راهی برای بیرون شدن از دشواری‌ها یافت؛ وگرنه با فحش و تهمت و تهدید و زندان و حتی چوبه‌ی دار و جوخه‌ی تیرباران، کار نظام حاکم به همین جا می‌رسد که اکنون رسیده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به گمان من، این نامه‌ی سرگشاده، همچنان که برخی از امضاءکنندگان آن بارها گفته و نوشته‌اند، کوششی خیرخواهانه برای ره‌گشایی در بن‌بست کنونی کشور بوده است؛ ولی اگر سران جمهوری اسلامی در برابر چنین کنش‌هایی واکنش‌های ناهنجاری نشان دهند و در انحصارگری خود پایدار بایستد و همچنان حقوق ملت را نادیده بگیرند، پریشانی‌ها افزون‌تر خواهد شد. همان گونه که چندی پیش گفتم، آزمون‌های تاریخی نشان می‌دهد مردم زیرستم و ناخشنود از روند یکه‌تازی زمامداران خود برای درازمدت به قهر خاموش و حتی اعتراض‌های پراکنده اکتفا نمی‌کنند و خیلی زود به پرخاش و خروشی دگرگون‌ساز رو خواهند آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شگفتا در میان همه‌ی جنجال‌های پدیدآورد شده، هیچ اظهار نظری از سوی هیچ یک از دست‌اندرکاران کشور نسبت به مفاد نامه‌ی سرگشاده نشد؛ ولی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتشار آن، دادسرای انقلاب اسلامی تهران، ضمن دادن خبر دستگیری شماری از امضاءکنندگان، همه‌ی ماجرا را به پای «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران» گذارد! تا آنجا که به یاد دارم، این جمعیت بارها پای‌بندی خود را به قانون اساسی جمهوری اسلامی تأکید کرده و، چندی پیش هم که وزیر کشور وقت در یک بازیگری تبلیغاتی حزب‌ها و جمعیت‌ها را به ثبت‌نام در آن وزارت‌خانه دعوت نمود، این سازمان سیاسی نوبنیاد درخواست‌نامه‌ی ارائه‌شده را پر کرد. اگر به‌راستی در پیشینه‌ی جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ایران یا تشکیل‌دهندگان آن چنین نقطه‌ضعف‌هایی بود، چرا به هنگام درخواست ثبت نام آن از سوی وزارت کشور رد نشد؟ و حتی اگر، همچنان که در اطلاعیه‌ی دادسرای انقلاب اسلامی تهران آمده، در جریان «نبرد میهنی» به عنوان «ستون پنجم» دشمن عمل می‌کرده، چرا در همان هنگام وابستگان آن تحت پیگرد قانونی قرار نگرفتند، زیرا به هر روی هر نهاد اداری و قضائی باید فارغ از بده‌بستان‌های پشت‌پرده باشد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برروی‌هم، به گمان من، واکنش‌های نادرست و خلاف قانونی که نسبت به این نامه نشان داده شده است بار دیگر روشن می‌سازد که سران جمهوری اسلامی تاب تحمل کردارهای انتقاد‌آمیز را، اگرچه در چهارچوب قانون اساسی خودنوشته باشند، ندارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">من، همچون یک شهروند ایرانی، این شیوه‌ی یکه‌تازانه را، که در همه‌ی کردارهای سران و دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی آشکارا به چشم می‌خورد، به‌شدت تقبیح می‌نمایم و مانند همه‌ی مردم انتظار دارم تجاوز به حقوق ملت بی‌درنگ پایان یابد.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2486</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۲۵ مرداد ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690525_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 19:49:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2488</guid>

					<description><![CDATA[ضرورت هشیاری هم‌میهنان، پس از هشت سال «نبرد میهنی» و دو سال گفتگوی سیاسی، که با ندانم‌کاری‌های سران جمهوری اسلامی فرصت‌های گران‌بهایی برای رسیدن به یک پیروزی ملّی بزرگ از دست رفت، سرانجام، رویدادهای شگرف در ناحیه‌ی زرخیز جنوب غربی آسیا کشور استعمارساخته‌ی عراق را ناگزیر از تن دادن به بخشی از حقوق پای‌مال‌گردیده‌ی ایران&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>ضرورت هشیاری</strong></span><span id="more-2488"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس از هشت سال «نبرد میهنی» و دو سال گفتگوی سیاسی، که با ندانم‌کاری‌های سران جمهوری اسلامی فرصت‌های گران‌بهایی برای رسیدن به یک پیروزی ملّی بزرگ از دست رفت، سرانجام، رویدادهای شگرف در ناحیه‌ی زرخیز جنوب غربی آسیا کشور استعمارساخته‌ی عراق را ناگزیر از تن دادن به بخشی از حقوق پای‌مال‌گردیده‌ی ایران و پذیرش مرزهای خاکی و آبی پیش‌ازجنگ و بازپس‌کشیدن نیروهای تجاوزگر خود کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با این همه، هنوز خیلی زود است که امید به یک صلح دادگرانه و پایدار داشت؛ زیرا سرکرده‌ی بعثی‌های عراق در واپسین نامه‌ی خود به رئیس‌جمهور اسلامی با ترفندبازی‌های همیشگی از پیش کشیدن برخی از بندهای قطعنامه‌ی پانصدونودوهشت شورای امنیت سازمان ملل متحد پرهیز کرده و، به‌ویژه با آن همه آسیب‌های دژخویانه که به مردم ایران زده، درباره‌ی پرداخت غرامت خاموش مانده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پیامد هجوم وحشیانه‌ی لشکریان بعث عراق به ایران به‌خون‌تپیدن چند صدهزار زن و مرد در رده‌های سنی گوناگون، نقص عضو ده‌هاهزار پیر و جوان، آوارگی بیش از دومیلیون تن از مردم، و ویرانی بخش بزرگی از روستاها و شهرها و کشتزارها و بنگاه‌های صنعتی کشور بوده است که باید جبران شود و سران جمهوری اسلامی حق چشم‌پوشی از دریافت تاوان آن را ندارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">افزون بر این، زمامداران کشور در آمدورفت و گفتگوهای آینده، که خواه و ناخواه ممکن است در راستای سود و صلاح ملّی ایرانیان انجام شود، به هیچ وجه نباید مهر قبولی بر دیگر تجاوزهای برکرسی‌قدرت‌نشستگان‌دربغداد بزنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">استقلال و تمامیت ارضی کویت و دیگر شیخ‌نشین‌های کناره‌ی جنوبی خلیج فارس برای امنیت ملّی ایران بسیار اهمیت دارد و هیچ گاه نباید کوچک‌ترین تجاوز به آن را، چه از سوی قدرت‌های امپریالیستی سلطه‌گر و چه از سوی کشورهای گسترش‌طلب ناحیه، تحمل کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">جا دارد به سران جمهوری اسلامی گوشزد شود در انجام وظیفه‌ی خود برای پاسداری از جان و هستی و حیثیت نزدیک به پنجاه‌هزار کشوروند ایرانی و دویست‌هزار ایرانی‌تبار ساکن کویت، که اکنون در خطر تطاول قرار گرفته است، هیچ کوتاهی روا ندارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به‌هر روی، همواره باید به یاد داشت که کشور استعمارساخته‌ی عراق از آغاز پیدایی همچون یک کانون ضدایرانی شکل داده شده و در هر فرصت درصدد لطمه‌زدن به مردم این سرزمین برآمده است؛ و اکنون هم رهبرانی آزمند و نیرنگ‌باز بر آن فرمانروایی دارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سرکردگان فزونی‌جوی حزب بعث عراق در روند بلندپروازی‌های ناسازوار با قانونمندی‌های اجتماعی به تنگنا افتاده و به‌ناچار از داعیه‌های علیه‌ایران دست برداشته‌اند؛ ولی بی‌شک، اگر وضع استواری بیابند، باز هم خواست‌های خلاف حق را پی خواهند گرفت. وانگهی، ایران، به‌ویژه اگر بخواهد روند سلطه‌ستیزی داشته باشد و به جدول ارزش‌های انقلاب هم وفادار بماند، باید از توان دفاعی بالایی برخوردار گردد و پیوسته در راستای آماده‌سازی و تجهیز هر چه بیشتر نیروهای سلاحدار خویش بکوشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هرگز نباید فراموش کرد که ایثارگری نیروهای سلاحدار ایران، از ارتشی، سپاهی، و بسیجی، به پشت‌گرمی توده‌ی مردم در فرازونشیب هشت سال جنگ خستگی‌ناپذیر زمینه‌ساز زدودن بخشی از نشانه‌های تجاوز دشمن بوده و حق‌شناسی ملّی ایجاب می‌کند تا به روان تابناک شهیدان و نام والای تن‌آسیب‌دیدگان «نبرد میهنی» درود فرستاد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این میان، بازگشت سرافرازانه‌ی اسیران جنگی، که نمادی از ایستادگی مردمی در برابر یورش بیگانه می‌باشند و سالیان دراز در بند دشمن به‌سر‌برده‌اند، مایه‌ی شادمانی بسیار است و جای آن دارد با پیشواز همگانی روبه‌رو گردند و رهگذر آنان در گوشه‌وکنار میهن آذین‌بندی شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پرتوان باد نیروهای سلاحدار ایران، پیروز باد ملت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2488</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۱۵ شهریور ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690615_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 18:56:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2493</guid>

					<description><![CDATA[در بزرگ‌داشت روز بنیاد حزب ملت ایران هم‌میهنان، همرزمان، در آستانه‌ی فروریزی نظم استعمار‌ساخته‌ی ره‌آورد دو جنگ ‌جهانگیر، که خود زاییده‌ی شناخت و به‌کارگیری قانونمندی‌های زندگی اجتماع‌های بشری می‌باشد و اوج‌گیری خیزش‌های سلطه‌ستیزانه‌ی ملت‌ها را دربرداشته است، دگرباره «روز بنیاد» فرامی‌رسد. در بحبوحه‌ی کشمکش امپریالیست‌های جهان‌خوار با یکدیگر، که همه‌ی بخش‌های ایران کنونی نیز به&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>در بزرگ‌داشت روز بنیاد حزب ملت ایران</strong></span><span id="more-2493"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان، همرزمان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در آستانه‌ی فروریزی نظم استعمار‌ساخته‌ی ره‌آورد دو جنگ ‌جهانگیر، که خود زاییده‌ی شناخت و به‌کارگیری قانونمندی‌های زندگی اجتماع‌های بشری می‌باشد و اوج‌گیری خیزش‌های سلطه‌ستیزانه‌ی ملت‌ها را دربرداشته است، دگرباره «روز بنیاد» فرامی‌رسد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در بحبوحه‌ی کشمکش امپریالیست‌های جهان‌خوار با یکدیگر، که همه‌ی بخش‌های ایران کنونی نیز به اشغال ارتش‌های بیگانه درآمده بود، شماری جوان خودساخته با اندریافت نیاز ملّی، نخست، در انجمنی نهانی گرد آمدند و سپس، در شامگاه پانزدهم شهریور یکهزاروسیصدوبیست‌وشش، سازمانی را شالوده‌ریزی کردند و اندکی بعد به آن نام «مکتب» دادند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چنین کار پرارجی در هنگامی انجام شد که زنان و مردان این سرزمین به پیشوایی مصدق بزرگ جنبش رهایی‌بخش ملّی را پویاتر ساختند و خیلی زود به «استعمار پیوندگرفته‌بااستبدادوارتجاع» زخم‌های کاری زدند و به مردم‌سالاری رسیدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این فرصت گران‌بها، بیشتر پرورش‌یافتگان «مکتب» و سازمان‌های برخاسته از آن با چیرگی بر نفاق‌های درونی به راستای بازگشت به خویشتن خویش افتادند و، در یکم آبان‌ماه سال یکهزاروسیصدوسی، حزب ملت ایران را پی‌افکندند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از آن پس، این حزب آرمان‌خواه به پیروی از جهان‌بینی ملت‌گرایانه به ستیزی بی‌وقفه با همه‌ی نیروهای اهریمنی پرداخت و همواره تنها به مردم تکیه داشت؛ و در همین روند بود که، برای برقراری نظمی نو و برآوردن خواست‌های تاریخی ایرانیان، از پیشگامان خیزش‌های انقلاب‌آفرین گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با پیروزی انقلاب، حزب ملت ایران امید داشت که در نظم نو، با رسیدن به استقلال ملّی و آزادی‌های فردی و اجتماعی و عدالت همگانی، میهن آبادی و مردم بهروزی یابند؛ ولی با دریغ چنین نشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پی در‌هم‌شکستن جدول ارزش‌های انقلاب، بساط یکه‌تازی دگرباره در این سرزمین گسترده شد، آرزوهای بزرگ دستخوش هوس‌های کوچک گردید، و ضرورت سازندگی در بوته‌ی فراموشی افتاد و ایران به واپس‌ماندگی بیشتری دچار آمد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون، در حالی که عصر تازه‌ای در جهان آغاز شده و، پس از سالیان دراز به کارگیری نگرش‌های زاییده‌ی گمان‌پروری، که همه به شکست انجامیده است، ملت‌ها با کارسازی سرشت والاینده‌ی خود در اینجا و آنجا برای آزادی، بهزیستی، و پویایی فرهنگی به‌پاخاسته‌اند، مردم ایران در ورطه‌ای هولناک قرار گرفته و سیه‌روزگار شده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در ایران کنونی، «با نادیده گرفتن حیثیت ذاتی بشر و از میان بردن آزادی‌های فردی و اجتماعی، عرصه‌ی گفتن و نوشتن و گردهمایی به‌سختی تنگ گردیده و امتیازهای قانونی حزب‌ها و نشریه‌های پیشینه‌دار یا نوپا سلب گشته» و دگراندیشی به‌مانند زمینه‌ساز هر پیش‌روندگی ملّی در حصار واپس‌گرایی افتاده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این میان، انحصار، احتکار، رباخواری، و دلال‌بازی، پدیده‌های زشت سوداگری مهارگسیخته، هر گونه تلاش اقتصادی را از رونق بازداشته و گرانی سرسام‌آور بحران‌زا شده و فقر، گرسنگی، بی‌سرپناهی، بیکاری، و نارسایی آموزش و پرورش در سطح‌های گوناگون، آن هم در کشوری که با «فزایندگی جمعیت» روبه‌روست، زندگی ملّی را به فروپاشی تهدید می‌کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چنین است که حزب ما با پیشینه‌ی چهل‌وسه سال کوشش خستگی‌ناپذیر برای زنده‌داشت «حاکمیت ملّی» کوچک‌ترین تردیدی در انجام وظیفه‌ی سنگین برعهده‌گرفته‌درپیشگاه‌مردم‌ایران ندارد و همچنان بر سر پیمان ایستاده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بررسی رویدادهای پس از پیروزی انقلاب به‌خوبی روشن می‌کند که به هدف‌های بنیادین آن جز با برقراری مردم‌سالاری نمی‌توان رسید و شکست برنامه‌های پیش‌کشیده‌شده در سال گذشته نیز نشان از درستی این برداشت دارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از این رو، حزب ما در خجسته‌روز بنیاد سر از نو همه‌ی زنان و مردان این سرزمین، همه‌ی سازمان‌های سیاسی ایستاده‌به‌خود و ناسازوار با روند یکه‌تازی، همه‌ی گروه‌های اجتماعی، کارگران، کشاورزان، پیشه‌وران، کارمندان، آموزشگران، بازرگانان، و همه‌ی جوانان، به‌ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان، را به کارآوری در راستای بازسازی اسطوره‌ی «همبستگی همگانی» برای برپایی مردم‌سالاری در کشور فرامی‌خواند. باشد که در پرتو آن ایران‌زمین یکپارچگی را بازیابد و جاودانه آزاد و آباد گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2493</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش خبری ویژه ـ ۱۷ شهریور ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690617_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 17:00:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2497</guid>

					<description><![CDATA[بزرگ‌داشت خجسته‌روز بنیاد روز پنجشنبه، پانزدهم شهریور ماه، برابر با چهل‌وسومین سالگرد خجسته‌ی «روز بنیاد»، در پی یک فراخوان قبلی، داریوش فروهر از کوشندگان حزب ملت ایران در خانه‌ی خود پذیرایی کرد و آیین ویژه‌ای برگزار شد. این آیین ویژه را در ساعت شش و نیم پس از نیم‌روز همرزم پویا، گرداننده‌ی برنامه، با گفتن&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>بزرگ‌داشت خجسته‌روز بنیاد</strong></span><span id="more-2497"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">روز پنجشنبه، پانزدهم شهریور ماه، برابر با چهل‌وسومین سالگرد خجسته‌ی «روز بنیاد»، در پی یک فراخوان قبلی، داریوش فروهر از کوشندگان حزب ملت ایران در خانه‌ی خود پذیرایی کرد و آیین ویژه‌ای برگزار شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این آیین ویژه را در ساعت شش و نیم پس از نیم‌روز همرزم پویا، گرداننده‌ی برنامه، با گفتن جمله‌ی «چهل‌وسومین سالگرد خجسته‌روز بنیاد گرامی باد» آغاز کرد و، در نخستین بخش آن، همرزم آذرپاد، کوشنده‌ی دیرپا، در حالی که همه‌ی حاضران ایستاده بودند به نیایش «خدای بزرگ ایران» پرداخت. سپس اعلامیه‌ای را که دبیرخانه‌ی حزب در برخورد هنگامی با روز بنیاد داده بود همرزم کاویانی، از گردانندگان سازمان ناحیه‌ی گیلان، خوانده و شور همگانی شرکت‌کنندگان در گردهمایی را برانگیخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این اعلامیه، پس از بیان تاریخچه‌ی کوتاهی از آغاز تلاش‌های ملت‌گرایانه و نقش حزب در پیکارهای رهایی‌بخش میهنی و خیزش‌های انقلاب‌آفرین، به بررسی نابسامانی‌هایی که به دنبال گسترده گردیدن بساط یکه‌تازی در کشور پدید آمد، پرداخته شده و چنین آمده است: «در ایران کنونی، با نادیده گرفتن حیثیت ذاتی بشر و از میان بردن آزادی‌های فردی و اجتماعی، عرصه‌ی گفتن و نوشتن و گردهمایی به‌سختی تنگ گردیده و امتیازهای قانونی حزب‌ها و نشریه‌های پیشینه‌دار یا نوپا سلب گشته و دگراندیشی به‌مانند زمینه‌ساز هر پیش‌روندگی ملّی در حصار واپس‌گرایی افتاده است.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در بخش دیگری از آن نتیجه‌گیری شده: «حزب ما با پیشینه‌ی چهل‌و‌سه سال کوشش خستگی‌ناپذیر برای زنده‌داشت حاکمیت ملّی کوچک‌ترین تردیدی در انجام وظیفه‌ی سنگین برعهده‌گرفته در پیشگاه مردم ندارد و همچنان بر سر پیمان ایستاده است.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پایان اعلامیه هم «سر از نو همه‌ی زنان و مردان این نیاخاک خدایی، همه‌ی سازمان‌های سیاسی ایستاده‌به‌خود و ناسزاوار با روند یکه‌تازی، همه‌ی گروه‌های اجتماعی ــ کارگران، کشاورزان، پیشه‌وران، کارمندان، آموزشگران، بازرگانان ــ و همه‌ی جوانان، به‌ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان، به کارآوری در راستای بازسازی اسطوره‌ی همبستگی همگانی برای برپایی مردم‌سالاری در کشور» فراخوانده شدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس از اعلامیه، شعری را که زیر نام «بدین گونه مکتب شد آن انجمن» همرزم منوچهری سروده بود با شیوایی برای حاضران خواند. در دو بیت واپسین این شعر، که چگونگی شکل‌گیری حزب را نشان می‌داد و آهنگ آشنای حماسه‌سرای توس را داشت، چنین آمده بود:</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چو خونی به رگ باشد و جان به تنشعاری نداریم جز این سخن</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم           از آن به که کشور به دشمن دهیم</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بخش بعد آیین گرامی‌داشت روز بنیاد پیام سازمان ناحیه‌ی تهران بود که از سوی یکی دیگر از کوشندگان استوار حزب، همرزم دانشپور، به آگاهی رسید. در این پیام، پس از شادباش خجسته‌روز بنیاد به کلیه‌ی همرزمان و هم‌میهنان و گرامی‌داشت مصدق بزرگ و ارج‌گذاری به کوشش‌های داریوش فروهر، سازمان ناحیه‌ای تهران برای گسترش کوشش‌های حزبی و پذیرا شدن ملت‌گرایان در صف‌های خود ابراز آمادگی کرده بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در بخش بعدی آيین بزرگ‌داشت روز بنیاد، قصیده‌ی شورانگیز اخوان ثالث، سراینده‌ی ملّی تازه‌درگذشته، را همرزم پروانه فروهر با گیرایی بسیار برخواند و شوری همراه با اندوه در همگان برانگیخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این هنگام، همرزم داریوش فروهر رشته‌ی کلام را به دست گرفت و، پس از شادباش چهل‌وسومین سالگرد روز بنیاد به گونه‌ی سرآغاز سازمانی شدن جنبش یگانگی‌جویی ایرانیان به همه‌ی ملت‌گرایان، به‌ویژه کوشندگان حزب، با تکیه بر اعلامیه‌ی دبیرخانه و بیانیه‌ی درون‌سازمانی آن، راه آینده را روشن خواند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر در سخنان کوتاه خود گفت: «در جهان، عصر تازه‌ای آغاز شده که می‌توان آن را عصر زندگی ملّی در مردم‌سالاری خواند. اکنون و از چند سال پیش، بسیاری کسان از برحق بودن ملت‌گرایی و زیان فروپاشیدگی ایران‌زمین در زیر سلطه‌ی بیگانه یاد می‌کنند؛ ولی سال‌ها پیش اندک‌شمار جوانان آرمان‌خواه این حقیقت را در لابه‌لای برگ‌های تاریخ شناختند و، برای بازگرداندن یکپارچگی میهن و آزادی و آبادی آن، به کار سازمانی پرداختند. چنین است که همواره باید پاس این پیشگامان جنبش یگانگی‌جویی ایرانیان را داشت و بی‌دریغ در راستای رسیدن به هدف‌های ملّی کوشا بود.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر در پایان سخنان خود همه‌ی وفاداران به جهان‌بینی، سیاست راهبردی، و شیوه‌های کارآوری حزب ملت ایران را به تلاش بیشتر برای رهایی میهن و انقلاب از ورطه‌ی هولناک کنونی و برچیدن بساط یکه‌تازی و برقراری مردم‌سالاری فراخواند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برنامه‌ی گردهمایی روز بنیاد با خواندن بیانیه‌ی درون‌سازمانی دبیرخانه به‌وسیله‌ی همرزم بردیا، از پایوران همیشه‌کوشای حزب، دنباله یافت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این بیانیه آمده است: «سالی که پیش روست، سال چهل‌وچهارم، در درون حزب سال بازسازی سازمانی نامیده می‌شود.» در بخش دیگر بیانیه نوشته شده است: «در سال آینده باید کوشید تا همه‌ی پیمان‌سپاران به حزب ملت ایران که به بنیادهای اندیشه‌ای و روش سیاسی آن وفادار مانده، ولی در بستر زمان به دلیل‌های گوناگون پراکنده گردیده‌اند به یگان‌های سازمانی برگردانده شوند.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در بیانیه‌ی پیش‌گفته، با ذکر این نکته که «حزب برای انجام وظیفه‌ی ملّی آمادگی بایسته را یافته است و می‌تواند در راستای بسیج هر چه بیشتر نیرو به زشت‌کرداری‌ها یا کوتاهی‌های گذشته با دیده‌ی بخشودگی بنگرد»، نتیجه‌گیری شده «همه‌ی کسانی که از سازمان درونی حزب کنار گذاشته شده یا حتی هموندی آن را از دست داده‌اند فرصت دارند تا به شرط برخوردار بودن از منش پایداری به سنگر پیشین خود بازگردند.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پایان آن نیز، خواسته شده که «درهای حزب به روی هر ایرانی بیداردل در دو سوی مرزهای جدایی‌افکن گشوده شود و برنامه‌ی ‌درخوری برای پذیرش هموندان تازه از میان همه‌ی گروه‌های اجتماعی در رده‌های سنی گوناگون، به‌ویژه نسل جوان، این آینده‌سازان میهن، به اجرا درآید.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پی این بیانیه، که نوید قرار گرفتن حزب در آستانه‌ی سال پرباری را می‌داد، همرزم امامی، از گردانندگان سازمان ناحیه‌ای اصفهان، شعر هیجان‌آفرینی را که در نوزده بیت سروده بود با شورمندی خواند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شعر میهنی ذکرشده که عنوان «در پهنه‌ی هماره‌ی ایران» را داشت با سه بیت زیر به پایان می‌رسید:</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دشمن اگر که خاره من آهن، در کف درفش چرمی کاوه</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">روییده در نگاه کما‌نگیر، من آرشم در آینه‌ی رخشان</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پیدا اگر که نیست، نباشد در دیده‌ها نمایش فردا</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از نطفه‌ی زمانه سواران رو می‌کنند جانب میدان</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از خودگذشتگان دل‌آگاه، آینه‌ی بلندی البرز</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پروردگان سایه‌ی سیمرغ در پهنه‌ی هماره‌ی ایران</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در اینجا، سرود «ای ایران» با هم‌آوایی گردآمدگان خوانده شد؛ و سپس کیکی، که روی آن جمله‌ی «خجسته باد روز بنیاد» به چشم می‌خورد، به‌وسیله‌ی همرزم آژیر، از پایوران برجسته‌ی حزب، بریده گردید و، با دادن چای و شیرینی و میوه، از میهمانان پذیرایی به عمل آمد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در آیین ویژه‌ی روز بنیاد، همه‌ی بخش‌های برنامه با کف‌زدن‌های پی‌در‌پی کوشندگان حزب روبه‌رو گردید و، به‌رغم قطع ناگهانی برق، کوچک‌ترین وقفه‌ای در برگزاری آن پدید نیامد و هر چه پیش‌بینی شده بود بی‌کاستی انجام گرفت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در ساعت هشت‌ونیم پس از نیمه‌روز، کوشندگان حزب درحالی که خاطره‌ای دل‌نشین از این گردهمایی با خود داشتند به‌تدریج خانه‌ی همرزم داریوش فروهر را ترک کردند و آیین چهل‌وسومین سالگرد خجسته‌روز بنیاد پایان یافت.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2497</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۶ مهر ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690706_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 16:03:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2496</guid>

					<description><![CDATA[صحنه‌آرایی تازه هم‌میهنان، در میان نابسامانی‌های فزاینده‌ای که همه‌ی زمینه‌های زندگی ملّی را فراگرفته است، بار دیگر، سران جمهوری اسلامی برای استوار داشتن پایه‌های لرزان فرمانروایی خود به انتخابات نمایشی روی آورده‌اند. این نمایش را زیر عنوان «برگزاری انتخابات دوره‌ی دوم مجلس خبرگان»، که هستی آن تنها زینتی است بر سامان یکه‌تازانه‌ی برپاشده‌ در کشور&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>صحنه‌آرایی تازه</strong></span><span id="more-2496"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در میان نابسامانی‌های فزاینده‌ای که همه‌ی زمینه‌های زندگی ملّی را فراگرفته است، بار دیگر، سران جمهوری اسلامی برای استوار داشتن پایه‌های لرزان فرمانروایی خود به انتخابات نمایشی روی آورده‌اند. این نمایش را زیر عنوان «برگزاری انتخابات دوره‌ی دوم مجلس خبرگان»، که هستی آن تنها زینتی است بر سامان یکه‌تازانه‌ی برپاشده‌ در کشور و هیچ جنبه‌ی مردمی ندارد، به روی صحنه می‌آورند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مجلس خبرگان نهادی می‌باشد که، با درهم‌شکستن جدول ارزش‌های انقلاب، بر قانون اساسی جمهوری اسلامی بار شده و ساختار، کاربرد، و شکل گزینش نمایندگان آن بر خلاف همه‌ی میزان‌های مردم‌سالاری است و به‌روشنی نشان از بخشیدن امتیازهای ویژه به یک گروه اجتماعی کم‌شمار دارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از این‌ها گذشته، در جو اختناق‌آمیز کنونی کشور، که «حقوق ملت» نادیده گرفته شده، دگراندیشی در حصار کوته‌بینی‌های واپس‌گرایانه افتاده، و عرصه‌ی گفتن و نوشتن و گردهمایی به سختی تنگ گردیده و امکان کوشش آشکار حزب‌های ناسازوارباخودکامگی‌زمامداران از میان رفته است، شرط‌های ضروری برای برگزاری هیچ گونه انتخابات آزادی فراهم نمی‌باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران از هنگام پای‌مال کردن همه‌ی آزادی‌های فردی و اجتماعی از شرکت در هر انتخابات انجام‌گرفته در جمهوری اسلامی خودداری و آن را ترفندی برای دادن ظاهر آراسته به انحصارگری میراث‌خواران انقلاب دانسته است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون هم، حزب ملت ایران برگزاری انتخابات دوره‌ی دوم مجلس خبرگان را صحنه‌آرایی تازه‌ای از سوی برکرسی‌قدرت‌نشستگان‌ در کشور برای حذف رقیبان خود تلقی و از آن کناره‌جویی می‌نماید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2496</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتار پروانه فروهر  ـ ۱۴ آبان ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690814_parvanehforouhar_hasibi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 15:06:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2500</guid>

					<description><![CDATA[از مرگ چه سخنی؟ در بزرگداشت کاظم حسیبی (در آیین هفتمین روز درگذشت مهندس کاظم حسیبی، از پیشگامان جنبش ملّی شدن صنعت نفت ایران، که از ساعت سه تا پنج بعدازظهر روز دوشنبه، چهاردهم آبان‌ماه ۱۳۶۹، در خانه‌اش برگزار گردید، پروانه فروهر به خواهش همسر آن شادروان گفتاری داشت که در زیر آورده می‌شود.) مگر این&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>از مرگ چه سخنی؟ در بزرگداشت کاظم حسیبی</strong></span><span id="more-2500"></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">(در آیین هفتمین روز درگذشت مهندس کاظم حسیبی، از پیشگامان جنبش ملّی شدن صنعت نفت ایران، که از ساعت سه تا پنج بعدازظهر روز <strong>دوشنبه، چهاردهم آبان‌ماه </strong><strong>۱۳۶۹</strong>، در خانه‌اش برگزار گردید، <strong>پروانه فروهر </strong>به خواهش همسر آن شادروان گفتاری داشت که در زیر آورده می‌شود.)</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مگر این آهنگ شتاب‌آلود، مهربان و پرغیرت مهندس حسیبی نیست که در گوش‌هایمان طنین دارد؟ خوب گوش کنید صدای خنده‌های او را، گرچه پنج سالی بود دیگر کمتر می‌خندید؛ که به بستر افتادن از تلاش تماشایی‌اش برای رودررویی با کژی‌ها و ناستودگی‌ها، برای مبارزه در راه ثابت کردن نقطه‌نظرها و آرمان‌هایی که به‌خاطرشان زنده بود بسیار کاسته و همه‌ی گلایه‌اش نیز همین بود که چرا باید به چنین بیماری‌ای دچار گردد؛ و من با همین غصه بارها و بارها عدالت را در کل هستی دچار تردید شدم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">خوب گوش کنید، این صدای مهندس حسیبی، از قهرمانان ملّی شدن صنعت نفت، است که مردم خشمگین و خسته را آرامش می‌بخشد، بعدازظهر سی‌ام تیر، نخستین صدای آشنا، که پیروزی را در بهارستان صلا داد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نگاه کنید، این مهندس حسیبی است که، پس از نزدیک به یک سال و نیم زندگی پنهانی و مبارزه و رهنمود به مبارزان نهضت مقاومت ملّی، برای درهم‌شکستن توطئه‌های غارت دوباره‌ی نفت، در صحن حرم حضرت معصومه متحصن شده و نظام کودتا را واداشته تا، بر خلاف سنت، گماشتگان خود را راهی حرم ساخته او را دستگیر و روانه‌ی زندان کنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">باز، این صدای مهندس حسیبی است در خانه‌ی ۱۴۳ خیابان فخرآباد، باشگاه جبهه‌ی ملّی، روز جمعه، نهم دی‌ماه سال ۱۳۳۹، روز کار اجباری*؛ نگاه کنید، بیش از همه، بیش از جوانان و شاگردان و فرزندانش در تلاش است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">و باز، بامداد جمعه است و، به دعوت جبهه‌ی ملّی، پیر و جوان، هواداران مصدق، در باشگاه گرد آمده‌اند، اوباش قداره‌بند، که در قهوه‌خانه‌ی خیابان جمع شده‌اند، با سروصدا و عربده‌جویی و نشان دادن برق دشنه‌هایشان درِ بزرگ باشگاه را از جای می‌کنند و به جمعیت حمله می‌کنند، کشاورز صدر پشت میکروفن است و مهندس شریف امامی را به باد انتقاد گرفته، جمعیت آشفته و منتظر واکنش رهبران جبهه‌ی ملّی است که در اطراف تریبون ایستاده‌اند، مهندس حسیبی آغوش‌گشوده از میان جمعیت راه می‌گشاید و با همان صدای آشنا فریاد می‌زند راهشان بدهید، مهمان ما هستند. جادوی کلام مهرآمیزش کارگر می‌افتد و بی‌سروپایان آرام‌آرام ساکت می‌شوند و راه آمده را بازمی‌گردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آزادی، خجسته آزادی! و آه که هنوز هم، پس از آن درازمدت و آن همه تلاش و، به قول شفیعی کدکنی، آن سرخ‌انتظار، هنوز هم، آزادی، خجسته آزادی!</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">میدان جلالیه، میتینگ بزرگ بیست‌وهشتم اردیبهشت ۱۳۴۰، مهندس حسیبی است، چهره از شادی گلگون‌شده، به تماشای موج جمعیت دست‌چین‌شده‌ی آزادی‌خواهان ایستاده.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">عصر بیست‌ونهم تیرماه سال ۱۳۴۰، وابستگان شورای جبهه‌ی ملّی برای بزرگ‌داشت گلگون‌کفنان سی‌ام تیر بر مزار آن شهیدان گرد آمده‌اند و گماشتگان ساواک همه، از جمله حسیبی، را بازداشت می‌کنند و به زندان موقت شهربانی می‌برند. در نخستین دیدار خانواده‌ها، باز این صدای مهندس حسیبی است، می‌خندد، شوخی می‌کند و زندان را در برابر افسون اراده‌ی خویش ناچیز جلوه می‌دهد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">زلزله بویین‌زهرا، بخش بزرگ میان قزوین و زنجان، را به ویرانه‌ای بدل می‌کند، جبهه‌ی ملّی خواستار کمک‌های مردمی، و چه کس مردمی‌تر از حسیبی، که به این کار گمارده شود!</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مهندس حسیبی جهان پهلوان تختی را به جمع‌آوری کمک‌های نقدی و جنسی روانه‌ی کوچه و خیابان می‌کند و آن حماسه‌ی شورانگیز پدید می‌آید. زن و مرد، دارا و ندار با دیدن چهره‌ی شرم‌آلود و مهربان پهلوان افسانه‌ای خود بی‌دریغ کمک می‌کنند؛ آن روزها، روحانی مبارز، مصدقی پاکیزه، آیت‌الله سیدضیاءالدین حاج‌سیدجوادی، نیز خوش درخشید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">و باز، صدای مهندس حسیبی است، در کنگره‌ی جبهه‌ی ملّی، در خانه‌ی حاج قاسمیه؛ مهندس حسیبی در راهروی خانه از این گوشه به آن گوشه، از کنار این دوست به کنار آن آشنا می‌رود، می‌گوید، با صدای بلند، با صدای نرم، جانانه تلاش می‌کند اختلاف‌ها را، که بالا گرفته، بکاهد و پدروار همه را تنی یگانه سازد، که خوب می‌داند دشمن از چه رخنه‌هایی نفوذ خواهد کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از بهمن ۱۳۴۱ تا شهریور ۱۳۴۲، در زندان‌های قصر و قزل‌قلعه، باغچه را با کمک دانشجویان و دیگر زندانیان جبهه‌ی ملّی سامان می‌دهد، حمام را، توالت‌ها را بهداشتی می‌کند، همه چیز در چارچوب نظم ذهن ریاضی او باید سامان یابد، حتی رختخواب‌ها، کسی نمی‌تواند آن‌ها را کج و کوله بیندازد. همسرم می‌گوید مهندس حسیبی می‌گفت دید هندسیِ مرا این بی‌نظمی‌ها آزار می‌دهد. نظم و کار همه جا، حتی در زندان، که کم‌کم حوصله‌ها تنگ و خاطرها آشفته می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سازمان جبهه‌ی ملّی دوم زیر فشار برونی و کژروی‌های درونی از هم می‌پاشد، ولی آن‌ها که راه مصدق را برگزیده‌اند از پای نمی‌نشینند. تلاش برای مدتی سرکوب می‌شود، ولی امید پایان نمی‌یابد و همه می‌دانند حرکت باید از نو آغاز شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق به دنبال بیماری دهان پگاه یکشنبه، چهاردهم اسفند‌ماه سال ۱۳۴۵، دیده از جهان فرو می‌بندد. نگاه کنید، مهندس حسیبی در احمدآباد با چه شور غم‌انگیزی در تدارک خاک‌سپاری پیشواست، غروب، گل‌آلود و افسرده، راهی خانه می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بیست‌وسوم خرداد‌ماه ۱۳۵۶، نشر نامه‌ی سه‌امضائی و تأثیر فراوان آن بر جامعه‌ی ناراضی بار دیگر امیدها را متوجه جبهه‌ی ملّی می‌سازد؛ و باز، مهندس حسیبی است در اجتماع باغ گلزار، در کاروان‌سرا سنگ، بهانه‌ی گردهمایی عید قربان است؛ نظام حاکم، که بارها طعم تلخ درگیری با هواداران مصدق را چشیده، می‌خواهد به خیال خود جریان را در نطفه خفه کند؛ ساواکی‌ها با ظاهر کارگران مسلمان با انواع سلاح‌های سرد میهمانان را مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند؛ مهندس حسیبی باغیرت‌تر از آن بود که از مهلکه بگریزد، به‌سختی آسیب می‌بیند؛ در اعلامیه‌ای که با امضای اتحاد نیروهای جبهه‌ی ملّی داده شد، مورد تجلیل فراوان قرار می‌گیرد. کبود و کوفته از راه می‌آید، ولی همه‌ی دلش با دیگر یاران آسیب‌دیده است. این ویژگی اوست، سودای خویش ندارد، همه شور دیگران است که جانش را آن سان بی‌تاب و آشفته می‌سازد که در جایی قرار نمی‌گیرد و پیوسته در حرکت است؛ ولی با دریغ این سال‌های آخر چنین نبود، به‌راستی، دریغ!</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حرکت‌ها اوج می‌گیرد، بسیاری امیدباختگان تن از نومیدی می‌شویند و به صف یاران دیرین می‌پیوندند و بازسازی‌های سازمانی دنبال می‌شود. در سی‌ام تیرماه ۱۳۵۷، مهندسی حسیبی به ریاست شورای جبهه‌ی ملّی برگزیده می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">جمعه‌ی خونین هفدهم شهریور و کشتار فجیع مردم و به‌دنبال آن گسترش خشونت دستگاه با مبارزان؛ مهندس حسیبی نگران و آشفته، ولی مصمم کار را دنبال می‌کند و در نیرومندسازی حزب ایران و جبهه‌ی ملّی کوشاست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بار دیگر زلزله، طبس ویران می‌شود و جبهه‌ی ملّی باز هم از مردم یاری می‌طلبد. مهندس حسیبی چهره‌ی شناخته‌شده‌ای برای مردم است که با اطمینان خاطر آنچه دارند به او می‌سپارند، بی‌دغدغه‌ی کاستی و کژی، که او را مصدق از اولیا خدا وصف کرده و بارها و بارها از بوته‌ی سوزان آزمایش سربلند بیرون آمده است. کاروان‌های کمک راهی طبس می‌شوند، این بار جای پهلوان نامی خالی است که او دیری است جان باخته.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مبارزه بالا می‌گیرد، موج و اوج می‌یابد و با دریغ، حالا که از دور می‌نگریم، خدشه می‌پذیرد و ناصافی؛ ولی آن‌ها که بیست‌و‌پنج سال بی‌امان جنگیدند در حال‌وهوای تقسیم غنائم نیستند، هر یک صمیمانه در تلاش‌اند تا سنگی از سر راه بردارند و سدی بشکنند، ناآگاه که در کمین بسیاران‌اند و رداها همه آماده.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گوش کنید، در این خانه، هنوز صدای نیایش او به درگاه خداوند یکتا به گوش می‌رسد. مهندس حسیبی از خانواده‌ای اسلام‌باور برخاسته بود و، در سراسر عمر، همه‌ی فریضه‌های دینی را به دقت انجام می‌داد؛ ولی هرگز در شمار کسانی نبود که دین را دستاویز هوس‌های سیاسی خود قرار می‌دهند؛ و دریغ، در این سرزمین چه بسیارند کسانی که، به گفته‌ی حکیم بزرگوار ایران، فردوسی،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">زیان کسان از پی سود خویش       بجویند و دین اندر آرند پیش</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بگذریم، ولی بی‌گمان تاریخ نخواهد گذشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">انقلاب پیروز شد و نخستین انتخابات مجلس شورای ملّی برگزار گردید، مهندس حسیبی را نامزد نمایندگی کردند. یقین دارم خم هم بر چهره‌اش از نتیجه‌ی آن رأی‌گیری کذایی پدید نیامد؛ ولی من به سختی رنجیدم، از قدرناشناسی مردم جوزده و سیاستگران بازی‌خورده، که او را همیشه در صحنه‌ی مبارزه‌ی ملّی دیده بودند، او را، آن پاکیزه‌ی بی‌اعتنا به پول و مقام و همیشه آماده‌ی خدمت را، او را، که عاشقانه ایران را دوست داشت و آزادی را ستایش می‌کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مهندس حسیبی تا زنده بود ماهانه بخشی از حقوق بازنشستگی استادی خود را برای خانواده‌های آسیب‌دیده و شهیدداده در نبرد میهنی به دولت می‌داد؛ و این نشانگر آن است که باور ناب او به این سرزمین خدایی و مردم آن خدشه‌دار نگردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حالا هم این مهندس حسیبی است، چشم به آینده دوخته و دل به ما سپرده، که هنوز زنده‌ایم تا راهش را ادامه دهیم و پرچمش را از دوش ننهیم ــ پرچم آزادی و سربلندی ایران را.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">تازه</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">عطرافشان</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گلباران باد!</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2500</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۱۶ آذر ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690916_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 14:50:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2504</guid>

					<description><![CDATA[گرامی باد روز دانشجو هم‌میهنان، دانشجویان، شانزدهم آذر روز ایستادگی خونین پاسداران خرد و دانش در برابر یورش اهریمنی قراولان تاریکی گرامی باد و نام شهیدان آن، مصطفی بزرگ‌نیا، مهدی شریعت رضوی، و احمد قندچی، دانشجویان دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران، پویندگان راه جنبش ضداستعماری و ضداستبدادی ایرانیان به رهبری مصدق بزرگ، جاودانه نقش بر تاریخ.&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گرامی باد روز دانشجو</strong></span><span id="more-2504"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان، دانشجویان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شانزدهم آذر روز ایستادگی خونین پاسداران خرد و دانش در برابر یورش اهریمنی قراولان تاریکی گرامی باد و نام شهیدان آن، مصطفی بزرگ‌نیا، مهدی شریعت رضوی، و احمد قندچی، دانشجویان دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران، پویندگان راه جنبش ضداستعماری و ضداستبدادی ایرانیان به رهبری مصدق بزرگ، جاودانه نقش بر تاریخ.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حماسه‌ی شانزدهم آذرماه سال یکهزاروسیصدوسی‌ودو یکی از درخشان‌ترین واکنش‌های ملّی در برابر سلطه‌گری بود که فصلی نو را در جنبش دانشجویی ایران پدید آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از آن سال به بعد، بزرگ‌داشت شانزدهم آذر، که «روز دانشجو» نام گرفت، فرصتی شد درخور برای درهم‌شکستن جو اختناق و زنده‌داشت آرمان‌های ملّی در مرکز‌های آموزش‌ عالی کشور.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دریغا، که با درهم‌شکستن جدول ارزش‌های انقلاب، دانشگاه‌ها، این کانون‌های نگه‌داشت فروزه‌های فرهنگی، نخستین آماج تهاجم واپس‌گرایی گردیدند و در ورطه‌ی دهشت‌زایی فروافتادند. در این میان، دانشجویان، که نماد والایندگی نسل جوان و نبض توفنده‌ی انقلاب بودند، در چنبر دسیسه‌های جوراجور گرفتار آمدند و از یادگیری و پژوهشگری بازداشته شدند و کوشش گردید به‌کلی از صحنه‌ی سیاسی کشور دور بمانند؛ ولی دانشجویان بیداردل نقش سرنوشت‌ساز خود را در زندگی ملّی از یاد نبردند و، افزون بر تلاش در راستای پیش‌روندگی آموزشی، پیوسته، چه در جبهه‌های جنگ با دشمنان بیگانه و چه در ستیز با روند یکه‌تازی برکرسی‌قدرت‌نشستگان در کشور، کارآوری بایسته را داشتند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون، روز پرارج شانزدهم آذر در حالی فرامی‌رسد که، از یک سو، دانشگاه‌ها دچار پیامدهای شوم انحصارگری و به‌ویژه کمبود چشمگیر استادان شایسته هستند و سطح آموزش و پژوهش افت آشکاری دارد و، از سوی دیگر، فرزندان جوان این سرزمین، اگر هم گذرگاه تنگ آزمون سراسری و سهمیه‌بخشی‌های باج‌گونه‌ی آن را پشت سر نهند و جامه‌ی دانشجویی دربرنمایند، تازه با تبعیض‌های ناروا و دشواری‌های بغرنجی چون هزینه‌تراشی‌های نسنجیده و نداشتن ابزار کار روبه‌رو می‌شوند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با این همه، از برآیند گزارش‌های رسیده‌ازمرکزهای‌آموزش‌عالی‌سراسرایران چنین برمی‌آید که دانشجویان از چاره‌گری دست برنداشته‌ و با شورمندی خواست‌های برحق خود را طرح نموده و، در پاره‌ای موردها، به اعتصاب و تحصن روی آورده و در همه جا برای شالوده‌ریزی سازمان‌های صنفی خود به تکاپو برخاسته‌اند. این درست همان درسی است که از بررسی روند پیکارهای آزادی‌بخش ملّی در جهان کنونی می‌توان آموخت و شکل‌گیری گروه‌های گوناگون اجتماعی در نهادهای صنفی را زمینه‌ساز «همبستگی همگانی» برای رهایی از هر گونه سلطه شناخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با چنین برداشتی تاریخی، در برخورد هنگامی با شانزدهم آذر، حزب ملت ایران یک بار دیگر از همه‌ی دانشجویان می‌خواهد با پدید آوردن سازمان‌های صنفی ویژه، که گنجایش دربرگرفتن آرمان‌های انقلابی را داشته باشد، آماده‌ی سهم‌گیری در بازسازی ایران به‌ویرانی‌افتاده در سامانی مردم‌سالارانه شوند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پیروز باد ملت، استوار باد همبستگی دانشجویان ایران.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2504</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پیام حزب ملت ایران ـ ۲۵ آذر ۱۳۶۹</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2022/03/12/13690925_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2022 14:18:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۶۹]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2506</guid>

					<description><![CDATA[در ستایش شاهنامه زنان و مردان ایران‌زمین، شاهنامه فردوسی، حماسه‌ی ملّی ایران و ایرانیان، از بزرگ‌ترین و بلندآوازه‌ترین یادگارهای اندیشه‌ی بشری است و همواره دانشمندان و خردمندان گیتی ستایشگر آن بوده‌اند و هزارها کتاب به زبان‌های زنده‌ی جهان درباره‌ی آن به نگارش درآمده است. از اینجاست که، به پیشگامی سازمان تربیتی، علمی، و فرهنگی ملت‌های متحد&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong><em>در ستایش شاهنامه</em></strong></span><span id="more-2506"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">زنان و مردان ایران‌زمین،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><em>شاهنامه </em>فردوسی، حماسه‌ی ملّی ایران و ایرانیان، از بزرگ‌ترین و بلندآوازه‌ترین یادگارهای اندیشه‌ی بشری است و همواره دانشمندان و خردمندان گیتی ستایشگر آن بوده‌اند و هزارها کتاب به زبان‌های زنده‌ی جهان درباره‌ی آن به نگارش درآمده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از اینجاست که، به پیشگامی سازمان تربیتی، علمی، و فرهنگی ملت‌های متحد (یونسکو)، سال یکهزارونهصدونود میلادی، که از زمستان گذشته آغاز گردیده و اینک بازپسین روزهای آن است، سال <em>شاهنامه </em>نامیده شده و، در این سال، در سرتاسر جهان، آیین‌های بزرگ‌داشت<em>شاهنامه</em>و سراینده‌ی آن با برپایی انجمن‌ها و گردهمایی‌ها و نشر کتاب‌ها، نوشتارها، و گفتارها با فر و شکوه فراوان برگزار گردید و گزارش‌های آن از راه روزنامه‌ها و رادیوهای جهان به آگاهی ایرانیان رسید؛ و جای بسی دریغ و شگفتی است که، از ندانم‌کاری کاربه‌دستان واپس‌گرا، میهن شاعر واپسین کشوری است که در آن با برنامه‌هایی، نه درخور حکیم و سراینده‌ی نامور، در بزرگ‌داشت او با جهانیان هماهنگی و هم‌آوایی نشان داده می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بی‌مهری به <em>شاهنامه</em>و دشمنی با فردوسی، آن پیام‌آور دانش و خرد، در این سرزمین تازگی ندارد. فراموش نکرده‌ایم آن روز که جان بیدارش به بهشت جاویدان خرامید، پیکر پاکش را به گورستان طوس راه ندادند و ناچار در باغ خودش به خاک سپرده شد؛ فراموش نکرده‌ایم که، در همین چند سال پیش هم، کوردلانی برای ویران کردن آرامگاهش به راه افتادند و نمی‌دانستند که آرامگاه راستین آن بزرگ‌مرد در دل‌های گرم فرزندان ایران و آزادگان و خردمندان جهان است؛ فراموش نکرده‌ایم که سروده‌هایش را از کتاب‌های درسی ستردند و نمی‌دانستند که سخنان آسمانی او نقش جان‌های پاک فرزندان ایران است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هزار سال است که فروغ تابناک <em>شاهنامه</em>سراسر پهنه‌ی فرهنگی ایران را روشنی شور و امید بخشیده و فرزندان ایران در سراسر نیاخاک ورجاوند ما، در دشت‌ها و کوهساران ایران بزرگ، از کناره‌های سرسبز سیردریا و آمودریا تا بستر گرم اروندرود خونین، از ستیغ‌های برف‌آگین کوه‌های قفقاز تا کرانه‌های نیلگون دریای پارس و عمان، همه‌جا و همه‌گاه، با خواندن <em>شاهنامه</em>سرود جاودانه‌ی یگانگی و هستی ملّی ایران را سر داده‌اند و، در آیین‌های شادی و پیروزی و بر سفره‌های نوروزی، <em>شاهنامه</em>را نشان فرخندگی و بهروزی شمرده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در درازای تاریخ پرفرازونشیب ما، در روزهای تاریک و خونینی که هستی ملّی ما در خطر می‌افتاد، در برابر دشمنان خرد و کلان خودی و بیگانه، <em>شاهنامه</em>سرچشمه‌ی امید و پایداری ملت ما و مایه‌ی استواری همبستگی ملّی ما بود. مردم ایران همیشه در برابر خودکامگان خون‌خوار خیزش کاوه‌ی آزاده را نماد کار و روش پیکار خود می‌شمردند و، به هنگام یورش دشمنان بیگانه، دلاوری‌های رستم جهان‌پهلوان را سرمشق مردانگی‌های خود می‌شناختند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">همین دیروز، که راهزنان بعثی عراق به سرزمین ورجاوند ما یورش آوردند، روز آزمون بزرگ، روز مرگ و زندگی، روز نیستی و جاودانگی فرارسیده بود، صدام حسین لاف سرداری قادسیه‌ی دوم را می‌زد و می‌پنداشت که می‌تواند به آسانی بر جای ضحاک ماردوش و سعد وقاص تکیه زند، در آن روزهای لبریز از بیم و هراس، روزهایی که دست‌اندرکاران ناآگاه و ناتوان درماندگی نشان می‌دادند، الهام از <em>شاهنامه</em>بود که زنان و مردان دلاور ایرانی را به پایداری ملّی برانگیخت. آن روز که دشمن نودولت دژخوی زخم‌های کاری بر پیکر این ملت سرافراز دیرینه‌سال می‌زد، بانگ رسای فردوسی در سراسر ایران‌زمین طنین‌انداز بود که</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بکوشیم و مردی به کار آوریم          بریشان جهان تنگ‌وتار آوریم</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مردان و زنان قهرمان ایران، که درس دلاوری و پایداری را از <em>شاهنامه</em>آموخته بودند و رستم ‌دستان، نماد همیشگی نگاهبانی میهن، و دیگر نیاکان و پهلوانان بلندآوازه‌ی خود، چون کاوه و گیو و گودرز و طوس، را سرمشق خویش می‌دانستند، در این «نبرد میهنی» در برابر دریادریا جنگ‌افزارهای ویرانگری که دشمنان بزرگ ما به دست آن دشمن خوارمایه داده بودند با چنگ و دندان از هستی ملّی خویش دفاع کردند و یک بار دیگر پیام جاودانه‌ی <em>شاهنامه</em>را به گوش جهانیان رسانیدند:</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دریغ است ایران که ویران شود                کنام پلنگان و شیران شود</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><em>شاهنامه</em>سند همبستگی ملّی ما و پاسخ‌گوی نیازهای ملّی ما و آیین جاودانه‌ی زندگی ملت ماست: در روزگار آرامش، راستی و خردمندی و دادورزی و آبادگری و پرهیز از هر گونه پلیدی و تباهی و نمودهای اهریمنی؛ و به هنگام جنگ، میهن‌پرستی و پایداری و دلاوری و جان‌سپاری و دشمن‌شکنی.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><em>شاهنامه</em>گنجینه‌ی فرهنگ کهن درخشان ماست. امروز، که آزادگان و خردمندان جهان هم‌آواز و هماهنگ <em>شاهنامه</em>را می‌ستایند، گذشته‌ی پرافتخار این ملت و ارزش والای این فرهنگ را می‌ستایند؛ فرهنگ دیرینه‌سالی را می‌ستایند که فروغ آن سده‌های بسیار مایه‌ی روشنی دل و دیده‌ی جهانیان بوده است. بزرگ‌داشت <em>شاهنامه</em>بزرگ‌داشت ایران، بزرگ‌داشت ملت ایران، و بزرگ‌داشت فرهنگ ملّی ایران است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این آیین‌های بزرگ‌داشت جهانی، مایه‌ی امید و شادمانی ماست که، در فراسوی مرزهای قراردادی کنونی ایران، بیش از هر جا در خاستگاه‌های کهن فرهنگ ایرانی، در بخارا و سمرقند و کابل و غرنه و بلخ و هرات و گنجه و باکو و شروان و دربند، <em>شاهنامه</em>را گرامی می‌دارند؛ و ما این هم‌زمانی فرخنده را هم به فال نیک می‌گیریم که، در سال ستایش جهانی <em>شاهنامه</em>، خواهران و برادران هم‌زبان و هم‌نژاد و هم‌فرهنگ ما در آن سوی آمودریا، در ورازرود، که نام «تاجیکستان» بدان داده شده است، زنجیرهای چیرگی بیگانه را می‌گسلند و درفش سرافرازی ملّی را برمی‌افرازند و زبان <em>شاهنامه</em>را زبان رسمی جمهوری خویش برگزیده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هزاران درود ما به مردان و زنان قهرمان آن سامان، که سمندوار از زیر خاکستر ستم و بیداد و سرکوب سربرآورده‌اند و زندگی همراه‌باآزادگی‌وسرفرازی را از سر می‌گیرند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ما از همه‌ی زنان و مردان آرمان‌گرای ایران‌زمین می‌خواهیم که پیروزی خواهران و برادران دورافتاده را هر چه بیشتر گرامی دارند و، با فرستادن نامه‌ها و ارمغان‌های شایسته، به‌ویژه کتاب‌های فارسی و نوارهای موسیقی، از ناز و نوازش خویشاوندان رنج‌کشیده کوتاهی نورزند و همبستگی دیرین را توان و نیرو بخشند. بهترین ارمغان هم <em>شاهنامه</em>است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">امید که بزرگ‌داشت جهانی <em>شاهنامه</em>برای کاربه‌دستان کشور درس آموزنده‌ای باشد که از این پس ارزش این گنجینه‌ی بزرگ فرهنگ ملّی را بدانند و ستیزه‌گری واپس‌گرایان با<em>شاهنامه،</em>که نمونه‌اش ستردن داستان‌های آن از کتاب‌های درسی است، پایان پذیرد. آرزو داریم که بزرگ‌داشت <em>شاهنامه</em>یک برنامه‌ی زودگذر چندروزه آن هم به انگیزه‌ی دگرگون وانمود کردن پیام‌های <em>شاهنامه</em>نباشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اگر جهانیان سالی را «سال <em>شاهنامه</em>» شناخته‌اند و در آن هفته‌ای را به برگزاری آیین‌هایی در ستایش <em>شاهنامه</em>می‌گذرانند، برازنده‌ی ما نیست که به همین اندازه بسنده کنیم. در سرزمین ما، بزرگ‌داشت <em>شاهنامه</em>و آشناتر کردن مردم به فرهنگ <em>شاهنامه</em>باید یک برنامه‌ی پایدار ملّی باشد. آیین <em>شاهنامه</em>‌خوانی، که در هزار سال گذشته در گردهمایی‌ها، به‌ویژه میان عشیره‌های جنگاور ایرانی، شیوه‌ای دیرپای بوده، باید رونقی تازه یابد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ما پیشنهاد می‌کنیم که روز پایان سرایش <em>شاهنامه،</em>که به گفته‌ی فردوسی «به ماه سفندارمذ روز ارد»، روز بیست‌وپنجم اسفندماه، بوده، روز <em>شاهنامه </em>خوانده شود و در آن روز همه‌ساله آیین‌های ویژه‌ای در شناخت و شناساندن این منشور جاودانگی ملّی و ستایش <em>شاهنامه </em>برگزار گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2506</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
