<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>۱۳۷۳</title>
	<atom:link href="https://www.forouharha.net/category/epoche-4/epoche-4b/epoche-4b-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Aug 2024 12:26:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>de</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/cropped-Forouhar-logo-final-1-32x32.jpg</url>
	<title>۱۳۷۳</title>
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۴ اردیبهشت ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%87-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d9%84%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%80-%db%b4-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%db%b1%db%b3%db%b7%db%b3/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 22:50:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2642</guid>

					<description><![CDATA[بازداشت محمدحسین ختنی  از چندی پیش، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی بی‌هیچ دستاویز قانونی شماری از دگراندیشان پیکارگر را هر از چند گاه در شهرهای بزرگ به دادستانی انقلاب فرامی‌خوانند و به کسب اطلاع و تفتیش عقاید می‌پردازند و، بدون اتهام روشنی، آن‌ها را تهدید و در موردهایی تطمیع می‌نمایند که از کارآوری سیاسی کناره‌جویی کنند؛&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>بازداشت محمدحسین ختنی </strong></span><span id="more-2642"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از چندی پیش، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی بی‌هیچ دستاویز قانونی شماری از دگراندیشان پیکارگر را هر از چند گاه در شهرهای بزرگ به دادستانی انقلاب فرامی‌خوانند و به کسب اطلاع و تفتیش عقاید می‌پردازند و، بدون اتهام روشنی، آن‌ها را تهدید و در موردهایی تطمیع می‌نمایند که از کارآوری سیاسی کناره‌جویی کنند؛ از جمله محمدحسین ختنی، بازرگان سرشناس، رزمنده‌ی دیرپا، که سراسر زندگی را در ستیز با نیروهای استبدادی گذرانده، در مدت دو ماه گذشته، سه بار از سوی جانشین دادستان انقلاب اسلامی تهران احضار گردید و، بر خلاف نص صریح قانون، با کندوکاو پیرامون باورهای خود و شکل رابطه‌اش با حزب ملت ایران و رهبری آن روبه‌رو شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">محمدحسین ختنی، یک ایرانی اسلام‌باور، که سره را از ناسره بازمی‌شناسد، هر بار سرسختانه از آرمان‌های ملّی خود دفاع و به این وقت تلف کردن‌های زشت پرخاش و هر بار آتش خشم پاسداران جو وحشت را تیره‌تر نمود. سرانجام، در ساعت یازده بامداد روز شنبه، سوم اردیبهشت‌ماه، محمدحسین ختنی در حجره‌ی خود در بازار تهران از سوی گماشتگان امنیتی دستگیر گردید و هنوز روشن نمی‌باشد که به کجا برده شده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چون به محمدحسین ختنی در چند بار بازجویی هیچ اتهامی زده نشده، به‌خوبی پیداست که تنها انگیزه‌ی این بازداشت خلاف قانون قدرت‌نمایی و زهرچشم گرفتن از دیگران می‌باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون، حزب ملت ایران از شما، همه‌ی زنان و مردان بیداردل، می‌خواهد به بازداشت خلاف قانون انسان آزاده‌ای که همواره بر سر آرمان‌های خود استوار ایستاده اعتراض کنید. ایرانیان آرمان‌خواه بیایید همه با هم، در درون و بیرون کشور، از میان برداشتن بساط این نهادهای سرکوبگر را، که نام «دادگاه‌های انقلاب» بدان‌ها داده شده، و نیز آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی را طلب کنیم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2642</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۵ اردیبهشت ۱۳۷۲</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730205_darushforouhar_bbc/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 22:28:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2644</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی؛ بازداشت محمدحسین ختنی  عصر روز دوشنبه، پنجم اردیبهشت‌ماه، گزارشگر رادیو بی‌بی‌سی با داریوش فروهر به‌وسیله‌ی تلفن مصاحبه‌ای انجام داد و بخشی از آن شامگاهان در برنامه‌ی جام جهان‌نماپخش گردید که، به علت اختلال‌های پدیدآمده، متن آن ضبط نگردیده است. متن اصلی مصاحبه در زیر آمده است. گزارشگر: آقای فروهر، می‌خواستم&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی؛ بازداشت محمدحسین ختنی </strong></span><span id="more-2644"></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">عصر روز دوشنبه، پنجم اردیبهشت‌ماه، گزارشگر رادیو بی‌بی‌سی با داریوش فروهر به‌وسیله‌ی تلفن مصاحبه‌ای انجام داد و بخشی از آن شامگاهان در برنامه‌ی <em>جام جهان‌نما</em>پخش گردید که، به علت اختلال‌های پدیدآمده، متن آن ضبط نگردیده است. متن اصلی مصاحبه در زیر آمده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، می‌خواستم درمورد بازداشت یکی از بازاری‌های وابسته به حزب ملت ایران، آقای محمدحسین ختنی، اگر بشود، اطلاعات بیشتری از شما بگیرم. نخستین سؤال ما این است که آقای محمدحسین ختنی که بودند و رابطه‌شان با شما چگونه بود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من فکر می‌کنم اطلاعیه‌ی دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران، که دیروز داده شده پیرامون چگونگی بازداشت ایشان، گویاست که در اختیار شما قرار گرفته. به هر حال، آقای محمدحسین ختنی از آغاز نوجوانی، یعنی از سال‌های سی‌وشش و سی‌وهفت، در بازار کار می‌کرد و اکنون یک بازرگان سرشناس در کار خرید و فروش نوشت‌افزار است. ایشان از همان آغاز کار در بازار به جامعه‌ی بازرگانان و پیشه‌وران بازار تهران، که یک سازمان صنفی‌ـ‌سیاسی و در زمان مصدق بزرگ از سوی مردانی همچون حاج راسخ افشار، حاج تحریریان، حاج حسن شمشیری، حاج حسن قاسمیه، حاج علی صدری، حاج حسن لقایی، حاج محمود مانیان و حاج قاسم لباسچی بنیادگذاری شده بود، پیوست. به این ترتیب، پیرو و شاگرد آن مردان مبارز بازار تهران به حساب می‌آید. از همان هنگام، با حزب ملت ایران و، از این راه، جبهه‌ی ملّی همکاری داشت و به‌ویژه در دوران ستیز با دیکتاتوری پیش از انقلاب و در همه‌ی کوشش‌هایی که به انقلاب انجامید سهم بزرگی داشت. با درهم‌شکستن جدول ارزش‌های انقلاب، چون از دانش دینی شایسته‌ای هم برخوردار بود، به‌سختی به کجراهه‌هایی که در جمهوری اسلامی پدید آمده بود انتقاد می‌کرد و بارها به کمیته‌های گوناگون احضار شد. از مدتی پیش، نهادهای سرکوبگری که نام «دادگاه انقلاب» به آن‌ها داده شده در همه جا شروع کردند دگراندیشان ناسازوار با روند یکه‌تازی را احضار کنند، تهدید و در مواردی تطمیع نمایند و آن‌ها را از کارآوری سیاسی بازدارند؛ از جمله ایشان در ظرف دو ماه گذشته سه بار از سوی نهادی که چندان هم واقعی نیست به نام «جانشین دادستان انقلاب اسلامی تهران» احضار شد و، بر خلاف نص صریح قانون، با تفتیش عقاید و پرسش‌هایی پیرامون رابطه‌اش با حزب ملت ایران و رهبری آن روبه‌رو شد و هر بار با تندی به آن‌ها پاسخ داد و به هیچ وجه زیر بار کارهای خلاف قانونشان نرفت و به تطمیع و تهدید آن‌ها نیز توجه نکرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>می‌خواستم خواهش کنم بگویید آقای ختنی چه وقت و چگونه دستگیر شدند؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بعد از دو سه بار تلفن، که ایشان به تلفن‌ها اعتنایی نمی‌کرد و می‌گفت باید برگ احضاریه‌ی رسمی باشد، تنی چند به محل کارش در بازار تهران، که «بازار تحریر» به آن می‌گویند، آمدند و ایشان را ساعت یازده روز شنبه، سوم اردیبهشت از حجره‌اش بردند که هنوز بازنگشته است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شما فکر می‌کنید کسانی که آقای ختنی را دستگیر کردند که بودند، از کدام نهاد بودند؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>این مشخص نیست، ولی در گذشته احضاریه‌ها امضای «جانشین دادستان انقلاب اسلامی تهران» را داشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شما فکر می‌کنید چرا جانشین دادستان انقلاب اسلامی یا دولت باید بخواهد آقای محمدحسین ختنی را، که از بازاریان است، دستگیر کند؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>آقای ختنی چند بار که احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته هیچ اتهامی به ایشان نسبت داده نشده و تنها سعی کردند کسب اطلاع کنند، تفتیش عقاید کنند، رابطه‌اش را با حزب ملت ایران و رهبری آن وارسی نمایند که او هم به هیچ یک از این کارهای خلاف قانون تن در نداده بود. به این ترتیب، هیچ علت و انگیزه‌ای برای بازداشت وی جز قدرت‌نمایی، جز زهرچشم گرفتن از دیگران من نمی‌بینم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>الان مشخص نیست که آقای ختنی در کجا هستند؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>مگر کسان دیگری که در بازداشت هستند روشن می‌شود که در کجا هستند؟ به هر حال، در آن اطلاعیه‌ای که گفتید به دستتان رسیده، حزب ملت ایران از تمام ایرانیان خواسته است که به این گونه بازداشت‌ها اعتراض کنند و به‌طورکلی برچیدن دادگاه‌های انقلاب، که جز سرکوبگری، جز پاسداری از جو وحشت هیچ کاربردی ندارند، را طلب کنند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>متشکرم. خدانگهدار.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2644</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730209_darushforouhar_radiosued/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 22:25:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2647</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو سوئد گزارشگر: روز به خیر، سلام عرض می‌کنم. داریوش فروهر: روز به خیر. گزارشگر: شنیدیم که آقای ختنی، از اعضای حزب ملت ایران، اخیراً دستگیر شده‌اند. می‌شود بفرمایید دلیل دستگیری ایشان چه بوده؟ داریوش فروهر: آقای محمدحسین ختنی به دنبال یک رشته احضارها به دادستانی انقلاب بازداشت شدند. به‌طورکلی، از چندی پیش، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر رادیو سوئد</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>روز به خیر، سلام عرض می‌کنم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>روز به خیر.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شنیدیم که آقای ختنی، از اعضای حزب ملت ایران، اخیراً دستگیر شده‌اند. می‌شود بفرمایید دلیل دستگیری ایشان چه بوده؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>آقای محمدحسین ختنی به دنبال یک رشته احضارها به دادستانی انقلاب بازداشت شدند. به‌طورکلی، از چندی پیش، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی بی‌هیچ دستاویز قانونی دگراندیشان ناسازوار با روند یکه‌تازی را در شهرهای بزرگ به دادستانی انقلاب می‌خواهند و بیشتر به کسب اطلاع و تفتیش عقاید می‌پردازند و بدون اتهام روشنی آن‌ها را تهدید و در موردهایی تطمیع می‌کنند که از کوشش‌های سیاسی کناره‌جویی نمایند؛ به‌ویژه در دو سال گذشته نسبت به کوشندگان حزب ملت ایران این شیوه بارها و بارها تکرار شده و آقای محمدحسین ختنی هم، که از بازرگانان سرشناس است، از نیمه‌ی دوم بهمن‌ماه سال پیش، در دو ماه و نیم گذشته، سه بار از سوی جانشین دادستان انقلاب اسلامی تهران احضار گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>دلیل خاصی ارائه نداده‌اند؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>در همین زمینه‌ی تفتیش عقاید و کسب اطلاع از او و بیشتر تکیه روی اینکه شکل رابطه‌اش با حزب ملت ایران و با رهبری حزب ملت ایران چگونه است و هیچ اتهامی به ایشان نسبت داده نشده.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ایشان هم، چون یک رزمنده‌ی دیرپا و از آغاز نوجوانی کوشش‌های سیاسی دارد، دانش و شناختش از آموزش‌های دینی هم در سطح خوبی است، همه بار پاسخ‌های تند و درخور را به آن‌ها داد تا سرانجام، روز شنبه، سوم اردیبهشت‌ماه، به حجره‌اش در بازار تحریر تهران رفته‌اند و ایشان را برده‌اند؛ و از آن پس هم، هیچ آگاهی که در کجا هستند به دست نیامد و با خانه‌ی خود هم هیچ رابطه‌ای یا تلفنی نداشته‌اند و وضع روشنی در این زمینه نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بی‌درنگ، یعنی روز یکشنبه، چهارم اردیبهشت‌ماه، دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران طی اطلاعیه‌ای چگونگی را به آگاهی مردم رساند و از ایرانیان در درون و بیرون کشور خواستار شد که به این گونه بازداشت‌های خلاف قانون اعتراض کنند و، به‌طورکلی، برچیدن بساط نهادهای سرکوبگری را که نام دادگاه انقلاب به آن‌ها داده شده و همین طور آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی را طلب کنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>بله، این اطلاعیه از طرف حزب ملت صادر شده.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>حزب ملت ایران، حزبی که من عضو آن هستم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>در رابطه با دستگیری آقای سعیدی سیرجانی چطور؟ حزب ملت ایران اطلاعیه‌ای صادر کرده؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>نه، حزب ملت ایران درمورد آقای سعید سیرجانی و دوست دیگر ایشان به نام محمدصادق سعید، که دستگیر شدند، اطلاعیه‌ای نداد؛ زیرا خبر آن خیلی دیر پخش شد. به‌طورکلی، من ایشان را از راه کتاب‌ها و نوشتارهایی که نشر داده‌اند و برخی از آن‌ها هم بسیار شیوا و گاه سخت انتقادآمیز است می‌شناسم؛ ولی خودشان را هرگز ندیده‌ام، آشنایی هم ندارم. چهل روز پیش، خبر دستگیری ایشان را در خیابان از بعضی دوستانم شنیدم؛ سپس از رسانه‌های همگانی بیرون کشور این خبر را شنیدم تا اینکه از ده روز پیش نشریه‌هایی مانند <em>کیهان</em>و <em>جمهوری اسلامی</em>، که به دشنام‌نامه‌ای بدل شده‌اند، شروع کردند پیرامون دستگیری ایشان چیزهایی نوشتند، حتی یک تن از دست‌اندرکاران وزارت اطلاعات گفتاری داشت با خبرنگاران، که در این دو نشریه پخش شد، و لحن همه بسیار زشت و زننده بود و تهمت‌هایی دربرداشت که پیش از یک دادرسی به هیچ وجه درست به نظر نمی‌رسد. این جوسازی است، که اگر بخواهید میزان‌های حقوقی را در نظر بگیرد، بسیار غلط می‌باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران به‌طورکلی نسبت به این نقص‌های دستگاه قضائی جمهوری اسلامی همیشه ایراد گرفته است و اعتقاد دارد باید حقوق کسانی که اتهام هایی به آن‌ها زده می‌شود رعایت گردد و از ایمنی قضائی برخوردار باشند. فرض بگیرید با نسبت‌های آمیخته‌به‌دشنام، که داده شده، اگر فردا در یک دادگاه صلاحیت‌دار آقای سعیدی سیرجانی یا همراهشان بی‌گناهی خود را به ثبوت رساندند، این همه خدشه‌دار کردن حیثیت چگونه جبران می‌گردد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شما فکر می‌کنید این اعتراضات گسترده‌ای که گفتید درمورد دستگیری آقای ختنی انجام شده بتواند چاره‌ساز باشد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من گمان می‌کنم که همیشه استوارترین دیکتاتورها هم در برابر فشار افکار عمومی و در برابر خواست مردم ناگزیر از عقب‌نشینی است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>بی‌نهایت متشکرم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>سپاس‌گزارم. امیدوارم که همیشه در راستای رساندن خبرهای درست، به‌ویژه به ایرانیان عزیزی که در سوئد و کشورهای همجوار هستند، توفیق داشته باشید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>ما هم آرزوی موفقیت شما را داریم.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2647</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730212_darushforouhar_radio24saate/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 22:20:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2650</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو بیست‌وچهارساعته‌ی صدای ایران؛ زندانیان سیاسی و   گزارشگر: شنوندگان ارجمند، یک نام، که می‌شود گفت به تمام جریانات و حوادث سیاسی این چهل سال اخیر گره خورده، آقای داریوش فروهر است. آقای داریوش فروهر در تهران زندگی می‌کنند. چندی پیش سفری داشتند به اروپا و ما با ایشان تماس گرفتیم، صحبت کردند، قرار شد&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر رادیو بیست‌وچهارساعته‌ی صدای ایران؛ زندانیان سیاسی و </strong></span><span id="more-2650"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong> </strong></span><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شنوندگان ارجمند، یک نام، که می‌شود گفت به تمام جریانات و حوادث سیاسی این چهل سال اخیر گره خورده، آقای داریوش فروهر است. آقای داریوش فروهر در تهران زندگی می‌کنند. چندی پیش سفری داشتند به اروپا و ما با ایشان تماس گرفتیم، صحبت کردند، قرار شد که با هم گفتگو کنیم. گفتند من اگر قرار باشد گفتگو کنم می‌روم تهران و حرف‌هایم را از آنجا می‌زنم. امروز فرصتی پیدا شد، بعد از پانزده سال، شنوندگان ارجمند، با داریوش فروهر گفتگو کنیم ــ مردی که از حوادث تاریخ معاصر زیاد می‌دانند. شب به خیر، آقای داریوش فروهر در تهران.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>شب به خیر. سپاس‌گزارم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>حالتان خوب است؟ آقای داریوش فروهر، اجازه می‌دهید درباره‌ی سعیدی سیرجانی با شما گفتگو کنیم ــ نویسنده‌ای که در تهران بازداشت شده، اتهاماتی به او بسته‌اند، این اتهامات اغلب ایرانیان را در تمام دنیا جریحه‌دار کرده ــ به اضافه‌ی بازداشت‌های اخیر، آخرینش آقای ختنی، که تصادفاً از دستیاران خود شما بوده‌اند، از بازرگانان ملّی‌گرا در بازار تهران. راجع به این اتهامات، این بازداشت‌های اخیر نظرتان چیست؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>پیرامون آقای سعیدی سیرجانی، من ایشان را از راه نوشتارها و کتاب‌هایشان، که بسیار هم شیواست و گاهی سخت انتقادآمیز، می‌شناسم. از نزدیک با ایشان آشنایی نداشته‌ام. چندی پیش شنیدم که در خیابان بازداشت شده‌اند. بعد رسانه‌های بیرون از کشور خبر از بازداشت ایشان و دوستشان دادند. دیگر آگاهی چندانی پیرامون موضوع نداشتم تا اینکه نشریه‌هایی در درون کشور، که من بیشتر آن‌ها را دشنام‌نامه می‌شناسم، مانند <em>کیهان</em>، <em>جمهوری اسلامی </em>و <em>کیهان هوایی</em>، شروع کردند به یک سری تهمت، تهمت‌های زشت، و حتی یک پایور وزارت اطلاعات هم در همین زمینه گفتار تهمت‌آمیزی داشت. من آگاهی درستی ندارم که چگونه و چرا ایشان بازداشت شدند؛ اما این را می‌دانم که چنین جوسازی‌هایی، دشنام‌دهی‌هایی، لجن‌پراکنی‌هایی ویژه‌ی سیستم‌های توتالیتر است و انجام یک دادرسی درست، یک رسیدگی درست به اتهام را به‌کلی از میان می‌برد. چند شب قبل، در برابر پرسشی، گفتم که، اگر به‌فرض آقای سعیدی سیرجانی و دوست همراهشان بتوانند در یک دادگاه صلاحیت‌دار بی‌گناهی خودشان را به اثبات برسانند، این همه خدشه که بر حیثیت ایشان وارد شده چگونه جبران خواهد شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">طبیعی است من هم، مانند همه‌ی ایرانیان، از اینکه در کشور یک شیوه‌ی یکه‌تازانه‌ای است که به صرف اتهام، پیش از هر دادرسی، همه گونه تهمت می‌شود زد بسیار افسرده هستم. به هر حال امیدوارم وضعی پدید آید که یک دادرسی درست در یک دادگاه صلاحیت‌دار با حضور وکیل دادگستری و، در صورت لزوم، با حضور هیئت منصفه انجام بگیرد تا مردم بتوانند به‌راستی داوری کنند که آنچه به صورت تهمت زده می‌شود از حقیقتی هم برخوردار هست یا نه صرفاً از بازیگری‌های یک سامان یکه‌تازانه است که با افسوس بر ایران فرمانرواست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">درباره‌ی آقای محمدحسین ختنی، که من ایشان را از نوجوانی می‌شناختم، ایشان از نوجوانی در بازار کار می‌کردند و اکنون بازرگان سرشناسی هستند، خوب، من بیشتر، به علت بستگی‌ها و دوستی‌هایی که با ایشان داشتم، آگاهی بیشتری دارم. ایشان چند بار، به‌دقت از تاریخ هجدهم بهمن‌ماه تا روز بازداشتشان، در مدت تقریباً دو ماه، سه بار از سوی نهادی به نام «جانشین دادستان انقلاب» احضار شده‌اند. هیچ تهمتی به ایشان زده نشد، تنها با تفتیش عقاید، با کسب اطلاع کردن و با پرسش پیرامون شکل رابطه‌اش با حزب ملت ایران و با شخص من روبه‌رو شد که همه جا، با توجه به اینکه از دانش دینی درخوری هم برخوردار است، پاسخ پرسش‌کنندگان را تند داد؛ و سرانجام هم از ایشان کفیل خواستند و، چون کسانی را که درخواست کفیل کرده بودند در جایگاه قانونی نمی‌شناخت، از دادن آن خودداری کرد و اکنون سیزده روز است که در بازداشت به‌سرمی‌برد. من قطع دارم هیچ اتهامی به او نمی‌شود زد، جز اینکه گماشتگان امنیتی و کسانی که دادگاه انقلاب را می‌چرخانند برای قدرت‌نمایی و زهر چشم گرفتن از دیگران ایشان را بازداشت کرده‌اند. بازداشت‌های تازه هم، به نظر من، شیوه‌های یکه‌تازانه همیشه سعی می‌کنند به هر شکل جو وحشت را نگه دارند، یکی از ابزارها هم بازداشت‌های نابجاست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، شما چندی پیش خیلی شجاعانه درخواست کرده بودید که دادگاه‌های انقلاب برچیده شود. واکنش حکومت چه بود؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من، همان طور که خوب اعلامیه‌هایی هم در زمینه‌اش داده شد و در گفتاری هم که داشتیم گفته‌ام، اعتقاد دارم که دادگاه‌های انقلاب سال‌هاست جز نگه‌داشت جو وحشت، جز پای‌مال کردن حقوق ملت، جز تجاوز به حیثیت ذاتی بشر و دستبرد زدن به مانده‌ی دارایی‌های پاره‌ای از ایرانیان بیرون و درون کشور، آن هم به سود بنیادهای چپاولگر وابسته به سردمداران جمهوری اسلامی، وظیفه‌ای ندارد؛ و، چون با کمال تأسف مجلس شورا لایحه‌ای را در بیست‌وسوم فروردین‌ماه از تصویب گذراند که به کالبد دادگاه‌های انقلاب جان تازه‌ای دمید، من به‌شدت به این موضوع اعتراض کردم، حزب ملت ایران به این موضوع اعتراض کرد؛ و، اگر در یادها مانده باشد، به هنگام انجام نمایش انتخابات رئیس‌جمهوری، از پیش‌شرط‌هایی که برای آزادی انتخابات ذکر شد برچیدن همین نهادهای سرکوبگر بود. من اعتقاد دارم وقتی حقوق ملت پای‌مال می‌شود باید که مردم با شجاعت اخلاقی جلوی این تجاوزها بایستند و از لطمه‌ای که به جانشان، به هستی‌شان، حتی به حیثیتشان می‌رسد هیچ هراسی به‌خود راه ندهند. در چنین صورتی است که هر شیوه‌ی یکه‌تازانه‌ای ناگزیر از عقب‌نشینی است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، چند روز پیش، روز دوشنبه، ساعت هفت بامداد، در میدان شهیاد تهران، اتومبیل‌هایی که از آنجا رد می‌شدند، سرنشینان اتومبیل‌ها و عابران، ناگهان تعدادی جوان را دیدند که در وسط میدان پرچم سه‌رنگ شیروخورشیدنشان ایران را برافراشتند. این اقدام به دستور شما صورت گرفت؟ و به چه جهت این کار انجام گرفت؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>همه‌ی کارهایی که ملت‌گرایان یا حتی وابستگان حزب ملت ایران می‌کنند به دستور شخص من نیست، به‌ویژه که اکنون تا اندازه‌ای بستری هستم؛ ولی من هم گزارش این کارها را، که تراکت‌هایی برای آزادسازی زندانیان سیاسی پخش شده است و پرچمی برافراشته شده است، شنیدم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، برگردیم به زندانیان سیاسی و در صدر آن‌ها یک زندانی به نام عباس امیرانتظام. حدود پانزده شانزده سال است در زندان جمهوری اسلامی به‌سرمی‌برد و اعلام کرده که، حتی اگر مرا آزاد کنند، حاضر نیستم زندان را ترک کنم، مگر اینکه محاکمه بشوم و حرف‌هایم را صریح با مردم در میان بگذارم. راجع به این زندانی چه می‌گویید؟ برخوردی با او داشته‌اید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، من در دوره‌ی نخستین دولت پس از پیروزی انقلاب، با ایشان، که معاون و سخنگوی نخست‌وزیر بودند، مدتی همکاری داشتم. صرف‌نظر از اینکه ممکن است تفاوت‌هایی در شیوه‌ی سیاسی داشتیم، به هر حال، اکنون، ایشان پس از نزدیک به پانزده سال زندان و ایستادگی جانانه در آنجا و جواب‌های درشتی که در دو سال گذشته به بازپرس داده بودند و با خط خود ایشان بیرون آمده به صورت یک حماسه درآمده است و من فکر می‌کنم هر ایرانی در هر کجا وظیفه دارد که آزادی این زندانی سیاسی را خواستار بشود. من شنیده‌ام که ایشان بیرون آمدن از زندان خود را موکول به انجام دادرسی در یک دادگاه صلاحیت‌دار با حضور هیئت منصفه و وکیل انتخابی کرده‌اند و این شیوه‌ی درستی است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گذشته از ایشان، من از طیفی صدوهشتاد درجه در برابر ایشان زندانیانی می‌شناسم، مثل آقای محمدعلی عمویی. ایشان هم، که در گذشته بیست‌وپنج‌ سال زندان بود، اکنون نزدیک به دوازده سال است که در زندان است و به‌رغم نمایش‌های نخستین نمی‌دانم چرا باید این گونه کسان در زندان نگه داشته شوند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">کسان دیگری هم هستند که از نظر من وضعشان روشن نیست، فرض بگیرید آقای نورالدین کیانوری یا خانم مریم فیروز؛ از یک سو از آن‌ها خاطرات نشر داده می‌شود، از یک سو خود آقای گالیندوپل وقتی به ایران آمده بود به من گفت که هر دوی آن‌ها به او گفته‌اند که زیر فشار گفتارهایی داشته‌اند. به هر حال، در شیوه‌های یکه‌تازانه، هیچ ایمنی قضائی نیست و هیچ داوری درستی پیرامون گناه‌کاری یا بی‌گناهی کسی نمی‌شود کرد. به همین دلیل است که من خواستار این هستم حقوق ملت در قانون اساسی، که یکسره پای‌مال شده، احیا گردد، دادگاه‌های دادگستری با حضور هیئت منصفه و وکیل به اتهام‌های سیاسی رسیدگی کنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، گالیندوپل وقتی در ایران آمد با شما ملاقات کرد، بله؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، آن هنگام با من دو بار در دو سفر دیدار داشتند و من، همچنان که شیوه‌ام هست، هر آنچه می‌دانستم به ایشان گفتم تا بعد، که گزارش‌ها برایم فرستاده شد، دیدم بخشی از آن درج شده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>هیچ برآوردی الان راجع به تعداد زندانیان سیاسی در ایران دارید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>با افسوس بسیار، نه؛ برای اینکه آگاهی درست و آمار رسمی داده نمی‌شود و من هم عادت ندارم که رقم تخمینی بگویم که فردا تکذیب شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، به عنوان یک شخصیت ملّی‌گرا، خیلی هم باشهامت، به ما بفرمایید وقتی صبح بلند شدید و دیدید که در خفا جمهوری اسلامی مملکت را زیر بار چهل‌میلیارد دلار قرض برده، چه احساسی داشتید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من صبح بیدار نشدم، به‌تدریج دیدم که با افسوس بسیار ایران به چنین روزی افتاده؛ که، تا آنجا که یادم هست، در نخستین کابینه‌ی بعد از انقلاب، وزیر دارایی از یک اندوخته‌ی ارزی بسیار گسترده گزارش داد. وقتی دیدم در برابر شیوه‌های غلط اقتصادی ایران تا گلوگاه به قرض فرو رفته و فکر می‌کنم میزان قرض بیشتر از آن چیزی هم هست که ذکر می‌شود و ایران در شمار یکی از بدهکارترین کشورهای جهان است، سخت تأسف می‌خورم و سخت نسبت به آینده نگران هستم. به نظر من، بعدهای ویرانگری، به‌ویژه در زمینه‌های اقتصادی، چنان گسترده است که حتی یک دولت ملّی صددرصد دارای پشتیبانی مردم به‌سختی از این ورطه می‌تواند ایران عزیز را رهایی بدهد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>یعنی در واقع تا چند نسل گرفتار خواهیم بود؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>امیدوارم چنین نشود، چون کشوری داریم غنی، سرزمینی داریم بارور و مردمی بافرهنگ و مغزهای فرهیخته، که با افسوس اکنون در گوشه‌وکنار جهان پراکنده‌اند، پیش از اینکه کار به نسلی بکشد، با برنامه‌های درستی، یک دولت ملّی گزیده‌ی مردم بتواند به دشواری‌ها غلبه کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، پیامتان برای هم‌وطنانتان در خارج از کشور چیست؟ میلیون‌ها ایرانی و صدها هزار، که هم الان دارند صدای شما را می‌شنوند، چه پیامی برای آن‌ها دارید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>برای من بسیار ناگوار است که بزرگ‌ترین هجرت تاریخ از ایرانیان به بیرون سرزمینشان در پانزده سال گذشته شده و با افسوس هنوز هم به‌رغم بازگشت بعضی‌ها دنباله دارد. [به علت اختلال‌های پدیدآمده، بقیه‌ی گفتگو ضبط نشد.]</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2650</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730230_gozaresh_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 21:33:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2652</guid>

					<description><![CDATA[جشنواره‌ی زادروز مصدق بزرگ پنجشنبه، بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه، در برخورد هنگامی با یکصدودوازدهمین سال زادروز مصدق بزرگ، در قلعه‌ی احمدآباد، که چندی زیستگاه و زمانی دراز زندان همیشه‌پیشوای ملت ایران بود و اکنون پیکرش در دل آن جای دارد، جشنواره‌ی باشکوهی برگزار گردید. پاسی از ساعت نه بامداد گذشته، شماری از پایوران برجسته‌ی حزب ملت ایران&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>جشنواره‌ی زادروز مصدق بزرگ</strong></span><span id="more-2652"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پنجشنبه، بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه، در برخورد هنگامی با یکصدودوازدهمین سال زادروز مصدق بزرگ، در قلعه‌ی احمدآباد، که چندی زیستگاه و زمانی دراز زندان همیشه‌پیشوای ملت ایران بود و اکنون پیکرش در دل آن جای دارد، جشنواره‌ی باشکوهی برگزار گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پاسی از ساعت نه بامداد گذشته، شماری از پایوران برجسته‌ی حزب ملت ایران گل‌بسته‌ی دبیرخانه‌ی آن را، که با سه رنگ سبز و سفید و سرخ و نشان ویژه آراسته بود، نثار آرامگاه همیشه‌پیشوای خود کردند و رزمنده‌ی دیرپا، خسرو سیف، گردانندگی کارهای این گردهمایی نمادین را با نظمی ویژه زیر نظر گرفت. سپس دکتر محمود مصدق با فرزند خود به قلعه‌ی احمدآباد آمد و، در آستانه‌ی اتاق آرامگاه، به سپاس‌گزاری از دیدارکنندگان ایستاد؛ و اندکی بعد، داریوش فروهر با تنی چند از یاران خود از گرد راه رسید و پس از فاتحه‌خوانی و گل‌گذاری به جمع حاضران پیوست. به‌تدریج دیگر چهره‌های سرشناس هوادار مصدق بزرگ و چند شخصیت سیاسی وابسته‌به‌نهضت‌ملّی نیز به قلعه‌ی احمدآباد آمدند و یک گل‌بسته، که بر روی آن نوشته شده بود «نیروهای ملّی»، و یک سبد گل از سوی «جاما» نیز در کنار مزار پیشوا گذارده شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نزدیک نیمه‌ی روز، شمار بسیاری از پایوران برجسته، هموندان، و هواداران حزب ملت ایران، که با چند خودروی بزرگ و کوچک از میدان تختی در تهران به راه افتاده بودند، به درون قلعه‌ی احمدآباد پا نهادند و در مزار پیشوا فاتحه‌خوانی و گل‌گذاری کردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ساختمان و صحن قلعه‌ی احمدآباد، که به‌تازگی زیر نظر استاد نعمت حاج‌رمضان بازسازی شده بود و خود نیز در آنجا حضور داشت، سپاس‌گزاری همه‌ی کسانی را که این رزم‌آور پرسابقه را می‌شناختند برانگیخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در جای‌جای ساختمان و دیوارهای قلعه، پوسترها و شعارهایی که به فرخندگی زادروز مصدق بزرگ از سوی دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران تهیه شده بود به چشم می‌خورد؛ و کم‌کم سراسر باغ از انبوه دیدارکنندگان این «زیارتگه رندان» پر شد؛ و دقیقه‌هایی پس از اذان ظهر، پخش ناهاری که ناصر کلاری و محمد محمدی اردهالی، دو تن از بازاریان پیکارگر، فراهم کرده بودند آغاز گردید و گردآمدگان، از زن و مرد، روستایی و شهری، پیر و جوان، در صف‌های دراز به کنار دیگ‌ها رفته و غذای خود را می‌گرفتند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ساعت دو بعدازظهر، در فضائی صمیمی، با صدای گرم آرمان‌خواه کوشا، محسن عبدلی، برنامه‌ی بزرگ‌داشت پیشوا آغاز گردید و عبدالعلی ادیب برومند، سراینده‌ی نامی، شعری را که پس از کودتای بیست‌وهشت مرداد در ستایش از مصدق بزرگ سروده بود خواند. سپس دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، تنها شخصیت بازمانده‌ازدوره‌ی‌آغازین‌جنبش‌ملّی‌شدن‌صنعت‌نفت‌دردرون‌کشور و برجسته‌ترین نقش‌آفرین خلع ید از غارتگران بیگانه در خوزستان، سخنرانی شورانگیز خود را با سپاس از حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر، که در برگزاری آیین زادروز پیشوا نقش نمایانی داشته، آغاز کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، که همواره رهرو راه پیشوا بوده است و از وزیری در دولت ملّی با افتخار یاد می‌کند، نخست سروده‌ی خود را به مناسبت «این روز مبارک» خواند؛ و سپس به ستایش زندگی فردی و اجتماعی میرزا تقی‌خان امیرکبیر و دکتر محمدمصدق، دو چهره‌ی درخشان تاریخ دویست‌ساله‌ی گذشته‌ی میهن، پرداخت و از پاک‌دامنی، استواری، و خردورزی آنان نمونه‌هایی چند بیان کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دکتر شمس‌الدین امیرعلایی در بخش دیگری از سخنان خود به سنجش پیشرفت‌ها و بهروزی‌های دوران نخست‌وزیری مصدق با واپس‌ماندگی‌ها و سیه‌روزگاری‌های کنونی پرداخت و گفت: «در رژیم فعلی، استقراض از صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و کشورهای مختلف سی‌میلیارد دلار است» و افزود: «همه می‌دانیم که دکتر مصدق دیناری از خارج قرض نکرد و، با اینکه درآمد نفت هم نداشت، مملکت را گرداند و، با کمک مردم و قرضه‌ی ملّی و تدابیر دیگر، کاری شبیه معجزه کرد و اختلاس و ارتشاء هم در دستگاه او نبود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">«آنان که دوران دکتر مصدق را درک کرده‌اند به‌خوبی می‌دانند که، پس از ملّی شدن شیلات، کامیون‌های ماهی سفید و آزاد در خیابان‌های تهران هر عدد به ارزش یک تا دو تومان به مردم فروخته می‌شد. یادش به خیر. امروز فقط حسرت ماهی آزاد را می‌خوریم، نه خود ماهی و در بازار شاید به قیمت دوهزار تومان هر عدد یافت شود. پیاز کیلویی یکصد تا یکصدوپنجاه تومان، گوشت ششصد تا هفتصد تومان فروخته می‌شود؛ ریال دیگر ارزشی ندارد و پول ما در حقیقت دلار است. دست‌اندرکاران چطور این واقعیت‌ها را توجیه می‌کنند؟ مسکن و سرپناه لاینحل شده، فقرا فقیرتر و مستضعفین مستضعف‌تر؛ اما توانگران غنی‌تر و سرمایه‌داران سرمایه‌دارتر شده‌اند. تورم کمر مردم را شکسته است و گرانی دمار از روزگار مردم درآورده است؛ اما عده‌ای در برابر چشمان بی‌نور مستضعفان نزدیک است بترکند، ان‌شاالله! هیچ کاری در وزارت‌خانه‌ها و مؤسسات و نهادهای دولتی و غیردولتی بی‌رشوه پیش نمی‌رود، فساد نزدیک است فراگیر شود. رژیم شاه را فساد واژگون کرد. پس بپرهیزیم از تلاشی و تا زود است کاری بکنیم. گذشته چراغ راه آینده است، زور و ظلم علاج کار نیست؛ نه هر که دارد شمشیر حزب باید کرد / نه هر که دارد تریاق زهر باید خورد؛ که گفته‌اند: ’الملک یبقی مع الکفرو لایبقی مع الظلم.‘»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دکتر شمس‌الدین امیرعلایی در بخش دیگری از سخنان شورانگیز خود، که بارها با کف‌زدن‌های گردآمدگان روبه‌رو گردید، در راستای «عیب امتزاج دین با سیاست» به نقل از کتاب <em>فلسفه‌ی سیاسی، کاوش‌های عقل عملی</em>، نوشته‌ی آیت‌الله مهدی حائری، فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائری، مرجع عالی‌قدر، گفت: «تنها مرحوم ملا احمد نراقی و معدودی از پیروان او تا عصر حاضر، با یک مغالطه‌ی لفظی، حکم و حکومت، به معنای قضا و داوری، در دعاوی و فصل خصومات را، که در برخی از روایات آمده، به معنای حکومت و حاکمیت سیاسی و آیین کشورداری سرایت و تعمیم داده‌اند &#8230; ولایت فقیه به معنی آیین کشورداری اساساً بدون پایه و ریشه فقهی است. معنای ولایت فقیه، آن هم مطلقه، این است که مردم همچون صغار و مجانین حق رأی و مداخله و حق تصرف در اموال و نفوس و امور کشور خود را ندارند و همه باید جان‌برکف مطیع اوامر ولی فقیه و ولی امر خود باشند و هیچ شخص یا نهادی حتی مجلس شورا را نشناسند که از فرمان مقام رهبر سرپیچی و تعدی کند &#8230; از سوی دیگر، جمهوری، که در مفهوم سیاسی و لغوی و عرفی خود جز به معنای حاکمیت مردم نیست، هر گونه حاکمیت را از سوی شخص یا اشخاص یا مقامات خاص به‌کلی منتفی و نامشروع می‌داند و هیچ شخص یا مقامی را، جز خود مردم، به عنوان حاکم بر امور خود و کشور خود نمی‌پذیرد.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سخنان دلیرانه و پرشور دکتر شمس‌الدین امیرعلایی موجی از ابراز پشتیبانی را در حاضران برانگیخت و زن و مرد این پیرو راستین و همکار مصدق بزرگ را چون نگینی در میان گرفتند؛ و با فاصله‌ای کوتاه، نوار گفتار پیشوا، که در نخستین سالروز قیام ملّی سی تیر در یاد شهیدان و سپاس از ایرانیان ایراد شده بود، از بلندگو پخش گردید و هلهله‌ی اجتماع‌کنندگان را در پی آورد. سپس شمع‌های یک کیک بزرگ و دوازده کیک کوچک‌تر، که دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران به نشان یکصدودوازدهمین سال زادروز پیشوا هدیه کرده بود، افروخته شد؛ و در همین هنگام، دوشیزه‌ای از وابستگان حزب ملت ایران با ارگ آهنگ سرود «ای ایران» را نواخت و گردآمدگان با این نوجوان آرمان‌خواه هم‌نوایی کردند؛ و بعد قطعه‌های کیک در میان حاضران پخش گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ساعت چهار بعدازظهر، در حالی که بر چهر‌ه‌ی همگان نشانه‌های شادی و خشنودی نقش بسته بود، این یادواره‌ی شکوهمند پایان گرفت و گردآمدگان دسته‌دسته قلعه‌ی احمدآباد را ترک کردند.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2652</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۳ خرداد ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730303_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 20:36:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2655</guid>

					<description><![CDATA[محاکمه محمدحسین ختنی برابر واپسین خبرها، پرونده‌ی اتهامی ساخته‌شده برای محمدحسین ختنی، بازرگان سرشناس و رزمنده‌ی دیرپا، پس از یک ماه بازداشت خلاف قانون، در حالی که از ورم غده‌ی پروستات و نارسایی کلیه رنج می‌برد و به‌سختی بیمار می‌باشد، با صادر کردن کیفرخواست به یکی از شعبه‌های دادگاه انقلاب اسلامی تهران فرستاده شده است.&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">محاکمه محمدحسین ختنی</span></strong><span id="more-2655"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برابر واپسین خبرها، پرونده‌ی اتهامی ساخته‌شده برای محمدحسین ختنی، بازرگان سرشناس و رزمنده‌ی دیرپا، پس از یک ماه بازداشت خلاف قانون، در حالی که از ورم غده‌ی پروستات و نارسایی کلیه رنج می‌برد و به‌سختی بیمار می‌باشد، با صادر کردن کیفرخواست به یکی از شعبه‌های دادگاه انقلاب اسلامی تهران فرستاده شده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">همچنان که در گذشته به آگاهی همگان رسید، محمدحسین ختنی پیش از دستگیری، در ظرف مدت دو ماه، سه بار از سوی جانشین دادستان انقلاب اسلامی تهران احضار و، بر خلاف نص صریح قانون، تنها با کندوکاو پیرامون باورهای خود و شکل رابطه‌اش با حزب ملت ایران و رهبر آن روبه‌رو گردید و هیچ اتهامی به نام‌برده نسبت داده نشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون هیچ روشن نیست به این ایرانی اسلام‌باور، که کوله‌باری از سالیان دراز پیکار خستگی‌ناپذیر با نیروهای اهریمنی را بر دوش دارد، چه نسبت نادرستی داده شده و کیفرخواست صادرگردیده بر چه پایه‌ی قانونی استوار است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از آنجا که برابر اصل یکصدوشصت‌وهشتم قانون اساسی رسیدگی به جرم‌های سیاسی باید در دادگاه‌های دادگستری با حضور هیئت منصفه و به طور علنی صورت گیرد، فرستادن پرونده‌ی اتهامی محمدحسین ختنی به هر نهاد دیگری تجاوزی است آشکار به «حقوق ملت». افزون بر این، دنباله یافتن کار دادسراها و دادگاه‌های انقلاب حتی بر خلاف مفاد و روح قانون اساسی ساخته‌وپرداخته‌ی خود سران جمهوری اسلامی می‌باشد و هیچ آیین دادرسی درستی هم ندارند و تا کنون هرگز حکم دادگرانه‌ای نداده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از این‌رو، حزب ملت ایران از همه‌ی ایرانیان بیداردل در درون و بیرون کشور و به‌ویژه از همه‌ی سازمان‌های سیاسی ناسازوار با روند یکه‌تازی می‌خواهد که بانگ اعتراض خود را به این حق‌شکنی‌ها رساتر کنند و، برای برچیدن نهادهای سرکوبگری که بدان نام «دادگاه انقلاب» داده شده است و نیز آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی با هر اندیشه‌ای، به کوشش گسترده بپردازند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2655</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۲۹ خرداد ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730329_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 19:40:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2659</guid>

					<description><![CDATA[در بزرگ‌داشت خلع ید از استعمار، روز کارگران ایران هم‌میهنان، کارگران بیداردل، سردمداران جمهوری اسلامی در ریشه‌یابی انقلاب همواره کوشیده‌اند که بررسی‌های درستی از گذشته‌های دور و نزدیک ملّی نشود تا خود را آغازگری استثنائی به شمار آورند؛ در حالی که این دگرگونی پیامد پیکارهای رهایی‌بخش ملت ایران برای براندازی سلطه‌ی بیگانه و خودی دست‌کم&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>در بزرگ‌داشت خلع ید از استعمار، روز کارگران ایران</strong></span><span id="more-2659"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان، کارگران بیداردل،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سردمداران جمهوری اسلامی در ریشه‌یابی انقلاب همواره کوشیده‌اند که بررسی‌های درستی از گذشته‌های دور و نزدیک ملّی نشود تا خود را آغازگری استثنائی به شمار آورند؛ در حالی که این دگرگونی پیامد پیکارهای رهایی‌بخش ملت ایران برای براندازی سلطه‌ی بیگانه و خودی دست‌کم در یکصد‌ساله‌ی گذشته بوده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">خیزش مشروطیت، جنبش ملّی شدن صنعت نفت و، سرانجام، انقلاب ــ همه در راستای نگه‌داشت میهن از گزند بیگانه و بازگشت به خویشتن خویش و برقراری مردم‌سالاری به امید برخورداری از آزادی و آبادی و شکوفایی فرهنگی بود که، با افسوس بسیار، در هر سه مورد، به‌رغم پیروزی‌های نخستین، به دسیسه‌های گوناگون برخورد و در ورطه‌ی ناکامی افتاد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس جای آن دارد که، در هر فرصت، روشنگری‌های شایسته به عمل آید تا دشمنان دژخوی این سرزمین خدایی بدانند گردونه‌ی تاریخ را نمی‌توان به عقب برگرداند و ایرانیان در پی هر افتی خیزی دوباره برمی‌دارند و هرگز از تکاپو برای برآوردن خواست‌های ملّی خود بازنمی‌ایستند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در جنبش ملّی شدن صنعت نفت، برجسته‌ترین گامْ خلع ید از استعمار بود که، پس از آن، کارگران، کارمندان، و کارشناسان ایرانی به همگان نشان دادند، بی‌نیاز از کمک بیگانه، شایستگی و توانایی گردانندگی بزرگ‌ترین دستگاه‌های فنی جهان را دارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بیست‌ونهم خرداد یکهزاروسیصدوسی، روزی که مردم پس از سالیان دراز درماندگی بر روی پای خود ایستادند، نه تنها پایان یافتن بردگی اقتصادی و ره‌آوردهای زشت سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی آن را نوید می‌داد، بلکه تیری شکافنده بود بر قلب اهرمن امیدباختگی در ایران‌زمین.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برای ملتی که زمامداران تبه‌کار و بیگانه‌پناه پیاپی در گوش آن نغمه‌ی شوم ناشایستگی می‌خواندند و دشمن را چون غولی شکست‌ناپذیر جلوه می‌دادند، چه چیز ارزنده‌تر از این بود تا با رهبری خردمندانه‌ی یکی از فرزندان خود، مصدق بزرگ، و اندک شمار رزم‌آوران روشن‌بین در مدتی کوتاه امپراتوری نیرومندی را به زانو درآورد و فریاد ستایش همه‌ی ستم‌کشیدگان را از چهار گوشه‌ی گیتی بشنود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بی‌شک، در خلع ید از استعمار، همه‌ی مردم، از کشوری و لشکری، سهم داشتند؛ ولی، چون در این رویداد تاریخی برنده‌ترین نقش را اردوی کارگران بر عهده گرفتند و، در ده روز نخست به اجرا گذاردن قانون، به‌رغم رنج‌دیدگی‌های بسیار، شکیبایی و پویایی بی‌مانندی نشان دادند و سرانجام، در پگاه بیست‌ونهم خرداد، آنان بودند که واپسین نمادهای سلطه‌ی بیگانه را زدودند و درفش ایران را بر فراز همه‌ی نهادهای ملّی‌شده‌ی صنعت نفت برافراشتند، افتخاری جاوید برای گروه اجتماعی خود پدید آوردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از این رو، در نخستین سالگرد این پیروزی، درست هنگامی که دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر، با هیئتی از بلندپایگان کشور برای دفاع از حق ملّی در دیوان داوری بین‌المللی در لاهه به‌سرمی‌برد، حزب ما روز بیست‌ونهم خرداد را به عنوان «روز کارگر» پیشنهاد و جشنی درخور برپاکرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این پیشنهاد در میان کارگران ایران، که افزون بر روز جهانی خواستار داشتن یک روز ملّی به نام خود بودند، با خشنودی پذیرفته شد و مصدق بزرگ نیز بر آن صحه گذارد و در دل تاریخ میهن نشست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پی کودتای بیست‌وهشت مرداد یکهزاروسیصدوسی‌ودو و بر باد رفتن بخش بزرگ دستاوردهای جنبش ملّی کردن صنعت نفت، باز هم کارگران در ستیز با استبداد وابسته‌به‌استعمار در همه جا پیشگامی داشتند و، در انقلاب بیست‌ودوم بهمن یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهفت، با کردارهای ایثارگرانه و اعتصاب‌های پیگیر، نقش نمایانی ایفا کردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس از آن پیروزی بزرگ انتظار می‌رفت، در راستای رسیدن به عدالت همگانی، که از هدف‌های بنیادین انقلاب بود، گام‌های استواری برداشته شود و کارگران به امتیازهای بایسته دست یابند. در آغازهای این ظفرمندی، اجرای برنامه‌هایی چون برقراری نوعی بیمه‌ی بیکاری، بالا بردن جهشی حداقل دستمزد، افزایش هنگام‌های تعطیل، جلوگیری از اخراج‌های بی‌رویه، و به پویایی درآوردن سندیکاها و اتحادیه‌ها از سوی نخستین وزیر کار انقلاب نوید زندگی بهتری را به این سازنده‌ترین گروه اجتماعی می‌داد؛ ولی خیلی زود واپس‌گرایان برکرسی‌قدرت‌نشسته، از لیبرال‌منش تا رادیکال‌مآب، به کردارهای ضدکارگری روی آوردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">روند اقتصادی پیش‌گرفته‌شده با میدان دادن به سرمایه‌داری بی‌مهار چنان بود که پیوسته از شمار دست‌های تولیدکننده می‌کاست و بر خیل پادوهای سوداگر می‌افزود؛ و، در پی درهم‌شکستن امنیت شغلی، کارگران به‌گردش‌درآورنده‌ی‌چرخ‌های‌سازندگی به ابزارهایی برای کسب درآمد ناچیز بدل گردیدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نبود برنامه‌های اشتغال‌زا و پرهیز از سرمایه‌گذاری در این زمینه نیروی انسانی روبه‌افزایش کشور را، که باید به کانون‌های کشاورزی و صنعتی گسیل گردد، در چنبر بیکاری پنهان و آشکار گرفتار کرد؛ و، از همه بدتر، در جو اختناق‌آمیز پدیدآمده، سندیکاها و اتحادیه‌ها برچیده شد و شوراهای ساختگی جای آن‌ها را گرفت و کارگران از داشتن سازمان‌های صنفی برای استیفای حقوق خود بی‌بهره ماندند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پنج‌ساله‌ی گذشته هم، که داعیه‌ی دوره‌ی جدید سازندگی با هدف کاستن نقش دولت در اقتصاد پیش کشیده شد، احتکار، رباخواری، و دلال‌بازی به اوج تازه‌ای رسید و همه‌گیر گردیدن گرسنگی، بی‌سرپناهی، و در دسترس نبودن بهداشت و درمان و دارو این گروه اجتماعی را با تنگناهای بیشتری روبه‌رو کرد؛ به‌ویژه که در چنین وضعی کارگران با بسته شدن یا به بخش خصوصی واگذار گردیدن بسیاری از مرکزهای صنعتی گروها‌گروه به دام بیکاری فروافتاده‌اند یا، با دستمزدی اندک، گرفتار گرانی سرسام‌آور هستند و روزگار تلخی را می‌گذرانند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گرچه در سال کنونی روز خلع ید از استعمار، روز کارگران ایران، در برخورد هنگامی با تاسوعا قرار دارد و سوگواری همگانی جایی برای برگزاری آیین‌های ویژه نمی‌گذارد؛ ولی فرصتی است درخور تا به این گروه اجتماعی سازنده ضرورت همبستگی بیشتر برای بازیافت حق قانونی خود گوشزد گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران در این روز غرورآفرین، ضمن درود بی‌پایان به همه‌ی قهرمانان خلع ید از استعمار، زنان و مردان کارگر را به بازسازی سندیکاها و اتحادیه‌های خود، که قربانی توطئه‌ی انحصارگران گردیده است، فرامی‌خواند تا، افزون بر به دست آوردن امتیازهای صنفی، باز هم جلودار دیگر گروه‌های اجتماعی برای برقراری مردم‌سالاری گردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2659</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۲۲ تیر ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730422_darushforouhar_sedaye-iran/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 18:48:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2661</guid>

					<description><![CDATA[با علیرضا میبدی گزارشگر رادیو صدای ایران؛ پیرامون تبه‌کاری‌های سیاسی گزارشگر: شنوندگان ارجمند، صدای آقای داریوش فروهر را می‌شنوید، شخصیتی که نامش با تاریخ معاصر ایران گره خورده و در بسیاری از حوادث آن حضور داشته‌اند. گفتگویی هم چندی پیش داشتیم که اشاره کردم شاید هشت یا نه روزنامه در سطح دنیا این مصاحبه را چاپ&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با علیرضا میبدی گزارشگر رادیو صدای ایران؛ پیرامون تبه‌کاری‌های سیاسی</strong></span><span id="more-2661"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شنوندگان ارجمند، صدای آقای داریوش فروهر را می‌شنوید، شخصیتی که نامش با تاریخ معاصر ایران گره خورده و در بسیاری از حوادث آن حضور داشته‌اند. گفتگویی هم چندی پیش داشتیم که اشاره کردم شاید هشت یا نه روزنامه در سطح دنیا این مصاحبه را چاپ نمودند، به‌اضافه‌ی مطالبی که رادیو تلویزیون‌ها گفتند یا در اطلاعیه‌ها و بیانیه‌ها منتشر شده بود؛ و همه نشانه‌ی توجه مردم است به سخنان، آرا، نظرات و عقاید یک شخصیت اپوزیسیون، که در ایران زندگی می‌کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آقای داریوش فروهر، شب شما به خیر. آنچه در چند روز اخیر جنجال برانگیخته این ماجرای تکه‌تکه کردن برخی شخصیت‌های مسیحی است، دو کشیش. در قبل هم، یک کشیش دیگر به قتل رسیده بود. راجع به این جنایت‌ها، که دنیا را تکان داده و همه‌اش هم به پای ایران و ایرانی نوشته می‌شود، چه می‌گویید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من از این تبه‌کاری‌های زشت و افسوس‌آور از راه خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی آگاهی پیدا کردم و برایم بسیار تعجب‌آور است که پیگرد قانونی این کارهای جنایت‌آمیز جایش را به شوهای تلویزیونی و سناریونویسی در روزنامه‌های وابسته داده است. من ندیده و حتی نشنیده بودم که تعقیب کیفری به صورت یک آوازه‌گری درآید؛ و، در حقیقت، مردم ایران ندانند که چه می‌گذرد و چگونه چند کشیش پی‌در‌پی به شکل شک‌برانگیزی کشته می‌شوند و، از پیش هم، گماردگان امنیتی اظهار می‌کنند که فلان سازمان سیاسی دارد نفاق‌افکنی می‌کند، توطئه می‌کند برای اینکه اختلاف‌های درونی و بحران سیاسی پدید آورد. من سازمان سیاسی‌ای را که از آن نام برده می‌شود به هیچ وجه نه با شیوه‌اش نه با هدفش هماهنگی ندارم و نه کارهایش را می‌پسندم؛ ولی من فکر می‌کنم باید رهبران یک سازمان سیاسی به‌کلی از خِرد به دور افتاده باشند که چنین کارهای زشتی را انجام دهند. آنچه در این میان از نظر من بسیار افسوس‌آور است چگونگی تعقیب این جنایت‌هاست. من، چون زمانی را به وکیلی دادگستری گذرانده و با کارهای کیفری هم سر و کار داشته‌ام، به‌خوبی آگاهم که دوره‌ی تعقیب برای شناختن جنایت‌کاران همیشه در نهان نگاه داشته شده و، به‌اصطلاح، تحقیقات غیرعلنی بوده. حالا، همان طور که گفتم، موضوع بدل گردیده به شوی تلویزیونی و سناریونویسی‌ها. گرچه این‌ها در ایران انجام می‌گیرد؛ به گمان من، هیچ ایرانی از دیدن این زشت‌کاری‌ها دل‌خوش نیست و نمی‌تواند آنچه را در کشور می‌گذرد پذیرا باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>جناب فروهر، چون ما در خارج از کشور اطلاع کافی نداریم، فرمودید که این تبدیل شده به یک شوی تلویزیونی؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، من می‌بینم پشت تلویزیون می‌آیند، حرف می‌زنند، روزنامه‌هایی که بیشترشان هم وابسته‌اند پیوسته راجع به این موضوع‌ها می‌نویسند فلان کس این جور اقرار کرد، فلان جنازه را از فریزر در آوردیم؛ ولی هیچ کدام هم جنبه‌ی تعقیب و پی بردن به حقیقت را ندارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">درمورد این اقرارهای گوناگون، من، تا آنجا که می‌دانم، از لحاظ جرم‌شناسی، دیگر اقرار ارزش چندانی ندارد. امروز، از لحاظ جرم‌شناسی، در همه جای دنیا، به دنبال به دست آوردن دلیل‌های مادی هستند تا بگویند فلان کس فلان کار را کرد. اقرارها، به‌ویژه همراه با این آوازه‌گری‌ها، بیشتر به صحنه‌سازی شبیه است. اقرار ممکن است زیر تأثیر تهدید یا تطمیع یا برای غرض‌های خاص باشد، برای بدنام کردن‌ها باشد. به این ترتیب، من راستی از لحاظ حقوقی برایم سرگیجه‌آور است که چه در ایران می‌گذرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، چندین مطلب درباره‌ی چندین شخصیت هست که همه سؤال‌برانگیزند: یکی، ماجرای زدن یک کامیون به آقای امیرعلایی؛ یکی، مسئله‌ی اعترافات آقای سعیدی سیرجانی در زندان؛ یکی، ماجرای آقای ختنی، که معلوم نیست به چه جهت بازداشت شده‌اند و هیچ کس هم از وضع ایشان خبری ندارد. این‌ها چیست که رخ می‌دهد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>درمورد آقا امیرعلایی، در شمال کشور به‌سر‌می‌بردم که این خبر دردناک را پیرامون ایشان شنیدم و به تهران آمدم. دیروز به بیمارستانی که در بخش آی‌سی‌یو بستری هستند، بیمارستان ایرانمهر، رفتم. تا آنجا که به من گفته شده بود و چگونگی آن چندان برایم روشن نیست، در شامگاه پنجشنبه، پنجم تیرماه، ایشان در نزدیکی‌های خانه‌ی خود دچار سانحه شده‌اند، یک وانت‌بار بوده که دارنده و راننده‌اش داعیه دارد که ایشان به آن خورده‌اند. همان راننده‌ی وانت‌بار می‌گوید نخست ایشان را به بیمارستان الوند، که همان نزدیکی است، سپس، به عنوان اینکه آنجا وسیله‌ی اسکن ندارد، به بیمارستان شهدا انتقال دادم؛ یعنی از خیابان حافظ به میدان تجریش برده شده‌اند. سرانجام خواهر ایشان و بعضی دوستدارانشان خبردار می‌شوند. تا روز شنبه هم، در بیمارستان شهدا بوده‌اند و، بعدازظهر روز یکشنبه، به بیمارستان ایرانمهر انتقال داده می‌شوند؛ و زیر نظر آقای دکتر خسرو پارسا، که پزشک ورزیده و آرمان‌خواهی است، قراردارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دیروز، که من برای نخستین بار به دیدارشان در آی‌سی‌یو رفتم، با اینکه گاهی حالت گیجی دارند، مرا زود شناختند و اندکی با هم گفتگو کردیم. حالشان بد نبود، ولی می‌گفتند که من تصادف نکردم و در یاد نداشتند چه شکل به بیمارستان آورده شدند. به من گفتند پشت گوششان زخمی است. امروز هم قرار بود ایشان از آی‌سی‌یو به بخش در اتاق خصوصی انتقال داده شوند؛ ولی با کمال تأسف پیش از ظهر، که غذا به ایشان داده شد، غذا برگشته و حالت خوبی نداشته‌اند. عصر امروز، دوباره من در آی‌سی‌یو دیدمشان؛ و به هر روی، از اینکه چگونه تصادف رخ داده است هیچ کس آگاهی ندارد و خود ایشان هم چیزی در این زمینه به یاد نمی‌آورند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>از آقای ختنی چه خبر؟ از آقای امیرانتظام چه خبر؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>از آقای امیرانتظام من خبر تازه‌ای به دست نیاورده‌ام که وضعشان در چه حال است؛ اما آقای محمدحسین ختنی، همان طور که در قبل هم به آگاهی رسیده، سوم اردیبهشت بدون هیچ اتهامی بازداشت گردیدند و درست یک ماه بعد، سوم خرداد، پرونده‌ی ساخته‌شده را به شعبه‌ی پنج دادگاه انقلاب اسلامی فرستادند و از ایشان خواستند وکیل تعیین کنند. دو نفر وکیل انتخابی به دادگاه معرفی شدند: آقایان دکتر نورعلی تابنده و صدر واثقی، که هر دو از وکیلان دادگستری برجسته در ایران هستند با سالیان دراز پیشینه‌ی کار؛ ولی رئیس این نهادی که نام «دادگاه انقلاب» به آن داده شده هنوز از پذیرش این دو به نام وکیل دادگستری خودداری کرده و ایرادگیری‌ها و اشکال‌تراشی‌های زیاد می‌نماید، از جمله اینکه گفته است آقایان برای پذیرفته شدن وکالتتان بیایید آزمایش بدهید تا تأیید صلاحیتتان بشود؛ و این از آن حرف‌هاست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به‌طورکلی، در آنچه به نام «قوه‌ی قضائیه» اکنون در ایران فرمانرواست، با وکیل دادگستری بیشترین کردارهای اهانت‌آمیز را دارند. می‌دانید هم که ــ شاید ــ کانون وکلای دادگستری تنها نهادی باشد در این کشور که پس از انقلاب نگذاشتند هیئت مدیره‌ی انتخابی داشته باشد. خوش‌بختانه وکیلان دادگستری هم آن اندازه روشن و توانا بودند که نپذیرفتند تا هیئت مدیره‌ی قلابی، مثل جاهای دیگر، که از خودشان می‌گذارند، ساخته بشود. انتخابات کانون وکلای دادگستری هر بار به بهانه‌ای بازپس افتاده‌است؛ و همان طور که گفتم، شأن این گروه اجتماعی را، که بسیار هم در حفظ حقوق ملت می‌تواند نقش‌آفرین باشد و در انقلاب هم سهم بسزایی داشت، رعایت نمی‌کنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اما آقای محمدحسین ختنی را بعد از هفتادوشش روز در زندان انفرادی بودن به زندان عمومی آوردند؛ و بعد خبر داده شد که خانواده‌اش، همسر و فرزندان خردسالش، می‌توانند او را ببینند؛ ولی آقای محمدحسین ختنی اعلام کرد که من یک زندانی سیاسی‌ام و حاضر نیستم در کابین شیشه‌ای از راه تلفن یا از پشت میله‌ها دیداری با همسر و فرزندانم داشته باشم، تنها اگر دیداری بدون کنترل و آزادانه باشد من انجام خواهم داد. به این ترتیب، ایشان هنوز هم با همسر و فرزندانش دیدار نداشته است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>جناب فروهر، اجازه بفرمایید اینجا از شما درباره‌ی آقای سعیدی سیرجانی سؤال کنیم از ایشان چه خبر دارید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>با کمال تأسف، من یکی دو نامه، که باز در همین روزنامه‌ها که پیش‌تر به ایشان بیشترین دشنام‌ها را داده بودند، به نام ایشان دیدم که خوب این نامه‌ها برایم بسیار شگفت‌آور بود و خبر دیگری ندارم و اینکه با خانواده‌شان دیداری داشته‌اند یا نداشته‌اند نمی‌دانم؛ و درمورد این نامه‌ها هم برمی‌گردیم به همان موضوع اقرارگیری‌ها. همان طور که گفتم، اعتراف زیر فشار حتی در حقوق اسلامی و فقه اسلامی کوچک‌ترین ارزشی ندارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، به عنوان شخصیتی که در ایران زندگی می‌کنید و بارها من دیده‌ام که این روزنامه‌ها به شما حمله‌های زشت کرده‌اند، وقتی می‌بینید دستتان کوتاه است و جواب نمی‌توانید بدهید و، جواب هم بدهید، آن‌ها چاپ نمی‌کنند، چه احساسی دارید؟ زندگی شما و خانوادۀ شما؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بسیار سپاس‌گزارم که این پرسش را کردید. کوشش دوستان و هم‌اندیشان و همرزمان من، به‌ویژه بیرون از کشور، سردمداران جمهوری اسلامی را بسیار برآشفته می‌سازد و کارهایی هم که خودم در اندازه‌ی توانایی‌ام در راستای رسیدن به مردم‌سالاری انجام می‌دهم باز هم آن‌ها را بیشتر خشمگین می‌کند. از این رو نشریه‌هایی که من آن‌ها را دشنام‌نامه‌های جمهوری اسلامی می‌شناسم، بیشتر <em>کیهان هوایی</em>یا <em>کیهان</em>روزانه و گاهی <em>جمهوری اسلامی</em>، خیلی تند به من و به دوستانم می‌تازند، لجن‌پراکنی می‌کنند؛ و حتی یادم هست در حدود ده دوازده روز پیش ــ چون بعد از اینکه جلوی برگزاری ختم برای شادروان دکتر مهدی آذر گرفته شد، من یک مصاحبه با رادیو صدای آمریکا داشتم، یک مصاحبه با بی‌بی‌سی داشتم و یک مصاحبه با رادیو سوئد داشتم و در هر سه گفتم که این کارها زاییده‌ی جو اختناق‌آمیز کشور است ــ روزنامه‌ی <em>کیهان</em>در نوشتاری زیر عنوان «بی‌ادبی‌های انگلیسی‌پسند» سراپا دشنام داده بود ــ دشنام‌های زشت به من نسبت داده بود که بی‌ادبی کرده‌ام و این بی‌ادبی موردپسند انگلیسی‌ها بوده است. تا آنجا که به یاد دارم و آن‌ها هم که مرا و گذشته‌ی سیاسی‌ام را می‌شناسند می‌دانند، هرگز با بزرگ‌ترین دشمنانم نیز با دشنام یا زشت‌گویی و هتاکی روبه‌رو نشده‌ام. نمی‌دانم این طرز برخورد با من چرا؟ و همه‌اش هم زیر این عنوان که فضای ایران کجایش اختناق‌آمیز است، اگر اختناق‌آمیز بود، تو چگونه می‌توانستی مصاحبه کنی، که خوب این‌ها همه‌اش برای خودشان رسوایی‌آور است. من اگر در یک فضای اختناق‌آمیز دل می‌زنم به دریا، برای اینکه به‌راستی تحمل چنین وضعی کار دشواری است. این را به پای اینکه در ایران فضای سیاسی باز است یا اختناقی در میان نمی‌باشد نباید بگذارند. این را باید به یادها بیاورم کسی که همه‌ی زندگی‌اش را در راه بزرگی، آزادی و آبادی ایران گذرانده سازواری با وضع کنونی برایش دشوار است و به هر وسیله‌ای بتواند بانگ اعتراضش را بلند می‌کند؛ و بگذارید همین ‌جا بگویم آن‌ها که فکر می‌کنند با این دشنام‌دهی‌ها من از میدان به‌درمی‌روم سخت در اشتباه‌اند. من ایستاده‌ام به جان که، در راستای بازگرداندن مردم‌سالاری به ایران، در راستای آبادی و آزادی این سرزمین، همه‌ی آنچه را که دارم و برایم مانده فدا کنم؛ و به عبارت ساده‌تر، به گفته‌ی آن سخن‌سرای نامی ایران، من آن نیم کاین کاسۀ خون به بستر راحت هدر دهم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>بله، همه‌ی ما درک می‌کنیم. حرف‌های شما مطمئنم خیلی بر دل هموطنان ما در اینجا می‌نشیند، کما اینکه دفعه‌ی قبل نشست. نکته‌ای را دفعه‌ی قبل در گفتگو با من فرمودید که خیلی از کارشناسان اقتصادی را به فکر واداشت، حتی با من تماس گرفتند. برای اولین بار بود یک نفر می‌گفت ــ آن هم از درون ایران با اطلاعاتی که دارد ــ میزان بدهی‌های ما الان در حال حاضر سی‌میلیارد دلار نیست. آقای فروهر گفته بودند خیلی بیش از این‌هاست. ما درست چقدر به دنیا بدهکاریم؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>درست من نمی‌توانم بگویم. من آن بار هم گفتم آمار درستی ندارم؛ ولی دوستان کارشناسم بر این باورند و، از راه تخمین و از خلال حرف‌هایی که خود دست‌اندرکاران می‌زنند، حساب کرده‌اند ایران به نسبت جمعیت شاید بدهکارترین کشور جهان باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>نسبت به جمعیت؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، بله؛ چون ــ خوب می‌دانید ــ در آمریکای لاتین کشورهایی هستند با جمعیتی دو برابر جمعیت ما و بدهکاری نزدیک و شاید بیش از دو برابر ما.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، مردم چطور زندگی می‌کنند با این وضع اقتصادی؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>به نظر من، مردم بسیار در سیه‌روزی به‌سر‌می‌برند. این نابسامانی‌ها، این خودکشی‌های پیاپی، بیماری‌های نابهنگام، سکته‌ها ــ همه زاییده‌ی درماندگی مردم ایران در برابر وضع بد اقتصادی و نابهنجاری‌های اجتماعی است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، اجازه بدهید ــ به عنوان آخرین سؤال، می‌دانم که وضع جسمی شما هم خوب نیست ــ اگر پیامی دارید برای هموطنان خودتان در خارج از کشور، ما سراپا گوش هستیم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من می‌دانم که آن‌ها به یاد ایران هستند و باز هم یادآوری می‌کنم تا همیشه به یاد ایران باشند. امیدوارم خیلی زود با یک همبستگی ملّی وضعی پدید آید که همه‌ی آن‌ها به خانه‌ی خودشان به کاشانه‌ی خودشان بازگردند و این سرزمین ویران شده با همدستی همگانی ساخته بشود. می‌دانم بسیار سخت است، ولی بازهم از یک سخن‌سرای دیگر ایرانی مدد می‌گیریم که گفت: «سخت‌ها سست شود در گه همدستی ما/ همه همدست اگر دست به کاری بزنیم.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>همه همدست اگر دست به کاری بزنیم. شنوندگان ارجمند، سخنان آقای داریوش فروهر، شخصیت ملّی‌گرا را، که در ایران زندگی می‌کنند، شنیدید. من به ایشان شب به خیر می‌گویم. امیدوارم باز هم فرصت بشود با آقای داریوش فروهر گفتگو کنیم. آرزوی سلامت ایشان و دوستانشان را داریم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>امیدوارم همه‌ی ایرانیان هر کجا هستند سرافراز و شادمان باشند.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2661</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۳۰ تیر ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730430_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 17:57:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2663</guid>

					<description><![CDATA[یاد قیام ملّی سی تیرهم‌میهنان، ملت در بستر تاریخ شکل می‌گیرد و تنها کسانی که چگونگی پیوندهای اجتماعی را فراتر از برش زمانی می‌نگرند و، بی‌گمان‌پروری و کنون‌زدگی سیاسی، روشنی‌ها و سایه‌های زندگی پویای آن را با هم می‌آورند، در بررسی واقعیت‌ها و شناسایی آگاهانه، آینده را به‌درستی شالوده‌ریزی می‌کنند. فردای تاریخی هر ملت در&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>یاد قیام ملّی سی تیر</strong></span><span id="more-2663"></span><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ملت در بستر تاریخ شکل می‌گیرد و تنها کسانی که چگونگی پیوندهای اجتماعی را فراتر از برش زمانی می‌نگرند و، بی‌گمان‌پروری و کنون‌زدگی سیاسی، روشنی‌ها و سایه‌های زندگی پویای آن را با هم می‌آورند، در بررسی واقعیت‌ها و شناسایی آگاهانه، آینده را به‌درستی شالوده‌ریزی می‌کنند. فردای تاریخی هر ملت در گرو شناخت همه‌جانبه‌ی دیروز و امروز آن است و توانمندی‌های نسل کنونی را با یادآوری کارآوری‌های نسل‌های پیشین می‌توان درک نمود تا زمانه سترون نگردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">کوته‌اندیشان به‌کژراهه‌افتاده، چه بخواهند و چه نخواهند، فرازونشیب زندگی ملت‌ها چون حلقه‌های زنجیر به‌هم‌پیوسته است و، برای بازسازی آینده، باید گذشته‌ها به‌درستی بازبینی و بازیابی و بازگویی شوند. چنین است که، در برخورد هنگامی با چهل‌ودومین سالگرد «قیام ملّی سی تیر»، همچون عطف انقلابی در پیکارهای رهایی‌بخش ایرانیان، کنکاشی دوباره پیرامون این رویداد سرنوشت‌ساز ضرورت دارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در روند جنبش ملّی شدن صنعت نفت، گرچه مردم بپاخاسته‌ی ایران به رهبری مصدق بزرگ گام‌به‌گام به سوی پیروزی قطعی پیش می‌رفتند، ولی هیئت حاکمه‌ی وابسته‌به‌بیگانه با اینکه کرسی نخست‌وزیری را از دست داده بود پی‌درپی توطئه می‌کرد تا آب رفته را به جوی بازآرد و دشمن تارانده‌شده را بازگرداند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چون دکتر محمد مصدق، که تنها با پشتیبانی مردم بر سر کار آمده بود، برای جلوگیری از فترت، دستور انجام انتخابات دوره‌ی هفدهم مجلس شورای ملّی را داد، تقلب و نیرنگ دست‌نشاندگان قدرت‌های بیگانه در این کار آغاز گردید و، به‌ناچار، جریان آن در پاره‌ای از بخش‌های کشور نیمه‌پایان گذارده شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سرانجام، دوره‌ی هفدهم مجلس شورای ملّی در روز یکشنبه، هفدهم اردیبهشت‌ماه تنها با شرکت هفتادوپنج نماینده‌ی برگزیده‌شده گشایش یافت؛ ولی کشمکش بر سر تصویب اعتبارنامه‌ها و انتخابات رئیس جلوگیر آمادگی این نهاد برای کار گردید و نخست‌وزیر، که برای دفاع از حقوق ملت ایران باید به دیوان داوری بین‌المللی می‌رفت، ناگزیر از کناره‌گیری خودداری کرد و روز چهارشنبه، هفتم خردادماه با هیئتی بلندپایه راه لاهه را درپیش‌گرفت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بزرگ، پس از دفاعی جانانه در این نهاد فراملّی و امید کامل به صادر گردیدن رأی به سود ایران، در روز چهارشنبه، چهارم تیرماه در میان یکی از بی‌مانندترین پیشوازهای مردمی به تهران بازگشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هیئت حاکمه، که در هنگام دور بودن دکتر محمد مصدق از کشور دسیسه‌چینی‌های دامنه‌داری کرده بود، در روز دهم تیرماه به پیروزی چشمگیری رسید و توانست یکی از مهره‌های شناخته‌شد‌ه‌ی خود را با سی‌ونه رأی به کرسی رئیس مجلس شورای ملّی بنشاند و نامزد هواداران نهضت ملّی تنها سی‌وپنج رأی به‌دست‌آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به‌هر روی، چون مجلس شورای ملّی بدین گونه آماده‌ی کار شده بود، دکتر محمد مصدق در روز شنبه، چهاردهم تیرماه به سنت پارلمانی عمل کرد و از نخست‌وزیری کناره‌گیری نمود. هیئت حاکمه هنوز از بیم مردم این گستاخی را نداشت که یکباره دکتر مصدق را کنار بگذارد؛ و سرانجام مجلس شورا در روز یکشنبه، پانزدهم تیرماه، و مجلس سنا در روز چهارشنبه، هجدهم تیرماه، خواه یا ناخواه، به نخست‌وزیری آن یگانه‌ی دوران ابراز تمایل کردند و، روز شنبه، بیست‌ویکم تیرماه، فرمان بایسته نشر یافت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بزرگ با اندریافت ژرفای توطئه‌ها از یک سو خواستار اختیارهای ویژه گردید و، از سوی دیگر، برای جلوگیری از اخلال دشمنان ملت از راه ارتش در کارهای دولت، درصدد برآمد تا خود عهده‌دار وزیری جنگ گردد و، چون در دیدار و گفتگوی سه‌ساعته‌ای که روز چهارشنبه، بیست‌وپنجم تیرماه با پادشاه داشت با ناسازواری‌های قانون‌شکنانه روبه‌رو شد، فردای آن روز، طی نامه‌ای از پذیرش نخست وزیری سر باز زد و چگونگی را هم به آگاهی مردم رسانید. از اینجا بحران گسترده‌ای در سراسر کشور پدید آمد؛ و، از یک سو، مردم و همه‌ی شخصیت‌ها و سازمان‌های سیاسی هوادار جنبش ملّی شدن صنعت نفت و، از سوی دیگر، هیئت حاکمه، از دربار شاهی و سیاستمدار کهنه‌کاری که بر خلاف میزان‌های قانون اساسی به نخست‌وزیری گمارده گردیده بود تا نیروهای سلاحدار، در برابر هم به صف‌آرایی پرداختند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پس از چهار روز پربیم‌وامید و قدرت‌نمایی‌های نوشتاری و گفتاری از دو سو و نمایش‌های اعتراض‌آمیز مردم در جای‌جای کشور و درگیری‌های پی‌درپی با نیروهای سرکوبگر، که شرح آن را فرصتی دیگر باید، سرانجام برق غیرت بدرخشید و سی تیر به هنگامه‌ای سرنوشت‌آفرین بدل گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سی تیر آوای توفانی مردم بپاخاسته‌ای بود که نمی‌خواستند دگرباره عزت و ثروت خود را لگدکوب استعمار و استبداد به‌هم‌آمیخته ببینند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سی تیر قامت برافراشته‌ی ملتی بود که دانایی و توانایی و هشیاری خود را سر از نو به تارک تاریخ ثبت نمود دشمن را به زبونی کشانید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سی تیر یک روز، یک هیجان یا حتی یک حماسه‌ی تنها نبود؛ بلکه سی تیر یک میعاد و یک میلاد بود. ملت ایران در سی تیر با تاریخ دیدار کرد و دوباره زاده شد. مردم در بامداد سی تیر همان نبودند که در شامگاه سی تیر.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سی تیر را نباید تنها یک درگیری سیاسی برای برانداختن یک دولت دست‌نشانده و بازگرداندن یک دولت مردمی بر سر کار شمرد؛ و، گرچه این جلوه‌ی ظاهری رویداد است، ولی به‌راستی جوشش خشم فروخورده‌ی ملتی بود که سال‌های‌سال تازیانه‌ی ستم را بر شانه‌های خود حس می‌نمود و زمینه‌ای برای واکنش نمی‌یافت تا به‌ناگهان برای این پرسش دیرینه پاسخی درخور پیدا کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اگر راست است که توش و توان آدمی بر تاریخ اثر می‌نهد و آن را از این راه به آن راه می‌برد و اگر راست است که بالای آدمی آفریننده‌ی بلندای تاریخ می‌گردد، در سی تیر چنین شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ایرانیان در سی تیر به خوارداشت مرگ برخاستند، جان در راه آرمان فدا کردند، و با دست تهی به دشمن غرق‌درسلاح تاختند. ایرانیان در سی تیر با اراده‌ی هستی‌ساز بر تاریخ تاختند و بر آن چیره گردیدند، خود دیگر شدند و تاریخ را دگر کردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در سی تیر آموخته شد که به «اتفاق جهان می‌توان گرفت» و در پیکارهای رهایی‌بخش ملّی باید هر نفاق را فرونهاد و دشمن را با همبستگی همگانی تاراند و همای پیروزی را به پرواز درآورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در سی تیر آموخته شد که باید خواست ملّی را دریافت و در قالب روشنی درج کرد و در برابر توده‌های مردم قرار داد تا همگان برای برآوردن آن به ایستادگی و کوشش برخیزند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در سی تیر آموخته شد که گروه‌های اجتماعی گوناگون در شناخت و پذیرفتن قهرمانان خود یکپارچگی و استواری می‌یابند و گزینش یک رهبری آگاه و نشان دادن ارزش‌های اخلاقی و توانایی‌های آن به بسیج توده‌ها یاری بسیار می‌رساند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ارزشمندترین درس گرفته‌شده از سی تیر این است که هیچ پیروزی به‌خودی‌خود پایدار نمی‌ماند و برای پاسداری از دستاوردهای ملّی باید همه‌ی نیروهای شرکت‌کننده در پدید آوردن آن پیوند خود را با یکدیگر پیوسته نگه‌دارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بدین گونه، پیروزی سی تیر یکهزاروسیصدوسی‌ویک در پهنه‌ی تاریخ پرافت‌وخیز ایران‌زمین گم نشده است. گرچه رویدادهای زشت بعدی برای زمانی کوتاه آن را از جلوه انداخت؛ ولی وجدان ملّی، که در این بوته‌ی آزمایش گداخته شده بود، در نهاد مردم باقی ماند تا، در پی تلاش‌های خستگی‌ناپذیر، انقلاب بیست‌ودوم بهمن یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهفت را به ارمغان آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اینک، با دریغ بسیار، در چهل‌ودومین سالگرد این آزمون بزرگ، بار دیگر، ایران‌زمین در ورطه‌ی هولناکی فروافتاده و، با قشریگری زمامداران ناشایسته، مردم دچار سیه‌روزی ژرفی شده‌اند؛ اوج‌گیری احتکار، رباخواری، دلال‌بازی، این پدیده‌های زشت سوداگری بی‌مهار و گرانی سرسام‌آور، گرسنگی، برهنگی، بی‌سرپناهی، بیکاری، کمبود بهداشت و درمان و دارو، و نارسایی آموزش در سطح‌های گوناگون شیرازه‌ی هستی ملّی را به فروپاشی تهدید می‌کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این همه زاییده‌ی پای‌مال نمودن حقوق ملت، نادیده گرفتن حیثیت ذاتی بشر، و حصر آزادی‌های فردی و اجتماعی از سوی سران جمهوری اسلامی است که، با خودبزرگ‌بینی، یکسره از مردم بریده‌اند و جز تلف کردن فرصت‌ها هنری ندارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در چنین هنگامه‌ای، حزب ما با کوله‌بار سالیان دراز پیکار خستگی‌ناپذیر با نیروهای اهریمنی از شما زنان و مردان این نیاخاک ایزدی می‌خواهد که با تکیه بر آزمون تاریخی سی تیر بپاخیزید، همبستگی همگانی را بازیابید و، با پدید آوردن سازمان و رهبری فراگیر، با گام‌های استوار، به سوی هدف روشن برپایی مردم‌سالاری بشتابید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"> چنین باد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2663</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۱۹ امرداد ۱۳۷۳</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/11/13/13730519_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 16:00:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۳]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2665</guid>

					<description><![CDATA[مرگ شک‌برانگیز دکتر شمس‌الدین امیرعلایی هم‌میهنان، با دریغ بسیار، دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، از سرداران جنبش ملّی شدن صنعت نفت و قهرمان خلع ید از استعمار، پوینده‌ی راه مصدق بزرگ، دیده بر جهان فروبست. دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، که شامگاه پنجشنبه، چهاردهم تیرماه در برخورد شک‌برانگیز با یک خودرو به‌سختی آسیب دیده و در بیمارستان بستری گردیده&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>مرگ شک‌برانگیز دکتر شمس‌الدین امیرعلایی</strong></span><span id="more-2665"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با دریغ بسیار، دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، از سرداران جنبش ملّی شدن صنعت نفت و قهرمان خلع ید از استعمار، پوینده‌ی راه مصدق بزرگ، دیده بر جهان فروبست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دکتر شمس‌الدین امیرعلایی، که شامگاه پنجشنبه، چهاردهم تیرماه در برخورد شک‌برانگیز با یک خودرو به‌سختی آسیب دیده و در بیمارستان بستری گردیده بود، پس از سی‌وشش روز، به‌رغم تلاش پزشکان، در ساعت نه و نیم بامداد چهارشنبه، نوزدهم امردادماه دچار ایست قلبی شد و جان سپرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این دولت‌مرد برجسته در سراسر زندگی پربار خود به آرمان‌های میهنی پای‌بند و، تا واپسین دم زندگی، حتی در بستر مرگ، پیوسته دغدغه‌ی آینده‌ی ایران را داشت و با شورمندی همه را به پیکار برای رسیدن به مردم‌سالاری برمی‌انگیخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آوخ، اکنون بالای استوار ستیزنده‌ی خستگی‌ناپذیری که بی‌وقفه با نوشتار و گفتار و کردارهای بهنگام در راستای آزادی و آبادی ایران تلاش می‌کرد می‌رود تا با ذره‌ذره‌ی خاک این سرزمین درآمیزد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پیکر آن روان‌شاد ساعت نه بامداد روز جمعه، بیست‌ویکم امرداد‌ماه از بیمارستان ایرانمهر تشییع خواهد گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2665</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
