<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>۱۳۷۴</title>
	<atom:link href="https://www.forouharha.net/category/epoche-4/epoche-4c/epoche-4c-1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Aug 2024 17:47:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>de</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/cropped-Forouhar-logo-final-1-32x32.jpg</url>
	<title>۱۳۷۴</title>
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پیام نوروزی داریوش فروهر ـ ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740101_darushforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:55:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2715</guid>

					<description><![CDATA[به نام خداوند جان‌آفرین پناه‌جهان پشت ایران‌زمین هم‌میهنان، در میان همه‌ی نابهنجاری‌های زندگی اجتماعی، که ایران دیرینه‌سال را در غرقاب خود فرو برده است، فرارسیدن نوروز، این فروزه‌ی امیدبرانگیز فرهنگ ملّی، را به یکایک شما در هر کجا هستید و هر گونه به‌سر‌می‌برید شادباش می‌گویم. در این ورطه‌ی هولناک، که پافشاری برکرسی‌قدرت‌نشستگان ناشایست در انجام&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به نام خداوند جان‌آفرین</span></strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پناه‌جهان پشت ایران‌زمین</span></strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در میان همه‌ی نابهنجاری‌های زندگی اجتماعی، که ایران دیرینه‌سال را در غرقاب خود فرو برده است، فرارسیدن نوروز، این فروزه‌ی امیدبرانگیز فرهنگ ملّی، را به یکایک شما در هر کجا هستید و هر گونه به‌سر‌می‌برید شادباش می‌گویم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این ورطه‌ی هولناک، که پافشاری برکرسی‌قدرت‌نشستگان ناشایست در انجام برنامه‌های واپس‌گرایانه ایران را دچار فقر خانمان‌‌برانداز و ره‌آوردهای شوم آن، گرسنگی، برهنگی و بی‌سرپناهی فراگیر، کرده و اهرمن بدکنش بر تاروپود هستی ملّی چنگ انداخته و اندیشه‌ی‌ نیک و گفتار نیک و کردار نیک، این پیش‌رونهاده‌ی پیشینیان فرهیخته‌ی من و شما، به بازی گرفته شده است و به‌راستی در دل همگان خون موج می‌زند، باز هم نشاید تن به خودباختگی داد و از تکاپو باز ایستاد یا بزرگ‌داشت سنت‌های مردمی شورآفرین را فراموش نمود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به یاد آورید، در فرازونشیب تاریخ، این کهن‌بوم و بر چند بار پای‌مال سم‌ ستوران لشکریان بیگانه گردیده و، به‌ویژه در دو قرن گذشته، چِسان دستخوش آز و نیاز سلطه‌گران جهان‌خوار قرار گرفته یا، در درون، چه بسیار با دیو مهیب خودسری روبه‌رو شده، ولی با همت فرزندان دلیر و پشتوانه‌ی فرهنگ پویایی که داشته هیچ گاه از پای نیفتاده و نسل اندر نسل در برابر دشمنان دژخو ایستادگی کرده و همچنان سرافرازانه بر جای مانده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">زنان و مردان ایرانی،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون نیز در این بحران سهمگین، هنگام تصمیم‌گیری بزرگ است. باید از خود به‌درآمد و دست رد بر سینه‌ی نفاق‌افکنان زد و از دور و نزدیک همه با هم یکدله شد و به خیزشی دگرگون‌ساز روی آورد و، با برچیدن بساط یکه‌تازی، سامانی مردم‌سالارانه بر پا داشت. باشد که ایران‌زمین یکپارچگی را باز یابد و جاودانه آزاد و آباد گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">با چنین برداشت آرمان‌خواهانه‌ای، در آستانه‌ی سالی که پیش‌ روست، از ایزد یکتا می‌خواهم تا نوروزتان پیروز و همه روزتان نوروز باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نوروز۱۳۷۴</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر</span></p>
<p dir="rtl"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="aligncenter wp-image-3520 size-medium" src="https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-418x600.jpg" alt="" width="418" height="600" srcset="https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-418x600.jpg 418w, https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-714x1024.jpg 714w, https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-209x300.jpg 209w, https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-768x1102.jpg 768w, https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374-1071x1536.jpg 1071w, https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/DarushForouhar_Nouruz1374.jpg 1220w" sizes="(max-width: 418px) 100vw, 418px" /></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2715</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ بهار ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/1374bahar_darushforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:50:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2704</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر … (تاریخ دقیق و طرف گفتگو مشخص نیست) گزارشگر: تحولاتی در ایران رخ داده در طول هفته‌های اخیر ــ تحولاتی که برخی از آن‌ها بسیار سخت و دهشت‌بار بودند. یکی از آن‌ها خیزش مردم در جنوب شهر تهران، در منطقه‌ای به نام «اکبرآباد» و «اسلام‌شهر». گفته می‌شد، در ایران، که این خیزش با شکست&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر … (تاریخ دقیق و طرف گفتگو مشخص نیست)</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>تحولاتی در ایران رخ داده در طول هفته‌های اخیر ــ تحولاتی که برخی از آن‌ها بسیار سخت و دهشت‌بار بودند. یکی از آن‌ها خیزش مردم در جنوب شهر تهران، در منطقه‌ای به نام «اکبرآباد» و «اسلام‌شهر». گفته می‌شد، در ایران، که این خیزش با شکست مواجهه شده. واقعاً این طور است؟ یعنی مردم مأیوس شدند از مبارزه و طلب حق؟ بعد هم در ایران ظاهراً سیاست دولت این است که، به جای مبارزه با عامل نارضایی، ناراضیان را تهدید می‌کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من گمان دارم که این جنبش هرگز شکست نخورده، چه واپسین، که در اسلام‌شهر رخ داده، و چه پیش‌تر، که در قزوین و مشهد و اراک و شیراز پدید آمد. ببینید، این‌ها یک جنبش خودجوش بودند برای نشان دادن خشم و پرخاش، هدف برانداختن چیزی را نداشت یا هدف روشنی را در آن هنگام دنبال نمی‌کرد، اما ارزشش در نشان دادن ناخشنودی همگانی بوده. به گمان من، این واپسین خیزش خودجوش در اسلام‌شهر به تمام معنی کلمه این روشنگری را کرد. درست است که ظاهر قضیه این بود که کمبود آب آشامیدنی، نبود لوله‌کشی آب یا حتی گران شدن‌های کرایه به علت بالا رفتن قیمت بنزین بهانه‌ی ظاهری بود؛ اما در زیر آن به‌راستی یک ناخشنودی از سیاه‌روزی پدیدآمده به‌وسیله‌ی سردمداران جمهوری اسلامی نهفته بود و روشن شد که مردم ناخشنودند. به‌اصطلاح عامیان جانشان به لب رسیده و برای نشان دادن اعتراض، حتی بازداشت، شکنجه، مرگ را استقبال می‌کنند. چه پیروزی از این بیشتر و بهتر که به همه‌ی جهانیان و به دیگر ایرانیان نشان داده بشود که بُعدهای نارضایتی در سراسر کشور و در مرکز کشور، در یکی از فقرزده‌ترین ناحیه‌های جنوب تهران، این بُعد گسترده را دارد. البته این را بگویم که این یک هشدار هم هست ــ هشدار نه تنها به سردمداران جمهوری اسلامی، بلکه به سازمان‌های سیاسی، به داعیه‌داران رهبری سیاسی، که اگر راست است که در زمینه‌ی نارضایتی مردم می‌توان دگرگونی پدید آورد، بفرمایید زمان خود نشان دادن، زمان رهبری کردن و زمان به‌پاخاستن است. گفتند که، در این روزهای سخت، خیلی از رسانه‌های همگانی وابسته به جمهوری اسلامی سعی کردند که بُعدها را خیلی کوچک جلوه بدهند. حتی، با افسوس، پاره‌ای از خبرنگاران خارجی را دیدم که در گزارش‌ها‌یشان بود که نه ویرانی دیدیم و نه کشته‌ای دیدیم، که این‌ها همه دروغ بود. دستگاه با تردستی هر چه تمام‌تر یک‌شبه نشانه‌های آن سرکوب خونین را زدوده بود. من کار به این ندارم که سازمان‌های سیاسی چه آمارهایی دادند، چون به‌راستی آن‌ها وسیله‌های به دست آوردن آمار درست را ندارند؛ اما خوش‌بختانه رئیس قوه‌ی قضائیه در گردهمایی‌ای که به مناسبت پنجمین سال به‌کارگماری خودش بود به خبرنگاران گفت و کوشید که موضوع را خیلی کوچک جلوه بدهد، ولی پذیرفت که به اندازه‌ی انگشتان دست ــ البته روشن نبود که یک دست یا دو دست ــ کشته داشتند، پذیرفت که شماری بازداشت شده‌اند و از آن‌ها کسانی آزاد شدند و کسانی تحت تعقیب قرار دارند. پس پذیرفته شده که کشته‌هایی هست و بازداشت‌شده‌هایی هست. حالا به سرشمارش کاری نداریم. در چنین وضعی، به‌راستی بر دوش همه‌ی سازمان‌های سیاسی، همه‌ی کسانی که ناسازواری با روند یکه‌تازی دارند، یک وظیفه‌ی بزرگ هست، در درون و بیرون کشور، که بخواهند کسانی که بازداشت شده‌اند در یک دادگاه صلاحیت‌دار با حضور وکیل و به طور علنی دادرسی بشوند؛ نه مانند آن چند رویدادهای قبلی، که آن‌ها هم خونین بود، کشته داشت، بازداشت‌شده داشت، و بعد از گذشت زمانی شنیده شود که فلان کس و فلان کس و فلان کس تیرباران شدند. من به‌راستی و پافشارانه می‌خواهم که دادرسی از بازداشت‌شدگان در یک دادگاه علنی و صلاحیت‌دار و با حضور وکیل دادگستری انجام بگیرد، همه بفهمند که آیا به‌راستی یک تظاهر آرام به خون کشیده شده است یا، آن چنان که گفته‌اند، کسانی غرض‌ورزانه به جاهایی حمله کرده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این زمینه گمان می‌کنم که روشن پاسخم را دادم. اگر چیزی را فراموش کردم درباره‌اش، یادآوری کنید تا درباره‌اش توضیح بدهم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>کاملاً متوجه شدم که در آنجا چه گذشته. فقط پرسش من و پرسش خیلی از هموطنان که در دوران بعد از انقلاب در ایران نبودند [این است که] «اسلام‌شهر» به کجا اطلاق می‌شود؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>آغاز جاده ساوه، در سمت غربی، یک شهرک‌مانند فقرزده‌ای با خشت و گل ساخته شده بود که آن هنگام می‌گفتند «شادشهر». پس از انقلاب، نام «اسلام‌شهر» گرفت؛ و در آن خیل عظیمی که سوی تهران روی آوردند و جمعیت تهران تا دو برابر و دو برابر و نیم افزوده شد، اکنون شنیده می‌شود که این ناحیه تا نزدیک یک‌میلیون یا حتی بیشتر جمعیت دارد؛ و فرض بگیرید روستاهایی که گفته می‌شود «اکبر» و «سلطان‌آباد» از روستا این‌ها گذشته و هر کدامشان نزدیک به صدهزار نفر جمعیت دارند و همه فقرزده و همه بی‌بهره. من خودم یادم می‌آید که از این ناحیه در کوشش‌های به‌انقلاب‌انجامیده چقدر جمعیت انبوهی به سوی شهر سرازیر می‌شد. افسوس! کسانی که بر دوش همین مردم بر کرسی قدرت تکیه زدند امروز آن‌ها را سرکوب می‌کنند و به گلوله می‌بندند و از آسمان و زمین به خون می‌کشند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>آقای فروهر، بپردازیم به اول. پیام شما را فکر می‌کنم همه‌ی شخصیت‌های سیاسی شنیدند. پیام شما کاملاً مشخص بود: تلاش همگانی برای اینکه این‌ها به طور علنی محاکمه شوند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، تا همه چیز روشن شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، به بنده بفرمایید که، بعد از پایان مهلت رژیم برای جمع‌آوری آنتن ماهواره، واکنش مردم چه بوده؟ آیا واقعاً می‌شود دست دراز کرد و جلوی تشعشعات ماهواره‌ها را گرفت. ماهواره‌ها این دنیا را کوچک کرده‌اند. همین الان ارتباطی که من با شما دارم، شما با آن طرف خط با آقای فریدون توفیقی در رادیو صدای ایران دارید این ماهواره به هم دوخته‌اند در این سه گوشه‌ی دنیا. به بنده بفرمایید که واقعاً چه خواهد شد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>نخست، من یک توضیح فردی بدهم که من تجهیزهای استفاده از ماهواره را خودم نداشتم، ولی می‌دیدم که بسیاری دارند. به‌راستی آن بخش خبری و ورزشی هم برای من بسیار گیرندگی داشت. اما از این موضوع‌ها که بگذریم، من، همان طور که به طور خصوصی گفتم، فکر می‌کنم که تکینیک‌ ضددیکتاتوری است و دیکتاتورها جلوی پیشرفت تکنیک را هر چه کوشش کنند نمی‌توانند بگیرند. حالا از تهدید و بگیر و ببند کردن‌ها و نشستن و برخاستن اشغال‌کنندگان کرسی نمایندگی و قرارومدارهایی که اسمش را می‌گذارند «قانون» ــ چون من این‌جور قرارومدارهای کسانی که برگزیده‌ی مردم نیستند را قانون تلقی نمی‌کنم ــ قرارومدار گذاشتند، بعد از اینکه خیلی دستگاه فروش رفته بود؛ و این شبهه هم است که شاید نورچشمی‌های دستگاه و دولت این ابزارها را آوردند و فروختند و هنگامی که ته کشید به اندیشه‌ی جمع‌آوری آن افتادند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به هر حال، از روز شنبه، به برداشتن پرداخته‌اند، حتی هلی‌کوپترهایی دیده شده که گشت‌زنی و شناسایی می‌کنند. تا آنجا که من می‌دانم، شمارکسانی که این ابزارها را به نهادهای انتظامی تحویل داده باشند بسیار اندک‌اند؛ ولی بیشتر مردم در این جو وحشت‌زده از بیم آن‌ها را برداشته‌اند در جایی نهان داشته‌اند، چون به‌راستی پول کلانی برایشان داده‌اند و خیلی راحت با این خواسته که بیاورید تحویل بدهید و رسید بگیرید آن را تحویل نمی‌دهند. به هر حال، با پیشرفت تکنیک، روند یکه‌تازی در ایران چندان آینده‌ی کام‌روایی نخواهد داشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>اطلاعی از اینکه در برخی مناطق مأموران انتظامی متوسل به قهر و خشونت بشوند و درگیری رخ بدهد هست؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من هنوز نشنیدم. شما به‌طورکلی می‌گویید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>بله.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بله، این هم یکی از بهانه‌ها ممکن است قرار بگیرد که در زمینه‌ی ناخشنودی همگانی برخوردهایی پدید بیاورد؛ ولی انگیزه‌ی اصلی این برخوردها و آنچه زمینه‌ساز این برخوردهاست به گمان من از میان نرفته است؛ و آن وضع بسیار بد اقتصادی در عین ناامیدی به بهتر شدن است، در زمان فرمانروایی سردمداران جمهوری اسلامی. به همین دلیل باید در انتظار بود تا هر روز به بهانه‌ای این گونه خیزش‌ها دنبال شود. یک راه چاره ممکن است در میان باشد، آن هم دست از یکه‌تازی برداشتن و فضای سیاسی باز پدید آوردن، پاسداران جو وحشت را کنار زدن است، بگذارند که مردم آزادانه و با آرامش خواست‌های خودشان را بیان کنند. به نظر من، بنیادی‌ترین خواست مردم هم در یک گذار آرام، در پایه، مردم‌سالاری است. این را بارها گفتم و گمان می‌کنم که بسیاری از چهره‌های سیاسی و بسیاری از سازمان‌های سیاسی در درون و بیرون کشور به این هدف روشن سرسپرده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، هیچ احتمال اینکه نیرویی در طبقه‌ی حاکمه باشند که آماده برای کناره‌گیری باشند وجود دارد؟ یا احساس می‌کنید حضور چنین نیروهایی را که آماده‌ی کنار رفتن باشند؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>یک شخصیت‌هایی بوده‌اند که از قدرت کنار رفته‌اند یا کسانی بودند که کنار زده شده‌اند و به صف ناسازگاران پیوستگی نشان می‌دهند؛ اما به‌طورکلی من به برخوردهای درونی سردمداران جمهوری اسلامی چندان خوش‌بین نیستم و اعتقاد دارم رادیکال‌مآب و لیبرال‌منش در هنگامی که مردم را رودرروی خود ببینند باز هم دست در دست هم خواهند گذشت. ای کاش که باشند کسانی که به‌راستی این بزرگ‌منشی را داشته باشند که بدانند بعد از شانزده سال، که نتوانستند کاری برای این مردم انجام بدهند، هنگام کنار رفتن است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>آ قای فروهر، دیروز یکی از شخصیت‌هایی که در خود ایران زندگی می‌کند به خبرگزاری فرانسه گفته که جمهوری اسلامی باید انتظار خیزش‌هایی سخت‌تر را در جنوب تهران داشته باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من هم چنین چیزی را شنیده‌ام؛ و این نظر که جمهوری اسلامی اگر به روند یکه‌تازی دنباله بدهد باید انتظار خیزش‌های سخت‌تر و پرخاشگرانه‌تری داشته باشد یک حقیقت است؛ و امیدوارم بفهمند که با سرکوب همیشه نمی‌توان پایه‌های لرزان حکم‌فرمایی را نگاه داشت. یک بار، دو بار، چند بار سرکوب به نتیجه می‌رسد؛ ولی آزمون‌های تاریخی بسیار داشته‌ایم که مردمی که بر ضد سلطه به‌پاخاسته‌اند، به‌رغم سرکوب‌های پی‌درپی، پیروز خواهند شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>شایع شده که نهضت آزادی دارد آماده می‌شود که در یک شرایط بحرانی دولت تشکیل بدهد. می‌خواهم بدانم که به شما هم در این زمینه پیشنهادی شده که آماده باشید، اگر دیگر راه چاره‌ای نبود؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من آن بخش نخست را نمی‌توانم داوری بکنم، چون آگاهی از اینکه با آن‌ها گفتگویی و نشست‌وبرخاستی بوده را ندارم؛ اما درباره‌ی خودم: من، از هنگامی که به جهت درهم‌شکسته‌شدن جدول ارزش‌های انقلاب از کارهای اجرائی کنار گرفته‌ام و هفته‌به‌هفته و ماه‌به‌ماه دیدم که به کجراه افتادن بعدهای گسترده‌ای دارد و به هیچ وجه سازگار با آرمان‌های ملت‌گرایانه‌ی من نیست، هیچ‌ گاه، هیچ نشست‌وبرخاستی، هیچ گفتگوی کوتاهی هم حتی با هیچ یک از سردمداران جمهوری اسلامی یا سطح‌های پایین‌تر نداشتم. من شیوه‌ی سیاسی‌ام این بوده است که هر گاه نشستی و هر گفتگویی با هر کس داشته باشم پیش از همه مردم سرزمینم را آگاه کنم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>ممنونم از توضیحی که دادید. آقای فروهر، بپردازیم به مسائل خارج از ایران.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دیروز اعلام شد که مقامات اوکراین اعلام کردند که، اثر انفجاری که در چرنوبیل حادث شد، تا امروز هشت‌هزار نفر تلفات داشته. ما با خطرات تکنولوژی نیروگاه‌سازی شوروی و یا روسیه‌ی امروز آشنا هستیم. مع‌ذلک جمهوری اسلامی سعی می‌کند از همین تکنولوژی برای ایجاد نیروگاه هسته‌ای استفاده کند در ایران. حالا این خطرات را می‌گذاریم کنار. پرسش من این است که آیا شما طرفدار این نزدیکی بی‌چون‌وچرا به همسایه‌ی شمالی هستید؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>به نظر من، تنظیم و اجرای درست سیاست خارجی از اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین مسئولیت هر حکومت است. هر گونه ناپختگی و بی‌دقتی و وقت‌ناشناسی در سیاست خارجی چنان پیامد شوم و ویرانه‌کننده‌ای به بار می‌آورد که گاه هستی یک ملت و یک کشور را به مخاطره می‌اندازد یا، دست‌کم، مردم آن کشور را ناگزیر می‌کند نسل‌ها زیان تصمیم نسنجیده را در زمینه‌ی سیاست خارجی بپردازد. به همین دلیل، بارها گفتم سیاست خارجی جمهوری اسلامی با بن‌بست روبه‌رو شده و راه‌های غلطی را پیش گرفته. توسط قدرت‌های بزرگ امروز از خلیج فارس و جنوب به هر حال ممکن است با خطرهایی روبه‌رو باشیم. اما هرگز فراموش نکنید، به‌رغم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در شمال هم روس‌ها نشان داده‌اند که بدون سلطه‌گری و بدون چشم‌داشت به هستی ملت‌های دیگر نمی‌توانند بگذرانند؛ و این سیاست نزدیکی نسنجیده بسیار سیاست غلطی است. به گمانم، همچنان سیاست درست برای ایرانیان همان که همیشه پیشوای ملت دکتر مصدق گفت سیاست موازنه منفی است. [نوار صوتی ناکامل است]</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای داریوش فروهر، همین طور که اطلاع دارید طرح‌هایی در مجلس آمریکا، کنگره‌ی آمریکا، به‌ویژه در بین جمهوری‌خواهان، بررسی می‌شود درباره‌ی تحریم اقتصادی ایران. من این طرح را که نگاه می‌کردم دیدم که، اگر این اجرا می‌شد، من نمی‌توانستم به عنوان یک ایرانی ساکن کالیفرنیا بروم در یک قهوه‌خانه‌ی آمریکایی در این شهر و یک قهوه بخورم، چون اگر به من قهوه می‌فروخت، در واقع یک کار خلاف قانون می‌کرد؛ یعنی ابعاد این طرح بنده را هم که در این کوچه نشسته‌ام دربرمی‌گرفت. بگذریم. این طرح تصویب نخواهد شد؛ اما پیش‌نویس طرح جدید توسط کاخ سفید نوشته شده که ایران تحریم بشود از سوی شرکت‌های نفتی آمریکا و همین طور شرکت‌های وابسته‌ی آن‌ها در آسیا و اروپا و کسی حق خرید نفت از ایران را نداشته باشد. این در شرایطی است که جمهوری اسلامی همین الان از نظر بازاریابی با مشکل روبه‌روست. حالا فکر کنید اگر تحریم انجام بشود، چه پیش خواهد آمد؛ و وای به آن روز که ژاپن هم از آمریکا پیروی کند! همین الان ژاپن، در ماه گذشته که من آمار را نگاه می‌کردم، پنجاه درصد از خرید نفت خودش کاسته. آنچه برای من جالب است ادعای مقامات جمهوری اسلامی است که می‌گویند خودکفا هستیم و تحریم ما را نمی‌ترساند و تأثیری هم در وضع ایران ندارد. واقعاً چه خواهد شد اگر ایران تحریم نفتی بشود؟ &#8230; این سیاست دوگانه، که از خارج به ما اخطار می‌شود برای تحریم و در داخل سیاست ادعاها و شعارهای بزرگ، ما را به کجا می‌رساند؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>درمورد اینکه دیگران چه می‌کنند و چه هدف‌هایی دنبال می‌کنند من چندان دلم نمی‌خواهد که اظهار نظر کنم؛ چون من ملت‌گرا هستم و همه‌ی امیدم برای آینده‌ی ایران، برای پایان دادن به یکه‌تازی و بهترشدن وضع، به سوی مردم ایران است، چشم به آن‌ها دوخته‌ام. اما بی‌شک این تحریم‌ها اگر انجام شود، که همان طور که گفتید در میزان خرید نفت ژاپن، در میزان خرید نفت اروپای غربی و شاید در میزان خرید نفت یواشکی ایالت آمریکا کاهش‌هایی پدید آید، این بسیار خطرناک است؛ و آنچه هم که سردمداران جمهوری اسلامی می‌گویند که ما چنین و چنان روی پای خود خواهیم ایستاد، با وضع اقتصادی که ما می‌بینیم، با کاهش تولیدی که ما می‌بینیم، یک الدرم‌بلدرم نابجاست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ولی من بیشتر از هر چیز دریغ می‌خورم که چرا باید در میهن من کسانی فرمانروایی کنند که به‌کلی بریده از مردم با سیاست خارجی بسیار غلط، که بیگانگان این گستاخی را به خودشان بدهند که پیرامون رابطه‌شان با ایران خودشان تصمیم بگیرند، خودشان قانون بگذارند و خودشان نشست‌وبرخاست کنند. ای کاش ایرانی‌ها زودتر و با توانایی بیشتر به‌پامی‌خاستند تا نشان داده شود که هیچ‌ بیگانه‌ای حق ندارد پیرامون سود و صلاح ایران کوچک‌ترین تصمیمی بگیرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>پرسش پایانی: به نظر شما، این تحریم اقتصادی و فشارهای اقتصادی از سوی شرکت‌های بین‌المللی آیا دولت جمهوری اسلامی را تضعیف می‌کند یا در مردم تأثیر دارد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>بی‌شک فشارهای اقتصادی در تضعیف جمهوری اسلامی اثر دارد؛ ولی همان طور که گفتم، مردم باید امیدشان به خودشان باشد و خود چاره‌گر دشواری‌های خودشان.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>سپاس‌گزارم از داریوش فروهر، در تهران. یک روز خوب و هفته و سالی خوب برای شما آرزو می‌کنم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>من هم برای شما و ایرانیان عزیز دور از میهن شادکامی و پیروزی و کوشش هر چه بیشتر برای رهایی میهنشان از زیر سلطه‌ی یکه‌تازی طلب می‌کنم.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2704</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ فروردین ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/137401_darushforouhar_dw/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:45:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2707</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو صدای آلمان گزارشگر: گزیده‌ای از سخنان داریوش فروهر درباره‌ی ناآرامی‌های اسلام‌شهر. داریوش فروهر: در ماه‌های گذشته، حتی می‌شود گفت در سال گذشته، بحران سهمگینی ایران را فراگرفته و کردارهای نادرست سران جمهوری اسلامی، به‌ویژه در زمینه‌ی اقتصادی، مردم را به سیه‌روزی افکنده است. اکنون گروه‌های اجتماعی گوناگون در زندگی روزمره دچار ناکامی هستند. در&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر رادیو صدای آلمان</strong></span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>گزیده‌ای از سخنان داریوش فروهر درباره‌ی ناآرامی‌های اسلام‌شهر.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>در ماه‌های گذشته، حتی می‌شود گفت در سال گذشته، بحران سهمگینی ایران را فراگرفته و کردارهای نادرست سران جمهوری اسلامی، به‌ویژه در زمینه‌ی اقتصادی، مردم را به سیه‌روزی افکنده است. اکنون گروه‌های اجتماعی گوناگون در زندگی روزمره دچار ناکامی هستند. در چنین وضعی طبیعی است که خشم و پرخاش پدید می‌آید و به شکلی خودنمایی می‌کند که نمونه‌های آن در گذشته در گوشه‌وکنار ایران بوده است و، آن چنان که شنیده‌ایم، در پانزدهم فروردین‌ماه، خیزش خودجوش در اسلام‌شهر پدیدار شد. بی‌شک می‌دانید که تهران و بیشتر شهرهای بزرگ و کوچک از یکی دو روز به نوروز مانده مانند سرزمین‌های اشغالی شده بود و، در فاصله‌های کوتاه، چند تن از نیروهای انتظامی چوب‌دردست و با تفنگ آماده‌به‌شلیک ایستاده بودند؛ چراکه خود دست‌اندرکاران می‌دانستند با افزایش بهای کالاها و خدمات عرضه‌شده از سوی دولت مردم به تنگنای بیشتری دچار می‌شوند. در نخستین روزی که این اشغال کاهش پیدا کرد، مردم اسلام‌شهر، که از فقرزده‌ترین ناحیه‌های جنوب تهران است، به‌پاخاستند و به اعتراض پرداختند. آن‌ها، که از مدت‌ها پیش کمبود آب آشامیدنی دارند و از آب لوله‌کشی بی‌بهره‌اند و کرایه‌های اتومبیل‌ها هم در نتیجه‌ی افزایش بهای بنزین افزوده شده بود، خیلی آرام به تظاهرات پرداختند؛ اما با سرکوب خونین روبه‌رو شدند، زیرا سردمداران جمهوری اسلامی به جای اینکه درصدد درمان دردها باشند فقط خو گرفته‌اند که با زورگویی بر سر پا بایستند. با افسوس، پیامد این سرکوب هم کشتار و زندان بود. دستگاه حاکمه البته در آغاز هیچ کدام از این کردارها را نمی‌پذیرفت؛ اما از چند روز پیش رئیس قوه‌ی قضائیه کوشید که خیلی موضوع را جزئی نشان بدهد و از کنار آن بگذرد، اما به هر روی اقرار کرد که شماری کشته شده‌اند و اقرار کرد شماری دستگیر شده‌اند؛ و این نکته پیش می‌آید که مردم بخواهند از سرنوشت دستگیرشدگان آگاه باشند، نه اینکه بعد از چندی آن‌ها هم به خیل کشته‌شدگان افزوده بشوند. به این ترتیب، به گمان من، خیزش خودجوش مردم در اسلام‌شهر نشانه‌ی ناخشنودی همگانی است در اثر وضع بسیار بد زندگی و ناامیدی از اینکه در جمهوری اسلامی وضع بهبود پیدا کند و باید انتظار هم داشت که این خیزش‌ها در گوشه‌وکنار ایران دنبال شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برچیدن بساط یکه‌تازی و برقراری مردم‌سالاری در گرو زنده‌داشت همبستگی همگانی است. راه‌های شناخته‌شده‌ای که پیش روست مانند کوشش برای بازسازی اتحادیه‌ها و سندیکاها در هر گروه اجتماعی و پویاتر کردن بازمانده‌ی سازمان‌های سیاسی و سپس پدید آوردن کانون هماهنگی آن‌ها به هر گونه که ممکن است؛ ولی به یاد داشته باشید از پیش نمی‌شود همه‌ی راه‌ها را روشن کرد. مردم ایران در به‌پاخاستن بر ضد ستم و بر ضد قلدری پیشینه‌ی افتخارآمیزی دارند و مردم خیزش مشروطیت را دارند، جنبش ملّی شدن صنعت نفت را دارند، انقلاب را دارند و از آن‌ها آزمون بسیار برگرفته‌اند و از پیش نمی‌شود صددرصد گفت چه راه‌حلی پیش روی ماست. در عمل، راه‌حل پیدا خواهد شد. آنچه من اعتقاد کامل دارم پیروزی مردم است علیه ستم و پیروزی مردم است علیه سلطه.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای فروهر، لطفاً، در خاتمه اگر پیامی کوتاه دارید برای ایرانیان خارج از کشور، بفرمایید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>پیام من به ایرانیان بیرون از کشور آن است که بیش از پیش به یاد میهن خود باشند. مردم زیرستم در این سرزمین بلازده بیش‌وکم به‌پاخاسته‌اند. ایرانیان بیرون از کشور می‌توانند بیش از پیش به روشنگری بپردازند، می‌توانند به طور عملی به پشتیبانی از مردمی که در درون به‌پاخاسته‌اند بپردازند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">من یادم می‌آید که چندی پیش به کسانی گفتم و اکنون به‌خصوص چون شما از آلمان با من صحبت می‌کنید جا دارد یادآور بشوم جوانان بیرون از ایران، که یک زمانی کنفدراسیون را داشتند، چه شکل با دیکتاتوری جنگیدند؛ و من گفتم که جنگی که آن‌ها پیش بردند دست‌کم ده برابر از کوششی که امروز ایرانیان بیرون از کشو بر ضد دیکتاتوری می‌کنند ارزنده‌تر بوده؛ و اما افسوس می‌بینم که کوشش‌ها بیشتر صرف به‌هم‌پریدن و دشنام‌دهی می‌شود یا، روی دیگر سکه، صرف برپایی سمینارهای پژوهشگرانه و گفت‌وشنودهای سیاستمدارانه می‌شود. انتظار این است که، اگر در ایران ندایی می‌برخیزد، به آن پاسخ درست داده شود و با همه‌ی نیرو نمایندگی‌های جمهوری اسلامی زیر فشار ایرانیان قرار بگیرد که به مردم ستم‌کشیده بیشتر از این فشار نیاورند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر: </strong>خیلی ممنونم از آقای فروهر. عصر به خیر.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2707</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۱۴ فروردین ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740114_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:33:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2720</guid>

					<description><![CDATA[بازداشت مصطفی امامی   هم‌میهنان، ساعت یازده‌ونیم بامداد دیروز، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی در اصفهان آموزشگر آرمان‌خواه و سراینده‌ی ملت‌گرا، مصطفی امامی، را به هنگام بیرون آمدن از دبیرستانی که درس می‌دهد بازداشت نمودند و با خود بردند. مصطفی امامی از آغاز نوجوانی به وابستگی حزب ملت ایران درآمده و پیوسته در پیکارهای رهایی‌بخش این&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>بازداشت مصطفی امامی</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ساعت یازده‌ونیم بامداد دیروز، گماشتگان امنیتی جمهوری اسلامی در اصفهان آموزشگر آرمان‌خواه و سراینده‌ی ملت‌گرا، مصطفی امامی، را به هنگام بیرون آمدن از دبیرستانی که درس می‌دهد بازداشت نمودند و با خود بردند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصطفی امامی از آغاز نوجوانی به وابستگی حزب ملت ایران درآمده و پیوسته در پیکارهای رهایی‌بخش این سنگر شکست‌ناپذیر شرکت داشته است. مصطفی امامی، که سالیان دراز دلسوزانه به پرورش و آموزش فرزندان شهر اصفهان پرداخته، از قدرشناسی بیشتر مردم آن دیار هنرآفرین برخوردار است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اکنون روشن نمی‌باشد پاسداران جو وحشت در جمهوری اسلامی این رزمنده‌ی دیرپا را، که همواره ستیزنده با استعمار و استبداد و از پیشگامان کوشش‌های به‌انقلاب‌انجامیده بوده است، با چه دستاویزی به بند کشیده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ما از شما زنان و مردان بیداردل ایران‌زمین در هر کجا به سر می‌برید می‌خواهد به بازداشت خلاف قانون انسان آزاده‌ای که همواره بر سر آرمان‌های خود استوار ایستاده است اعتراض کنید و برچیدن بساط همه‌ی نهادهای سرکوبگر را خواستار شوید تا راه برپایی سامانی مردم‌سالارانه هموار گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2720</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۱۵ فروردین ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740115_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:29:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2718</guid>

					<description><![CDATA[آزادی مصطفی امامی هم‌میهنان، نشر گسترده‌ی اطلاعیه‌ی دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران پیرامون دستگیری مصطفی امامی، آموزشگر آرمان‌خواه و سراینده‌ی ملت‌گرا، به هنگام بیرون آمدن از دبیرستانی که در آن درس می‌دهد بار دیگر کاربه‌دستان دژخوی جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی نمود. بازداشت مصطفی امامی، که سالیان دراز را دلسوزانه به آموزش همشهریان خود گذرانده&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>آزادی مصطفی امامی</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هم‌میهنان،</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نشر گسترده‌ی اطلاعیه‌ی دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران پیرامون دستگیری مصطفی امامی، آموزشگر آرمان‌خواه و سراینده‌ی ملت‌گرا، به هنگام بیرون آمدن از دبیرستانی که در آن درس می‌دهد بار دیگر کاربه‌دستان دژخوی جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی نمود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بازداشت مصطفی امامی، که سالیان دراز را دلسوزانه به آموزش همشهریان خود گذرانده است، با خشم مردم قدرشناس اصفهان روبه‌رو شد؛ و سرانجام، این رزمنده‌ی دیرپا پس از بیست‌وشش ساعت تحمل کردارهای زشت و آزارهای روحی پاسداران وحشت سرافرازانه به خانه‌ی خود بازگشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران از همه‌ی زنان و مردان بیداردلی که در برابر این بیدادگری بی‌درنگ بانگ اعتراض برداشتند و ژرفای جنبش خواستار مردم سالاری را آشکار کردند صمیمانه سپاس‌گزاری می‌کند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2718</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۱۷ فروردین ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740117_darushforouhar_sedayeiranian/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:10:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2722</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان   بامداد روز پنجشنبه، هفدهم فروردین‌ماه، گزارشگر رادیو صدای ایرانیان از لس آنجلس با داریوش فروهر پیرامون رویداد خونین اسلام‌شهر گفتگویی نمود که به‌گونه‌ی زنده پخش گردید و متن آن در زیر آورده می‌شود. گزارشگر: درود بر شما، آقای فروهر عزیز. عرض کنم حضورتان که در درجه‌ی اول می‌خواستم بدانم چه&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بامداد روز پنجشنبه، هفدهم فروردین‌ماه، گزارشگر رادیو صدای ایرانیان از لس آنجلس با داریوش فروهر پیرامون رویداد خونین اسلام‌شهر گفتگویی نمود که به‌گونه‌ی زنده پخش گردید و متن آن در زیر آورده می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>درود بر شما، آقای فروهر عزیز. عرض کنم حضورتان که در درجه‌ی اول می‌خواستم بدانم چه اتفاقی در اکبرآباد رخ داده و اطلاعات شما چیست؟ آیا تعدادی آدم کشته شدند، زخمی شدند، اصولاً یک رپورتاژ نسبتاً دقیقی می‌خواهم از شما در این زمینه به دست آورم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر</strong><strong>:</strong>گ رچه من گزارشگر رادیویی نیستم؛ اما آنچه شنیده‌ام و بعضی گواهان عینی هم برایم گفته‌اند نقل می‌کنم با یک بازگشتی به گذشته‌ی این ناحیه.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به‌طورکلی شادشهر، که اکنون «اسلام‌شهر» نامیده می‌شود، از فقرزده‌ترین بخش‌های جنوبی تهران است. دو روستا هم در جنب خود دارد: اکبرآباد و سلطان‌آباد. این‌ها از گذشته دچار دشواری‌های بسیار بوده‌اند که، در این شانزده سال پس از انقلاب، در راستای رفع آن‌ها، هیچ کوششی نشده است؛ به‌فرض، از آب آشامیدنی از راه لوله‌کشی بی‌بهره هستند، به شکلی که آب را با تانکر می‌خرند، چهارصد تومان برای هر تانکر کوچک، نه بزرگ. برای رفع این دشواری‌ها، یکی دو بار هم تا کنون گردهمایی داشته‌اند. در روز سه‌شنبه، باز گرد هم آمدند برای اعتراض به بی‌توجهی که نسبت به آن‌ها و کمبودهایی که دارند می‌شود، به‌ویژه برای آب آشامیدنی؛ و در عین حال اعتراض می‌کردند به افزوده شدن قیمت کرایه‌ی آمدورفت از اسلام‌شهر به مرکز تهران، که تا دو برابر، به‌ویژه مینی‌بوس‌ها و اتومبیل‌های سواری، کرایه‌شان را افزوده بودند. یک تظاهر آرام و همراه با این سخن که اگر به خواست‌های ما رسیدگی نشود راه را می‌بندیم و چنین هم می‌کنند، راهپیمایی و اندکی راهبندان. به‌ناگهان، نیروهای سرکوبگر نظام فرود می‌آیند بر سرشان از زمین و آسمان و می‌بندندشان، نخست، به گاز اشک‌آور و بعد گلوله و شماری کشته و زخمی و شمار بیشتری دستگیر شده‌اند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">درمورد تعداد درست کشته و زخمی یا دستگیرشده‌ها نمی‌توان آگاهی داد. این آگاهی را باید دولت بدهد که دستش باز است و می‌تواند به پزشک قانونی سر بزند، می‌تواند گورستان‌ها را زیر نظر داشته باشد و می‌تواند بیمارستان‌ها را بازدید کند؛ و در یک فضای اختناق‌آمیز، به هیچ وجه، برای سازمان‌های سیاسی یا بینندگانی که دست‌اندرکار نیستند، به دست آوردن یک آمار درست‌ شدنی نیست. هر کس بنا بر گزارشی که از کسی دریافت داشته و یا هر سازمان سیاسی برابر گزارش‌هایی که دریافت کرده آمارهایی داده است. کشته تا ده تا صحبت کرده‌اند تا چهل و چند تا صحبت کرده‌اند، تعداد زخمی‌ها را تا حدود سیصد ذکر کرده‌اند، تعداد دستگیرشدگان را تا پانصد ذکر کرده‌اند؛ و حتی ذکر اینکه از نیروهای سرکوبگر هم ممکن است کسی کشته شده باشد یا شماری زخمی شده باشند گزارش‌هایی به دست آمده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به هر حال، آنچه که در این میان بسیار بسیار افسوس‌آور است سرکوب، سرکوب مردمی می‌باشد که، اگر به عقب برگردیم، نقش بسیار برجسته‌ای در انقلاب داشته‌اند و در روی کار آوردن کسانی که اکنون بی‌مهابا دستور سرکوب مردم را می‌دهند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">نمی‌دانم، شاید گزارشش را داشته‌اید که به‌طورکلی کلان‌شهر تهران و حتی بیشتر شهرهای کوچک و بزرگ دیگر از آغاز سال نو تا بعد از سیزده نوروز در یک اشغال نظامی بود. در تهران بزرگ، هر پنجاه متر، سه تن از نیروهای انتظامی چوب‌به‌دست و باسلاح آماده‌به‌شلیک ایستاده بودند و خودروهای دسته‌‌های بسیجی، کمیته‌های امر به معروف و نهی از منکر، و نیز یگان‌های پاسدار ویژه‌ی انقلاب اسلامی گشت می‌زدند؛ و درست روزی که به این بساط به طور نسبی پایان داده شد، در یکی از بخش‌های فقرزده‌ی تهران، این نمایش اعتراض‌آمیز بر پا گردید؛ و با افسوس بسیار، به خون کشیده شد؛ و بی‌شک این تنها ریشه‌اش در نبود آب یا افزودن کرایه‌ی اتومبیل نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برنامه‌های غلط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی سردمداران جمهوری اسلامی به‌راستی مردم ایران را به سیه‌روزی انداخته است. به همین دلیل، هر از چندگاه می‌بینید که در یک گوشه‌ای یک خیزش خودجوش پدید می‌آید. من شنیده‌ام پاره‌ای از سازمان‌های سیاسی می‌خواهند که خودشان را پیشگام یا برانگیزنده‌ی چنین نمایش‌های اعتراض‌آمیزی جلوه بدهند. می‌دانید که من خودم افتخار وابستگی یک سازمان سیاسی را دارم؛ ولی آنچه انجام گرفت یک جنبش خودجوش مردم بود؛ و بی‌شک تا این بساط برپاست، این زشت‌کاری‌ها دنباله دارد، این چپاول از دارایی‌های ملّی دنباله دارد. از این رویدادها باز هم پدید خواهد آمد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>آقای فروهر، آیا فکر می‌کنید جمهوری اسلامی امکان رفع این مشکلات را در حال حاضر دارد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر</strong><strong>: </strong>من به‌طورکلی بعد از شانزده سال آزمایش‌های تاریخی فکر می‌کنم که جمهوری اسلامی جان‌مایه‌ی کشورداری ندارد. پافشاری بر روی به کار بستن برنامه‌های واپس‌گرایانه، پافشاری بر روی برآوردن خواست‌های همراه با قشریگری، و ناآگاهی از همه‌ی پیشرفت‌های جهان و نداشتن تخصص و حتی آنچه خودشان نامش را گذارده‌اند «تعهد» ــ برای اینکه از دل آدم دارای تعهد چپاولگر در نمی‌آید ــ سران جمهوری اسلامی به هیچ وجه توانایی پایان دادن به این وضع را ندارند. به همین دلیل هم هست که یک جنبش برای خواستن مردم‌سالاری در حال شکل‌گیری است؛ و بی‌شک باید که وضع کنونی جایش را به یک سامان مردم‌سالارانه بدهد تا بشود که این دشوار‌ی‌ها را رفع کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">من در پیام نوروزی‌ای که داشتم گفتم که اکنون ایران دچار بحران سهمگینی است و هنگام تصمیم‌گیری بزرگ. باید از خود به‌درآمد و دست رد بر سینه‌ی نفاق‌افکنان زد و از دور و نزدیک همه با هم یکدله شد و به خیزشی دگرگون‌ساز روی آورد و، با برچیدن بساط یکه‌تازی، سامانی مردم‌سالارانه برپا داشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>توصیه‌ی شما به سازمان‌های سیاسی در این رابطه چیست، آقای فروهر؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر</strong><strong>: </strong>من فکر می‌کنم که همه‌ی سازمان‌های سیاسی باید اختلاف سلیقه‌ها را کنار بزنند؛ توجه داشته باشند که نخست باید ایرانی باشد، نخست باید که در ایران آزادی‌های اساسی مورد قبول قرار بگیرد تا بشود هر کس آرمان خودش را به پیش ببرد. به‌همین دلیل، من فکر می‌کنم که وظیفه‌ی ملّی سازمان‌های سیاسی زنده‌داشت همبستگی همگانی و پذیرفتن یک هدف روشن، یعنی برپایی مردم‌سالاری، است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>آقای فروهر، اگر شما امروز بتوانید که رأی بدهید به یک نوع روش سیاسی و رژیم در ایران، ممکن است سه ویژگی مهم آن رژیم را بفرمایید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر</strong><strong>: </strong>من نمی‌دانم چطور حصر کردید سه ویژگی؛ ولی فکر می‌کنم که این نوع حکومت باید دارای گنجایش نگه‌داشت استقلال ملّی، آزادی‌های فردی و اجتماعی و عدالت همگانی باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>عرض می‌کنم حتماً اطلاع دارید که هم‌اکنون مسئله‌ی ایران و آینده‌ی ایران بین آقای بیل‌ کلینتون و جان میجر، نخست‌وزیر انگلستان، و حسنی مبارک در واشنگتن مطرح هست؛ و آقای بیل‌ کلینتون اطلاع دارید که زمزمه‌ی این را می‌کند که یک نوع تحریم بازرگانی و اقتصادی روی به‌اصطلاح جمهوری اسلامی یا ایران پیاده بکند. نظر شما در این زمینه چیست؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong> من می‌دانید که ملت‌گرا هستم. در آیین ملت‌گرایی، چندان اعتبار و اعتنایی به اینکه سران کشورهای دیگر برای ملتی دیگر تصمیم بگیرند ندارند. من همه‌ی امیدم برای آینده‌ی ایران به به‌پاخاستگی مردم آن است؛ ولی البته سیاست خارجی غلط دولت جمهوری اسلامی را هم، که بزرگانی از کشورهای دیگر را به دشمنی‌هایی برانگیزد و این دشمنی‌ها خدای ناکرده به مردم ایران آسیب برساند، نمی‌پسندم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر</strong><strong>: </strong>اجازه بدهید برگردم به وضعیت کنونی در ایران. اوضاع آیا در اصفهان، کرمانشاه، همدان و … این طور که می‌شنویم آشفته است؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر: </strong>همه جای ایران. در مشهد، آنچه که گزارش داشتم، پیش از نوروز تظاهرهای اعتراض‌آمیز بوده که به بردن ماده‌های غذایی و ابزارهای خانگی به بیرون از کشور، به فراسوی مرزها، اعتراض داشتند و برخوردی پدید آمده، به نحوی که این اشغال نظامی در مشهد بیش از همه جا در روزهای نوروزی بود. از کرمانشاه و اصفهان و گوشه‌های دیگر هم گزارش‌هایی پیرامون اعتراض‌های پراکنده می‌رسد؛ و همان طور که گفتم، همه جای ایران آبستن رویدادهایی است ــ رویدادهای اعتراض‌آمیز؛ چون سیه‌روزی، گرسنگی، برهنگی، بی‌پناهی، نداشتن آموزش و پرورش و به‌طورکلی نگرانی برای فردای زندگی فراگیر است و همه‌ی ایرانیان، جز یک برش کوچک از کسانی که دست در چپاول دارند، در وضع بسیار بدی به‌سر‌می‌برند. اما، همان طور که بارها گفته‌ام، من امیدوارم که گذار از وضع کنونی به سوی مردم‌سالاری و سازندگی به یک شکل آرام و دور از کردارهای خشن انجام گیرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">توضیح می‌دهم همین تظاهر مردم اسلام شهر را، اگر با سرکوب روبه‌رو نشده بود، به هیچ وجه به حمله کردن به چند نهاد دولتی یا اتومبیل نمی‌کشید و آن‌ها آرام تظاهرشان را می‌کردند. به همین دلیل امیدوارم، با اینکه کشور آبستن رویدادهای بزرگی است، مردم بتوانند با همدلی و همگامی، نیروهای سرکوبگر و بساط یکه‌تازی را پس بزنند.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2722</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی داریوش فروهر  ـ ۱۹ فروردین ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740119_darushforouhar_radiosued/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 21:00:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2726</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو سوئد   عصر روز شنبه، نوزدهم فروردین‌ماه، گزارشگر بخش فارسی رادیو سوئد گفتگویی تلفنی با داریوش فروهر داشت که متن آن در زیر آورده می‌شود. گزارشگر:سلام، آقای فروهر، حال شما خوب است؟ داریوش فروهر:سپاس‌گزارم؛ و امیدوارم سال نو بر شما خوب گذشته باشد و تا پایان هم خوب باشد. گزارشگر:اطلاع پیدا کردیم&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>با گزارشگر رادیو سوئد</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">عصر روز شنبه، نوزدهم فروردین‌ماه، گزارشگر بخش فارسی رادیو سوئد گفتگویی تلفنی با داریوش فروهر داشت که متن آن در زیر آورده می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>سلام، آقای فروهر، حال شما خوب است؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>سپاس‌گزارم؛ و امیدوارم سال نو بر شما خوب گذشته باشد و تا پایان هم خوب باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>اطلاع پیدا کردیم شما در مصاحبه‌ی خود پس از حوادث خونین اسلام‌شهر آمادگی خود را برای اداره‌ی کشور اعلام کرده‌اید. فکر کردیم، به هر حال، نظر خود شما را بپرسیم بهتر است. اگر رهبران جمهوری اسلامی کنار بروند، برنامه‌ی کار حضرت‌عالی چیست؟ اگر در این رابطه بفرمایید که وضع بر چه پایه‌ای است سپاس‌گزار می‌شویم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>اکنون ایران در یک بحران سهمگین به‌سر‌می‌برد و پافشاری بر روی انجام برنامه‌های واپس‌گرایانه وضعی برای کشور پدید آورده که می‌شود گفت، به لحاظ اقتصادی، با ورشکستگی، به لحاظ اجتماعی، با تباهی‌های روزافزون و، به لحاظ سیاست خارجی، با بن‌بست روبه‌رو شده است. به‌طورکلی، سردمداران جمهوری اسلامی در این شانزده‌ساله نشان داده‌اند که از جان‌مایه‌ی کشورداری برخوردار نیستند و همه‌ی کارها را با آوازه‌گری می‌گذرانند و هیچ برنامه‌ی سنجیده‌ای در میان نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">برنامه‌ی نخست توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی جز فقر بیشتر به بار نیاورد و، در برنامه‌ی دوم هم، که در این زمینه به تصویب رسانده‌اند، یک مشت رقم سر هم شده و یک مشت دروغ‌پردازی است و، بی‌شک، در پایانش وضع مردم ایران سیاه‌روزتر از وضع کنونی خواهد بود. در این وضع، طبیعی است که در گوشه‌وکنار واکنش‌های اعتراض‌آمیز برخواهد خاست. نمونه‌اش وضع بسیار افسوس‌آوری بود که روز سه‌شنبه، پانزدهم فروردین، در اسلام‌شهر، یکی از جنوبی‌ترین بخش‌های تهران بزرگ، پدید آمد و مردمی را که به‌راستی در انقلاب نقش برجسته‌ای داشتند از زمین و هوا به گلوله بستند، شماری کشته شدند و شماری زخمی و دستگیر شدند و هنوز هم آنجا زیر سیطره‌ی نیروهای سرکوبگر است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در چنین وضعی پیداست که هر میهن‌دوست، هر آرمان‌خواهی نگران آینده باشد و هر چه از دستش برمی آید بکند. من فکر می‌کنم هنگام یک تصمیم بزرگ است، هنگام آن است که همبستگی همگانی را بازیافت، در راستای پایان دادن به روند یکه‌تازی و برپایی مردم‌سالاری کوشا بود. در این میان، من، که سراسر زندگی را در پیکارهای سیاسی با نیروهای اهریمنی گذرانده‌ام، بی‌شک نباید شانه از زیر بار انجام وظیفه‌ی ملّی تهی کنم. به همین دلیل گفته‌ام آمادگی دارم در گردانندگی یک گذار آرام از وضع کنونی به مردم‌سالاری هر کاری که باید انجام بدهم و هر تعهدی را به گردن بگیرم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>جناب آقای فروهر، با توجه به اینکه رهبران جمهوری اسلامی ایران بعد از حوادث خونین اسلام‌شهر، به‌ویژه رئیس قوه‌ی قضائیه، آیت‌الله محمد یزدی، اعلام کردند که با اخلالگران قاطعانه برخورد خواهد شد، چقدر فکر می‌کنید که این پیشنهاد شما بتواند جامه‌ی عمل بپوشد و واقعی بشود؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>طبیعی است سردمدارن جمهوری اسلامی دودستی به قدرت چسبیده‌اند؛ ولی در برخورد با دشواری‌های بزرگی که اکنون دامنگیر کشور می‌باشد، تا یک اندازه‌ای می‌توانند از این نوع آوازه‌گری‌ها از خود نشان دهند. در گذشته هم ایرانیان با این گزافه‌گویی‌ها از سوی زمامدارانشان روبه‌رو بوده‌اند. ولی مردم هنگامی که به پا خیزند، هنگانی که یکدله بشوند و هنگامی که دیگر وضع نکبت‌بار را تحمل نکنند، همه‌ی این الدرم‌بلدرم‌ها را خنثی خواهند کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>آیا در پروژه‌ای که شما اندیشه‌اش را مطرح کرده‌اید، فقط حزب ملت ایران برای دوران گذار در نظر گرفته شده و یا اینکه نیروهای دیگر هم در آن شرکت خواهند کرد؟</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>به هیچ وجه حزب ملت ایران به‌تنهایی نمی‌تواند یک چنین بار سنگینی را به سرمنزل مقصود برساند. به همین ‌دلیل، حزب ملت ایران هوادار یک اتحاد بزرگ میان همه‌ی سازمان‌های سیاسی ناسازوار با روند یکه‌تازی و یک تلاش جبهه‌ای می‌باشد؛ و در این راستا، کوشش‌های بسیار هم شده است؛ و من امیدوارم چنین رویدادهای افسوس‌آوری که به آن اشاره کردم بیش از پیش همه‌ی حزب‌ها با هر اندیشه‌ای را به هم نزدیک‌تر کند و بتوانند برنامه‌ی هماهنگی برای شکل سازمانی دادن به جنبش خواستار مردم‌سالاری، که اکنون در ایران پا گرفته، داشته باشند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>آیا شما در این تلاش، مثلاً، با نهضت آزادی ایران و یا جناح‌هایی از جمهوری اسلامی ایران، مثلاً، با روزنامه‌ی <em>سلام</em>، دست‌اندرکاران روزنامه‌ی <em>سلام</em>، تماس‌هایی حاصل کردید؟ بیشتر البته منظورم نهضت آزادی ایران است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>روزنامه‌ی <em>سلام</em>که هم‌امروز نوشتاری داشت پیرامون انتخابات آزاد و از آزاد گذاردن حزب‌ها دم زده بود؛ ولی برداشت من این است که بیشتر چنین روزنامه‌هایی و هواداران و دست‌اندرکاران آن در درون چارچوبه‌ی جمهوری اسلامی عرض‌اندام می‌کنند؛ اما نهضت آزادی امیدوار هستم که نقش برجسته‌ای مانند گذشته در پیکارهای رهایی بخش ملّی بازی کند، گرچه با افسوس بسیار در میان آن‌ها هم این نظریه که تنها به یک بهگرد وضع اکتفا بشود و خواستار دگرگونی نباشند بیش و کم وجود دارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>گزارشگر:</strong>بله، بسیار متشکرم، جناب آقای فروهر، از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>داریوش فروهر:</strong>سپاس‌گزارم. از فرصت بهره می‌گیرم و، چون هنوز در آغاز سال نو هستیم، به ایرانیان ساکن سوئد نوروز را شادباش می‌گویم؛ و امیدوارم بیش از پیش در یاد میهن زنجیرشده‌ی خودشان باشند.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2726</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتار پروانه فروهر ـ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740229_parvanehforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 20:50:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2728</guid>

					<description><![CDATA[در بزرگ‌داشت زادروز دکتر محمد مصدق ـ احمدآباد چشم‌های من مصدق را دیده‌اند، آن بالای بلند و آن دست‌های بزرگ نوازشگر را. هنوز یادآوری آن دیدارها مرا به چشمه‌ی خورشید بدل می‌سازد، رگ‌رگم را به دست‌افشانی می‌کشاند و سرم را از بالندگی و شور تا کهکشان‌ها می‌فرازد. وقتی به او می‌اندیشم، از او می‌گویم، قطره‌قطره&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>در بزرگ‌داشت زادروز دکتر محمد مصدق ـ احمدآباد</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">چشم‌های من مصدق را دیده‌اند، آن بالای بلند و آن دست‌های بزرگ نوازشگر را. هنوز یادآوری آن دیدارها مرا به چشمه‌ی خورشید بدل می‌سازد، رگ‌رگم را به دست‌افشانی می‌کشاند و سرم را از بالندگی و شور تا کهکشان‌ها می‌فرازد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">وقتی به او می‌اندیشم، از او می‌گویم، قطره‌قطره آب می‌شوم. از او گفتن تاریخ را ورق زدن است. مصدق آفتاب زندگی‌بخشی است که از کوهساران تاریک و خاموش و فراموش‌شده‌ی تاریخ طلوع کرد و جامعه‌ی زیرسلطه و ستم‌کشیده‌ی ایران را در راستای هدفی روشن به تکاپو برانگیخت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در این شیر بزنجیر احمدآباد، حماسه‌های <em>شاهنامه</em>جان می‌گیرد. پیر جوان‌اندیش طریقت ما چونان کاوه ستیزنده بر بیدادگری و استبداد و چونان آرش پاسدار مرزوبوم ایران‌زمین بود؛ گویی اسطوره‌ها پیوند خورده‌اند و پهلوانی از نو آغاز گردیده است. مردی مردستان، نادره‌ای از شگفت‌پدیدارهای زندگی پرفرازونشیب ملت فرهنگ‌ساز ایران، آمویی خروشان، دماوندی سربلند و تا فلک فراز آمده، جاودانه‌ای به جاودانگی ایران. مردی که دشمنان آزادی از او و نام بلند و خاطره‌ی ماندنی‌اش و حتی از کالبدش هراس دارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">تاریخ کمتر کسی را به یاد دارد چونان او پاک و عاشقانه در راه آزادی جان‌گدازی کند و بخش عمده‌ای از عمرش را در زندان و تبعید و، پس از مرگ، استخوان‌هایش نیز در زنجیر استعمار و استبداد. او چنان زخم کاری‌ای به پیکر فربه استعمار زد که، پیش از آنکه زمان کرانمند هستی‌اش به‌سر‌آید، به زمان بیکران، به جاودانگی پیوست و بی‌زمان شد. برای چنین انسانی، که به بهای زندگی خود آرمان‌های ملتش را واقعیت بخشد، دیگر مرگ سرچشمه‌ی عدم نیست، جویباری است که در دیگران جریان می‌یابد، پس از مرگ در همه حضور پیدا می‌کند، جهان پای‌بند اوست؛ و جهانی که از او تهی می‌ماند، این جهان خود مباد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">یکصدوسیزده سال پیش، در چنین روزی، بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه سال یکهزارودویست‌وشصت‌ویک خورشیدی، در آن سال‌های نومیدی و سر‌خوردگی، که سیطره‌ی امپریالیست‌های پرآز و نیاز قرن نوزدهم و آغازهای قرن بیستم، که از شمال و جنوب به ویران‌سازی جامعه‌ی ملّی ما مبادرت کردند، گسترش می‌یافت و سایه‌ی شوم شکست‌های پیاپی، سنگینی نکبت‌بار قراردادهای تحمیلی ایران‌فرسا زندگی زنان و مردان ایران‌ستا را به تلخی کشانیده بود، چهره‌ها دژم، توان دیدار کم و گاه دیده‌ها پرنم، مایه‌های نگرانی و هراس و دریغ و سستی و تن‌آسانی و نژندی و پریشانی و رنجوری بسیار.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">بی‌امیدی به آذرخش و تندر و کوه‌آب؛ ولی هر جای گیتی که زمین باشد و زمان باشد توان پدید آمدن رستنی و گیاه و جوانه زدن و شکوفه بر‌آوردن و میوه بخشیدن هست؛ گرچه همواره بیم یخبندان و سرمازدگی و تگرگ و آسیب بر گذرگاه در پیش روست. در چنین فضائی، مصدق در خانواده‌ای سنتی چشم به جهان گشود و، از هشتادوچهار سال زندگی پربار خود، شصت‌ونه سال آن را بی‌وقفه در تب‌وتاب پیکار با استعمار و استبداد و ارتجاع گذرانید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این فشرده‌ی آرمان‌های ملّی و چکیده‌ی آرزوهای سرکوب‌شده‌ی همه‌ی ملت‌های ستم‌کشیده، اسطوره‌ای بردوش‌باورهای‌کهن‌مردم‌نشسته و به‌اوج‌پذیرش‌بی‌چون‌و‌چرادست‌یافته، شصت‌ونه سال بی‌امان پلیدی و پلشتی را نشانه گرفت و، در هر مقام و مرتبه‌ای که کمر خدمت مردم بست، از خطر نهراسید. از نومیدی، این واقعیت بی‌میانجی، بدیهی و رویاروی، که چونان تلخ‌آب پیوسته از دل سنگ روزگار برمی‌جوشید و تندتر از شهاب هستی را در می‌نوردید، فراتر می‌رفت. آتشی همیشه‌بیدار، هرگز نمردنی، مغانه، عاشقانه در دل داشت که ظلمت فراگیر را فرومی‌شست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آفت نبود آزادی، این آفت خوفناک و سمج، که هر مصیبت دیگری در برابر آن ناچیز است، مدام و مدام چونان کابوسی رنجه‌اش می‌داشت. مصدق با ردای قهرمان آزادی سیاست‌پیشه‌ای خردمند و درست‌کار، پیشگام پیکارهای رهایی‌بخش، پولاد گداخته‌درکوره‌ی‌خیزش‌مشروطیت، که همه‌ی فلسفه‌های سیاسی‌اش به گرد آرمان‌های ملّی و آزادی‌خواهانه شکل گرفته، حکومتش نماد راستین نهادها و شیوه‌های دموکراتیک بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">او پدیده‌های پراکنده و پیوسته‌ی اجتماع را، از کارها و کسان گرفته تا پایگاه‌هایشان، می‌دید و می‌شناخت. برداشت او از جامعه جهان‌شمول و در تمامیتی سازمند و انداموار به هم می‌پیوندد، هم‌زمان در پیوستگی و گسستگی، در شدن و بودن.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">راستی، همچون دیگر فضیلت‌ها، وسیله‌ای بود برای رسیدن به هدف‌های بزرگ انسانی؛ و در این نظام اخلاقی، وسیله خود دارای ارزشی مطلق بود. در دایره‌ی اخلاق او، هدف مرکزی است که وسیله چون محیطی آن را فراگرفته و محیط و مرکز علت و شرط یکدیگرند. اگر چیزی را نمی‌پسندید، باور نداشت، اگرچه خواستنی و پذیرفتنی می‌نمود و ایمان خطرناک عوام و عوام‌فریبان بود، پس‌می‌زد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق چونان آفتاب از غروب خود طلوع کرد و رهسپار نور گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دغدغه‌ی اصلی مصدق همواره حفظ و تقویت ارزش‌های مردم‌سالارانه بود. او بر ضرورت انتخابات آزاد و تحکیم مبانی پارلمانی با رعایت صبورانه و پردوام ضابطه‌های آن تأکید داشت و بر ضد خودکامگی پیکار کرد. بر اندیشه‌ی آزادی و ترقی، محدود کردن قدرت مطلقه برای جلوگیری از دادن امتیاز به بیگانگان و کوتاه کردن دست سرآمدان سنتی قدرت از منابع کشور برای پیشبرد جامعه پافشار بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در خیزش مشروطیت، آرمان‌های ملت‌گرایی، آزادی‌خواهی و ترقی پیروز شدند، همه درهم‌آمیخته، هر فرایافتی در رابطه با آن دوی دیگر. آزادی در عین حال رهایی از استبداد داخلی و دست‌اندازی خارجی معنی می‌داد و نوآوری وسیله‌ای در خدمت آن هدف‌ها به‌شمار می‌رفت. پیروزی آرمان‌های مشروطه‌خواهان گرچه دوام نیافت، ولی برای همیشه ایران را دگرگون و بهتر کرد. اندیشه‌ی آزادی و ترقی، آن اراده‌ به نوگرایی و نیرومندی ملّی، که دیگر نگذاشت ایران بیشتر درهم‌بشکند یا فروریزد، از مهم‌ترین دستاوردهای ایرانیان است در آن رستاخیز بزرگ.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ایستادگی ناموفق مشروطه‌خواهان در برابر اولتیماتوم روسیه در یکهزارونهصدویازده و مقاومت موفق آن‌ها در برابر انگلستان برای تحمیل قرارداد هزارونهصدونوزده پیشینه‌ی همه‌ی مبارزات ضداستعماری آینده شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در چنین کوره‌ی تفته‌ای، جوهر ذات مصدق از صافی افت‌وخیزهای جریان‌های سیاسی به‌درآمد و یک‌شبه ره صدساله پیمود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">موضوع ایران برای ایرانی و ضرورت اداره‌ی کارهای کشور به دست ایرانی از جمله مضمون‌هایی است که پیوسته و پیوسته مصدق بر آن پای فشرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق با منشی آکنده از جاذبه، چهره‌ای احترام‌انگیز و اطمینان‌بخش همواره آرزوهای بزرگ در سر داشت و، در درستی و پاکیزگی او، هیچ کس به خود تردید راه نداد. او باور داشت سرچشمه‌ی حیات مردمی در یک پیشینه‌ی پاک سیاسی و ایثار و شجاعت اخلاقی نهفته است، نه در آنچه به زور جنجال‌های تبلیغاتی حاصل می‌شود. به عقیده‌ی او، مردم خوب می‌توانند خدمت‌گزاران واقعی خود را تشخیص دهند و در شرایط مناسب ارج نهند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">استراتژی کلی مصدق در امر رهبری در اتکای بی‌واسطه و ارتباط نزدیک و صادقانه با مردم نهفته بود. او هرگز از مقام و منصب خود در جهت اعمال نفوذ و ثروت‌اندوزی بهره نگرفت؛ به هنگام حکمرانی، وزارت، نمایندگی مجلس یا زمانی که عهده‌دار نخست‌وزیری بود، از دریافت حقوق خودداری ورزید و بسیاری از هزینه‌هایی را که موقعیت اداری‌اش ایجاب می‌کرد از جیب خود پرداخت و، هر گاه هدیه‌ای دریافت نمود، آن را به دولت واگذارد. هزینه‌های دفتر نخست‌وزیری و بودجه‌ی سرّی آن را به حد چشمگیری کاهش داد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بیشتر وقت‌ها به هنگام بیان عقیده و احساسات تند خود دچار هیجان می‌شد و می‌گریست؛ اما به‌رغم این فروتنی و کم‌توانی جسمی، از هشیاری ذهنی و قدرت تصمیم‌گیری بی‌مانندی برخوردار بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">هنوز برای ارزیابی دستاوردهای زندگی سیاسی مصدق خیلی زود است. او با پشت کردن به میزان‌های مصلحت‌گرایانه و ماکیاولی نشان داد دست‌مایه‌ی اصلی‌اش شیوه‌ای است ایرانی و در چارچوب سود و صلاح ملّی. او فرایندی را به حرکت در آورد که مشروعیت نظام متکی‌به‌بیگانگان و خلاف‌مشروطه‌ای را که جانشین حکومتش شد سلب کرد و به‌درستی نشان داد استبداد حتی با پشتیبانی خارجی پایدار نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از نظر مصدق، رهیافت استعمار، چه به صورت آشکار و چه نهان، نه تنها عامل عقب‌ماندگی سیاسی و اقتصادی کشور و وابستگی است، که موجب فساد فرهنگی و معنوی آن نیز می‌باشد. مصدق آرزوی ایرانی را داشت که روزی بتواند، در سایه‌ی استقلال، از نظر آزادی و آبادی، به سطح کشورهای پیشرفته‌ی جهان برسد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">او به ضرورت درک و برداشت دقیق از وضع جغرافیای سیاسی ایران و فرهنگ آن آگاهی کامل داشت و حفظ منافع واقعی ملت فکر ثابت او به شمار می‌رفت و راه دست‌یابی به آن را حاصل بحث و گفتگوی آزاد و عاری از غرض می‌دانست. ناسیونالیسم دموکراتیک ایران از هیچ اسطوره و نمادی توانمندتر از مصدق برخوردار نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اگرچه مصدق در دو جبهه‌ی گسترده‌ی داخلی و خارجی جنگید، هرگز از دایره‌ی قانون تجاوز ننمود؛ و در دیدگاه او، هیچ قانونی بالاتر از «اراده‌ی ملت» نبود و هرگز قرارومدارهای گماردگان دیکتاتوری را قانون تلقی نمی‌کرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">شگفت آنکه به‌رغم مزاحمت‌های گوناگونی که از سوی مزدوران حرفه‌ای پدید آمد و اردوی بزرگی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی جهان با شدتی جنون‌آسا در آن سهم داشتند، از آدم‌ربایی، قتل، تحریک‌های سیاسی، به راه انداختن تنش‌های روانی، بروز اغتشاش‌ها، توطئه‌های پی‌درپی و فعالیت‌های محرمانه‌ی سازمان‌های جاسوسی، هرگز از بنیادهای فکری خود دور نیفتاد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق برای پایان دادن به چپاولگری‌ها به خلع ید بیگانه از صنعت نفت اکتفا ننمود و شیلات، تلفن، اتوبوسرانی شهری، و جنگل‌ها را نیز ملّی کرد که همه شالوده‌ریزی برای تواناسازی بخش دولتی اقتصاد بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">افزون بر این‌ها، از تلاش در زمینه‌ی اصلاح‌های گوناگون نیز لحظه‌ای باز نایستاد. تغییر قانون کار، ایجاد بیمه‌های اجتماعی برای کارگران، قانون تقلیل سهم مالکانه به سود کشاورزان، قانون مالیات بر درآمد، افزایش بودجه‌‌ی آموزشی، تعدیل اجاره‌بها، احداث راه، اصلاح نهادهای دولتی، به‌ویژه دادگستری، اصلاح قانون مطبوعات، پیش‌بینی قانون انتخاباتی‌ای که در آن به زنان حق رأی می‌داد ــ همه و همه زمینه‌های یک حرکت دگرگون‌ساز ملّی بود در راستای بهزیستی مردم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">کردارهای مصدق در سیاست خارجی گرداگرد محوری قرار داشت که روند رهایی جامعه‌ی ایرانی از هر نوع سلطه شکل می‌گرفت و رقم‌زن تاریخ مبارزات ضداستعماری ایران از آن زیر عنوان «موازه‌ی منفی» سخن به میان می‌آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق، نام‌آورترین پیکارگر استقلال و درهم‌ریزنده‌ی بساط استعمار کهن، خط جدیدی را ترسیم کرد که برای بسیاری از سیاستگران نامفهوم، مبهم، خیالی و غیرعملی جلوه می‌کرد. آن‌ها، که مبارزه را در چارچوب وابستگی‌ها از قطبی به قطب دیگر تشخیص داده بودند و یا به نوعی هماهنگی و همگامی با بیگانگان رضا می‌دادند و در چنبر زدوبندها به حل دشواری‌ها می‌پرداختند، هیچ گاه، هیچ گاه باور نداشتند که ملت خود کانون پرجوش‌وخروش همه‌ی دگرگونی‌ها و سازندگی‌هاست و دست آویختن به ذخیره‌های آتشفشان فرهنگی آن می‌تواند بسیاری از ناممکن‌ها را ممکن سازد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق در سال‌هایی که ایران به‌سختی در پنجه‌ی استعمار و استبداد و ارتجاع گرفتار بود راه‌گشای آینده شد و، برای تمامی آرمان‌خواهان پس از خود، نظم ارزشی جاودانه‌ای به دست داد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گرچه مصدق هیچ گاه خود را دارای جهان‌بینی ویژه‌ای عنوان نکرد؛ ولی برآیند اندیشه‌هایی که از خلال نوشتارها، گفتارها و کردارهای سراسر زندگی پرفرازونشیب این خِرد همیشه‌بیدار نمایان می‌گردد راستای یک دکترین ویژه را نشان می‌دهد: استوار بر بنیادهای ملت‌گرایی.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق بستر تاریخ و فرهنگ باشکوه ایرانی را، که با اسلام و آموزش‌های رهایی‌بخش آن پیوندی ناگسستنی یافته، به‌خوبی می‌شناخت و، به گونه‌ی رزمنده‌ای مدافع اصالت و هویت و وحدت این جامعیت ارزش اجتماعی، در برابر همه‌ی نیروهای ویرانگر بیگانه و کانون‌های قدرت داخلی وابسته و ارتجاعی، سیاه‌ترین دوره‌های دیکتاتوری را در گستره‌ی پیکاری بی‌امان و تسلیم‌ناشدنی گذرانید و قهرمان استمرار مبارزه‌ی ملّی و مظهر استقلال ایران و پاسدار همه‌ی ارزش‌های اخلاقی در پهنه‌ی کارزار سیاسی جهان گردید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق نمونه‌ی انسان کاملی است که هیچ کجا و هیچ گاه از بنیادهای اندیشگی خود دور نگردید، از سختی نهراسید، فریفته‌ی هیچ کس نشد. دریادلی بود که در موج‌های سهمگین سرنوشت ملّی غوطه‌ می‌خورد، پایداری می‌کرد و پایداری می‌آموخت؛ نماد ایستادگی و کوشش بود و در سختی‌ها آزمایش می‌داد. مردی ازخودبرون‌آمده، از زندان کالبد و عمر رهاشده و در جهان رخنه‌کرده، با آب و خاک هم‌ریشه، با گل و گیاه در رویش، در بستر شب و روز با تاریکی و روشنی هم‌آغوش، و در جان ایران جاری.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اینک صدای او از ریشه‌های کهن، از درون سینه‌ی گسترده‌ی زمین، از راه‌های دور، از قله‌های بلند و دشت‌های باز می‌گذرد و چونان تپش پنهان قلب ستاره به ما می‌رسد، نگران و دل‌گرفته. صدای او از دیار دور فراموشی، از خلال کشتزارهای رنج وزان بر خوشه‌های اندوه؛ صدایی که چون آب از سنگ از ضمیر پیر ما برمی‌جهد در تاروپود شب و روز می‌دود؛ صدای پیر ما که در بستر ضمیر یک‌یک ما خفته است. او آغاز ماست، امید و شکفتن، چراغ و آفتاب.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">او در گذرگاه زشت و زیبای جهان نماد پندار، گفتار و کردار نیک است؛ آن هم در زمانه‌ای که زندگیْ همه بازیچه‌ی دست مشتی فرومایگان بود و گرگ ستم بر پهنه‌ی هموار خاک زوزه می‌کشید، دندان می‌نمود و جولان می‌داد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آن گاه که تیرگی ستم گرداگرد او را فراگرفته و در زندان خود داشت، روشنایی سحرگاه در جان او می‌تابید و اندوهی که در اندرون او نشسته بود ناچیز و تباه می‌شد، چونان ستاره‌ی قطبی در شبی که دیو می‌تازد&#8230; و انسان شمعی است در گذرگاه باد. او آفتاب نیمه‌شب و جام‌ جهان‌نماست، مردی از این دست بستر سیلاب مرگ و زندگی است و دیگر بازی چرخ را آسان بر او دست نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ستاره‌ی راهنمای ما اکنون در خلوت خاک است؛ او به رنگ روشنایی و راستی، به رنگ ارغوانی طلوع و غروب و به سپیدی نیم‌روز است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آتش ایمان او چون تابید کوه‌های کبود بر دشت‌های مواج آرمیدند و تا ساحل دریای سبز خزیدند و طبیعت با پرندگان سحرخیزش در ما رویید. جهانی و آدمی دیگر به ما نمایاند؛ و چون این شد، در خود با خویشتنی دیگر آشنا شدیم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">این صدای رسای مصدق است که، در دادگاه نظامی شاه، مشت برافراشته، خشمگین و استوار تمامی استبدادیان، دشمنان آزادی و آبادی ایران را زیر امواج رعدآسای خویش فرومی‌گیرد و بی‌اعتبار و منزلت می‌سازد: «گناه من و گناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملّی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم‌ترین امپراتوری‌های جهان را از این مملکت برچیده‌ام.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق خوب می‌دانست گناه بزرگ او پیکار با استعمار است و دیوار حصین آن را فروریختن و برای ملت‌های زیرسلطه‌ی آسیا و آفریقا نمونه شدن. از آن پس، خواب راحت بر همه‌ی پاسداران منافع استعمار حرام گردید و، هر لحظه، در گوشه‌ای از این جهان دردمند، صدای فروریختن زنجیرهای سلطه به گوش رسید.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در پی کودتای ننگین بیست‌وهشت مرداد، که برخی ساده‌اندیشانه آن را یک رویداد داخلی ــ حمله‌ی اراذل و اوباش ــ تلقی می‌کنند، حال آنکه سه قدرت جهنمی جهان آن روز در لحظه‌لحظه و خط‌به‌خط این توطئه نقشی متحد داشتند، مصدق و همکارانش زندانی شدند؛ ولی این امر در اراده‌ی پیشوای ملت به ادامه‌ی پیکار خللی وارد نیاورد و، به نحوی شگفت‌انگیز، از تریبون دادگاه نظامی برای محکوم کردن آن و نفی مشروعیت استبداد وابسته به استعمار بهره گرفت، دیدگاه‌ها، پندها وامیدهای خود را برای ادامه‌ی نهضت به آگاهی مردم رسانید. اگر اشکی نثار کرد و غباری از اندوه بر چهره‌اش نشست، به خاطر خانه‌ی ویران و غارت‌شده‌اش یا آسیب‌های واردآمده به خانواده و دوستانش نبود، بلکه به خاطر ترس و نگرانی از آینده‌ی ایران بود که می‌گفت «معشوقه‌ی ماست.»</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق به سه سال زندان محکوم گردید؛ و، چون این زمان سرآمد، به جای آنکه آزاد گردد، دوازدهم مردادماه سال یکهزاروسیصدوسی‌وپنج به احمدآباد آورده شد و تا پایان عمر در حصر عملی بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دو سه روز پس از این جابه‌جایی، کامیونی با بیست‌ویک سرباز، که سرپرستی آن‌ها را دو نماینده‌ی فرماندار نظامی [بر عهده داشتند]، که بعدها جای خود را به دو مأمور ساواک دادند، در احمدآباد پیاده شدند و پشت دیوار قلعه به دستاویز حفظ امنیت چادر زدند. مصدق دستور داد سربازان و مأمورها به درون دو ساختمانی که امید داشت مدرسه‌ی نونهالان احمدآبادی شود و دولت با بی‌شرمی از آن جلوگیری به‌عمل آورده بود بروند و خوراک روزانه را نیز از آشپزخانه‌ی قلعه دریافت دارند و جیره‌های سربازی را به گونه‌ی نقد از دولت بگیرند تا کمکی برای خانواده‌هایشان باشد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">تا پیش از کودتای عبدالکریم قاسم در کشور استعمارساخته‌ی عراق، تیرماه یکهزاروسیصدوسی‌وهفت خورشیدی، مصدق فرصت داشت از قلعه بیرون بیاید، به خانه‌ی روستاییان برود و در گندمزار با دهقانان به گفتگو بنشیند و به بیماران سرپایی دارو بدهد؛ ولی از فردای آن کودتا دو سرباز سلاح‌دردست به دنبال او به راه افتادند؛ و مصدق که چنین دید دیگر حتی از این سوی قلعه بدان سو نرفت و، به هنگام دلتنگی، که در آن دوران تنهایی بسیار به سراغش می‌آمد، در اتاقک چوبی‌ـ‌شیشه‌ای روی جوی آب، جلوی ساختمان قلعه، می‌نشست و به زمزمه‌ی آب گوش می‌داد و حرکت درخت‌ها را می‌نگریست و چه اندیشه‌ها که از سر می‌گذراند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">آن‌ها که مثل من و یارانم سال‌های نخست پس از مرگ پیشوا به احمدآباد می‌آمدند آن دو ساختمان نزدیک در ورودی قلعه و آن اتاقک شیشه‌ای را به یاد دارند که، با دریغ، بازماندگان ندانستند جای‌جای این قلعه از چه ارزش تاریخی برخوردار است و آن‌ها ویران شدند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سایه‌ی بلند مصدق، چه در زندان و چه در تبعید، بر سر پویندگان راه آزادی و استقلال و خواستاران عدالت اجتماعی گسترده بود و بر سیطره‌ی شاه نیز سنگینی می‌کرد. از همین جا، همه چیز را زیر نظر داشت و رهنمودهای لازم را در هنگامه‌های سخت برای پیروانش صادر می‌کرد، مبارزان را تشویق می‌نمود و سازشکاران را مورد شماتت قرار می‌داد و سره را از ناسره می‌شناساند و، در راستای اتحاد، همه‌ی شخصیت‌ها و سازمان‌های سیاسی ناوابسته هشدارهای لازم و طرح‌های شایسته را ارائه می‌داد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">مصدق اسطوره‌ای فراتر از زمان، جاری در تمامی هستی ملّی، جزئی کلی از نظامی بسامان و درهم‌پیوسته، بی‌کرانه‌ای جاودانه، آتشی همیشه بیدار.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دریغ سیاهی شب یلدا سنگین افتاد و دیر پایید و زمان پردرنگ با خواب سنگینش راه‌ها را بست؛ ولی خورشید چشم به راه ما بود و ما باور داشتیم، همین که چراغ راستی بتابد، دروغ رنگ می‌بازد و از نومیدی اجتماعی به آغوش امیدی درخشان راه می‌یابیم ــ امیدی که پیر ما نه تنها آن را در اندیشه احساس می‌کرد، که بدان آگاهی کامل داشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اما دگرباره قربانی کردن آزادی در مسلخ هوس‌های بیمارگونه مجال نداد ایران خیزشی دیگر بردارد و به جبران فرصت‌های گم‌گشته بپردازد. ما همچنان با دو بال شکسته‌ی آزادی و داد پرواز کردیم، هرچند پروازمان دست و پا زدنی دردناک بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سرگذشت ایران شوربخت داستان دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌ها و توطئه‌چینی‌های بی‌امان و پیگیر است. با این همه، ایرانیان به‌رغم سرخوردگی‌های پیاپی بویه‌ی دموکراسی را همچنان در سر دارند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">امروز دادن حاکمیت به مردم نه تنها یک هدف و ضرورت فلسفه‌ی سیاسی، که یک چاره‌گری ملّی است. روزگار قدرت و ثروت را به هیچ ملتی تقدیم نمی‌کند، جهان عرصه‌ی رقابت‌های بزرگ است، و نقش هر واحد ملّی در آن بر اساس میزان شرکت مردم در سرنوشت خود تعیین می‌شود. نمی‌توان به جایگاهی درخور دست یافت؛ مگر با بسیج همه‌ی توانایی‌های همگانی در خدمت یک سیاست راهبردی روشن‌بینانه، با نظم، کار، آموزش، غنی کردن هرروزه‌ی فرهنگ ملّی با دستاوردهای دانش بشری، با فروتنی در برابر تجربه‌های پیروزمند، با پرهیز از فساد، با اعتماد به آینده، و با یک سازمان و رهبری آگاه، و با در نظر گرفتن واقعیت‌ها و تنگناهای فزاینده‌ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی سهمگینی که گریبان‌گیر ایران است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">تنها راه‌حل خردگرایانه شرکت نخبگان گروه‌های اجتماعی و برگزیدگان ملت در سیستم‌های کلان تصمیم‌گیری در یک فضای سیاسی باز است. چنانچه این راه‌حل در سامان فرمانروایی جامعه برگزیده شود، بحران کنونی می‌تواند به گونه‌ی ریشه‌ای رفع گردد؛ و در غیر این صورت نابسامانی‌ها چونان مغاکی کام خواهد گشود و راه بر هر گذار آرام خواهد بست و دار و ندار ملّی را در خود فروخواهدبرد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">در زمانه‌ای که موضوع‌های اجتماعی به طور قابل لمس در افکار مردم مطرح است، باید راه‌حل‌هایی پیشنهاد شود که اکثریت جامعه خود را در آن سهیم ببینند. الگوی دگرگونی‌های اجتماعی باید بر مبنای ایجاد نهضت‌ دموکراتیک برای کنار زدن قدرت‌های سلطه‌گر به گونه‌ی نهادی و حاشیه‌ای شدن گروه‌های غیردموکراتیک باشد، که نگاهی واقع‌گرایانه گویای این حقیقت است که دیرزمانی است دیگر ایدئولوژی‌های تعصب‌آمیز کمترین کاربردی در جامعه ندارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دگرگونی‌های غیردموکراتیک پیامدهای چنان زیانباری خواهد داشت که حتی گریبانگیر نسل‌های آینده می‌گردد. هر گامی که گوشه‌ی چشمی به دیکتاتوری داشته باشد بی‌تردید آثار خشونت‌باری به همراه خواهد آورد و همگی بخش‌های یک کل را از این خشونت و تندی بی‌نصیب نخواهد گذارد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">به بینشی بسیار هوشمندانه نیاز نیست، با کمی تأمل و تعقل می‌توان دریافت که، با عوض شدن بسیاری از ارزش‌ها در جهان ملت‌ها، ما باید به سوی بازشناخت مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی خود پیش برویم و، در این راه، نه درانتظار کمک‌های جانبی باشیم و نه در وحشت از مزاحمان سخت‌کوش همیشگی؛ دیگر هیچ ابزاری جز همت و غیرت ملّی برای آبادانی و آزادی ایران کاری نیست.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">دموکراسی در ایران پا نگرفت؛ زیرا دموکراسی یک فرایافت مجرد نیست، فرهنگی است پرورشی و سازمانی، یک نظام اجتماعی، ره‌آورد یک جهان‌بینی و یک حالت ذهنی، شناسایی است و انضباط و پاداش و پادافره. این‌ها را در صد سال پیکار، جز در دو سال و سه ماه و هجده روز زمامداری مصدق و نخستین ماه‌های پس از انقلاب، لمس نکردیم. با این همه، دست‌هایمان چندان تهی نیست. ما در جهانی به‌سرمی‌بریم که دیگر کمتر پذیرای عوام‌فریبان و دیکتاتور‌هاست و پیروزی مردم‌سالاری را در سرزمین‌هایی که هرگز کانون فرهنگی چنین بارور نبودند می‌بینیم.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">می‌دانم پیمودن این راه پربلا و در ضمن پرشور و اشتیاق است؛ ولی به هر حال طریقی است که، در پرتو رشد و گسترش آگاهی و تجربه و دانش مردم بر آنچه بوده و هست، طی می‌شود. برای گشودن یک فضای سیاسی بسته، دو شرط لازم است: یک، رهبری سازش‌ناپذیر و پرقدرت، که بتواند از عهده‌ی پیکاری پیچیده و پرفرازونشیب و حساس برآید؛ و دیگر، استراتژی پیش‌بینی‌شده و روشن. باید سازمان‌های سیاسی در ضرورت یک فرایند سنجیده هم‌داستان گردند و به هم اعتماد نمایند. وجود اشتراک دیدگاه‌ها را نباید دست‌کم گرفت؛ باید آن‌ها را بازشناخت و بر بعدهایی که دارد پای فشرد و، با مدارای فرهنگی و سیاسی، به بحث و گفتگو نشست و از برخورد عقاید و آرا سود جست. باید به ایران اندیشید که زمانه سخت هراسناک، حساس و درگذر است. گذار از این دوران پرخطر بار دیگر همبستگی همگانی را به گونه‌ی ضرورتی تاریخی جلوی روی ما قرار می‌دهد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">باشد که رهنمودهای مصدق بزرگ و سایه‌ی فرهمند آن همیشه‌پیشوای ملت، آن تندیس شکوهمند پایداری، آن ملت‌گرای آگاه، که رگ‌رگش برای ایران می‌تپید، بار دیگر زمینه‌ساز یگانگی گردد و همه‌ی ما را زیر یک شعار فراگیر و کارساز، که جز طلب کردن مردم‌سالاری نیست، گرد آورد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از زبان سخن‌سرای پارس به گفتارم پایان می‌دهم که «حرم در پیش است و حرامی در پس. اگر رفتی بردی و اگر خفتی مردی.»</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2728</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۶ خرداد ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740306_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 20:46:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2731</guid>

					<description><![CDATA[دیدار و گفتگوی داریوش فروهر و سرتیپ عزیزالله امیررحیمی صبح روز شنبه، ششم خرداد‌ماه، داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران، و تیمسار سرتیپ عزیزالله امیررحیمی در تهران دیدار و گفتگو نمودند. در این دیدار، داریوش فروهر ضمن اشاره به روند رویدادهای داخلی کشور در طول روزهای اخیر و بی‌تفاوتی کامل نظام حاکم نسبت به خواست&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>دیدار و گفتگوی داریوش فروهر و سرتیپ عزیزالله امیررحیمی</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">صبح روز شنبه، ششم خرداد‌ماه، داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران، و تیمسار سرتیپ عزیزالله امیررحیمی در تهران دیدار و گفتگو نمودند. در این دیدار، داریوش فروهر ضمن اشاره به روند رویدادهای داخلی کشور در طول روزهای اخیر و بی‌تفاوتی کامل نظام حاکم نسبت به خواست قشرهای گوناگون جامعه در زمینه‌ی برقراری مردم‌سالاری در ایران گفت:</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">سردمداران جمهوری اسلامی، به‌رغم اختلاف سلیقه‌های تاکتیکی، با در پیش گرفتن سیاست استراتژیک دنباله دادن به روند یکه‌تازی و در انحصار درآوردن تمام رسانه‌های همگانی، همچنان ساز خود را می‌نوازند و در برابر اندک‌شمار فریادهای اعتراض‌آمیز سازمان‌یافته یا پرخاش‌های بزرگ خودجوش، مانند خیزش حق‌طلبانه‌ی مردم اسلام‌شهر، به زور توسل می‌جویند یا به روش ناجوانمردانه‌ی دشنام‌دهی و لجن‌پراکنی‌های رسواشده‌ی ویژه‌ی حکومت‌های توتالیتر روی می‌آورند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی خام و دور از واقع‌بینی کوشیده است تا ملت ایران را نیز با خود به گوشه‌ی انزوا بکشاند و سپس، به بهانه‌ی ستیز با دشمنی‌های نابجایی که خود تراشیده است، به‌تدریج، فضائی را پدید آورد تا در آن هر کوشش آزادی‌خواهانه را به بهانه‌ی رویارویی با خطر بیگانه به سرعت سرکوب کند. در دیدگاه من، هر بیگانه را می‌توان با ندانم‌کاری به دشمنی برانگیخت؛ و، با افسوس بسیار، دیری ا‌ست این شیوه به هنر اصلی جمهوری اسلامی بدل گردیده است.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">ایالات متحده‌ی آمریکا همچون ابرقدرتی با ویژگی‌های امپریالیستی در گوشه‌وکنار جهان ملت‌ها تنها در راستای سود و صلاح خود گام برمی‌دارد؛ و اکنون هم تحریم اقتصادی ایران، که به عنوان زیر فشار قراردادن جمهوری اسلامی پیش کشیده شده، با همین زمینه است. ولی من همواره گفته‌ام هیچ قدرت بیگانه‌ای، چه بزرگ و چه کوچک، نمی‌تواند به هستی، یکپارچگی و حتی پیش‌روندگی ملتی بیدار، که از نظام سیاسی مردم‌سالارانه برخوردار باشد، ضربه بزند. با دریغ، آنچه در ایران امروز می‌گذرد سلطه‌ی نظامی به‌کلی بریده از مردم و ناآشنا با خواست‌های ملّی ایرانیان است که می‌کوشد با ایجاد دشمنی‌های تاکتیکی برون‌مرزی و آوازه‌گری در این راستا بر عمر خود بیفزاید و گاه هم با چرخشی یکصدوهشتاددرجه‌ای به دریوزدگی رود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">اگر سردمداران جمهوری اسلامی به‌راستی بر مردمی بودن پایه‌های فرمانروایی خود باور دارند، چرا به برگزاری یک گزینش همگانی در فضای سیاسی باز برای روشن شدن خواست اکثریت ملت تن در نمی‌دهند و باز هم به زمینه‌چینی برای برگزاری تکراری انتخابات نمایشی سرگرم هستند؟ اگر جمهوری اسلامی از پشتیبانی مردم برخوردار است، چرا دگراندیشان این فرصت را ندارند تا فارغ از سرکوبگری‌های گماشتگان امنیتی و انتظامی در کشور به فعالیت‌های سیاسی بپردازند؟ اگر شرط‌های پیش‌کشیده در این زمینه پذیرفته شود، که می‌توان نفس کشید، می‌توان انتقادهایی از وضع کنونی بر زبان آورد، ولی باید چارچوبه‌ی نظام واپس‌گرایانه‌ی جمهوری اسلامی را پذیرفت، بی‌گمان جز سیه روزی بیشتر در انتظار مردم ایران نخواهد بود.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">حزب ملت ایران، که بی‌هیچ هراس در صف نخست نهضت سلطه‌ستیزانه‌ی ایرانیان ایستاده است و باور دارد که تنها با برقراری نظامی مردم‌سالار، نظامی برخاسته از اراده‌ی ملت، می‌توان ایران را بازسازی کرد و به بزرگراه پیش‌روندگی انداخت، اعتقاد دارد با بهره‌گیری از آزمون‌های تاریخی می‌توان، ضمن گفتن «نه» به خواست‌های آزمندانه‌ی استعمارگران، جمهوری اسلامی را هم از اریکه‌ی یکه‌تازی به زیر کشید. در این راستا نباید از یاد برد که آزادی دادنی نیست، بلکه گرفتنی است و آن‌ها که گوشه‌ی چشمی به دیکتاتور نشان می‌دهند در حقیقت به زنده‌داشت اسطوره‌ی همبستگی ملّی و برپایی سامانی مردم‌سالارانه آسیب می‌رسانند. حزب ملت ایران به پیروی از رهنمودهای مصدق بزرگ بارها همه‌ی سازمان‌های سیاسی و نهادهای صنفی و همه‌ی آرمان‌خواهان ناسازوار با روند یکه‌تازی در کشور را به اتحاد همه‌جانبه فراخوانده است و افق آینده را در این زمینه روشن می‌بیند.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">من، ضمن استقبال از بیانیه‌های امضاداری که در راستای طلب‌کردن انتخابات آزاد داده شده است، هشدار می‌دهم که بدون شکل سازمانی دادن به جنبش خواستار برپایی مردم‌سالاری نمی‌توان ره به جایی برد و چه‌بسا به برآوردن نیاز جمهوری اسلامی به نمایش حضور کوشای دگراندیشان در درون کشور کشیده شود. در باور من، آن‌ها که در نیمه‌ی فروردین‌ماه گلوله بر سینه‌ی ایرانیان به‌خشم‌آمده نشاندند و اسلام‌شهر را به خون کشیدند در حقیقت مشروعیت حکومت خویش را هدف قرار دادند. امروز دشواری مردم ایران دیگر خواستن چند امتیاز، همچون از نمد جمهوری اسلامی کلاهی بردن یا به چند کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی دست‌یافتن، نمی‌باشد، بلکه دشواری مردم ایران یافتن راه‌‌حلی برای کنار رفتن سردمداران جمهوری اسلامی از قدرت و سپردن کار زمامداری کشور به برگزیدگان راستین ملت است.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2731</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۱۱ خرداد ۱۳۷۴</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2021/10/14/13740311_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 20:45:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۴]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2733</guid>

					<description><![CDATA[تصادف رانندگی داریوش فروهر پاسی از نیمه‌روز گذشته، در تقاطع خیابان کیهان و پارسا، خودرویی که داریوش فروهر را جابه‌جا می‌کرد با یک تصادف رانندگی سخت روبه‌رو شد. گذرندگان داریوش فروهر را از خودروی درهم‌شکسته در حالی بیرون آوردند که تنها زخم‌های سطحی و ضرب‌دیدگی در سر، دست‌ها، و پاهای خود داشت. داریوش فروهر با&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;"><strong>تصادف رانندگی داریوش فروهر</strong></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">پاسی از نیمه‌روز گذشته، در تقاطع خیابان کیهان و پارسا، خودرویی که داریوش فروهر را جابه‌جا می‌کرد با یک تصادف رانندگی سخت روبه‌رو شد.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">گذرندگان داریوش فروهر را از خودروی درهم‌شکسته در حالی بیرون آوردند که تنها زخم‌های سطحی و ضرب‌دیدگی در سر، دست‌ها، و پاهای خود داشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">داریوش فروهر با اتومبیل یکی از ساکنان خیابان پارسا به جایی که قرار گذارده بود رفت و، پس از چند دیدار سیاسی، به خانه‌ی خود بازگشت و هم‌اکنون استراحت می‌کند.</span></p>
<div dir="rtl" style="text-align: right;"><span lang="FA" style="font-family: 'book antiqua', palatino; font-size: 14pt;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></div>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2733</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
