<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>۱۳۷۵</title>
	<atom:link href="https://www.forouharha.net/category/epoche-4/epoche-4c/epoche-4c-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Aug 2024 17:52:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>de</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/cropped-Forouhar-logo-final-1-32x32.jpg</url>
	<title>۱۳۷۵</title>
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۱۵ فروردین ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/12/22/13750115_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Dec 2020 13:25:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2904</guid>

					<description><![CDATA[اعتصاب در شهرستان ملایر پس از ابطال انتخابات ملایر از سوی شورای نگهبان، که برخلاف انتظار این نهاد خانم الهه راستگو در آن برنده شده بود، شهر در تشنج فرورفت و با گشت‌زنی‌های گماشتگان امنیتی و نیروهای انتظامی به حالت اشغال درآمد. از بامداد چهارشنبه، پانزدهم فروردین‌ماه، رانندگان تاکسی‌ها و آژانس‌ها در اعتراض به گران&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>اعتصاب در شهرستان ملایر</strong><span id="more-2904"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پس از ابطال انتخابات ملایر از سوی شورای نگهبان، که برخلاف انتظار این نهاد خانم الهه راستگو در آن برنده شده بود، شهر در تشنج فرورفت و با گشت‌زنی‌های گماشتگان امنیتی و نیروهای انتظامی به حالت اشغال درآمد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از بامداد چهارشنبه، پانزدهم فروردین‌ماه، رانندگان تاکسی‌ها و آژانس‌ها در اعتراض به گران شدن بهای روغن و بنزین از سوی دولت دست از کار کشیدند و بر دامنه‌ی ناآرامی‌ها در میان مردم افزوده گردید.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2904</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتار پروانه فروهر  ـ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750209_parvanehforouhar_sadighi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 19:04:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2901</guid>

					<description><![CDATA[در سال‌مرگ دکتر صدیقی  به نام خداوند جان و خرد آرایه‌ی یاد استاد بی‌گمان هاله‌ای از سپاس است. با چنین احساس ژرفی در گستره‌ی خاطره‌ها، که موج در موج بی‌تابی می‌زند و سیراب از چشمه‌سار زلال یاد او، که گرانیگاه همدردی و انس است، بار دیگر سخن از استاد دکتر غلامحسین صدیقی است. او پدیده‌ای&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>در سال‌مرگ دکتر صدیقی</strong><span id="more-2901"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong> </strong>به نام خداوند جان و خرد</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">آرایه‌ی یاد استاد بی‌گمان هاله‌ای از سپاس است. با چنین احساس ژرفی در گستره‌ی خاطره‌ها، که موج در موج بی‌تابی می‌زند و سیراب از چشمه‌سار زلال یاد او، که گرانیگاه همدردی و انس است، بار دیگر سخن از استاد دکتر غلامحسین صدیقی است. او پدیده‌ای است که زندگی پربارش را باید از درون سنجید و با سازوکار و چگونگی کارکرد سازه‌های آن در یکدیگر آشنا شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در تاریخ سرزمین ما، در سده‌هایی که ملت دچار گسست فرهنگی بوده، گاه از درون جامعه، با همه‌ی سترونی، چهره‌هایی رخ نموده‌اند که بریدگی فضیلت‌سوز زمانه را با هیبت و هیئت خویش ترمیم کرده و حیات ملّی و فرهنگی جامعه را از تلاشی دور ساخته‌اند و جهان از چراغ چنین رادانی روشن است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">استاد به یاری طبعی بیش از آن مغرور که مصالحه و سازش را بپذیرد به طریقتی گام نهاد که پیشوای ملت ایران، مصدق بزرگ، آغازگر، دلیل راه و مشعل‌دار آن بود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">او از اندک‌شمارانی است که از پایگاه حکمت و فضیلت انسانی، به حکم وظیفه‌ی ملّی، به سیاست راه برد و، در مسیر آزادی و استقلال ایران و حرمت فرهنگی آن، بر پایه‌ی نظامی استوار بر عدالت و مدارا، تلا‌ش‌های چشمگیری داشت. آزادی کامل از همه‌ی ضدارزش‌ها، همراه با پارسایی و پرهیز در خصوصی‌ترین احوال ویژگی بنیادی او ست. رسالت فکری او همان خصیصه‌ی خودجوش و قاطع گزینش اخلاقی را دارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">او، که از نخستین سال‌های زندگی خو کرده بود تا به فرهنگ در جدول ارزش‌ها مکانی برتر از ثروت و موقعیت اجتماعی بدهد، پژوهش و آموزش را با همه‌ی طنین‌های انسانی آن برگزید و کتاب از عنفوان جوانی قلمرو او شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دکتر غلامحسین صدیقی در گستره‌ی حیات خویش چنان بالید که از نشانه‌های روزگاران گردید. او کمال خود را نه در مشاهده‌ی انفعالی و نگرش رخوت‌آلود، که در حرکت و جنبش می‌یافت و، آنجا که بر بندها و گره‌های اجتماعی افزوده می‌شد و راه بر تلاش‌های سیاسی سد می‌گردید، در زمینه‌ی آموزش و پژوهش، دانشجویان را راه و رسم آزاد زیستن می‌آموخت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">زیر ذره‌بین نکته‌سنج طبع او، همه چیز مورد پرسش قرار می‌گرفت و تردیدهایش را لحظه‌به‌لحظه زیر و رو می‌کرد؛ و در این راستا، حوصله‌ای عظیم نشان می‌داد که آثارش از این شکیبایی بزرگ و آن کار سخت حکایت‌ها دارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">به چشم او، نام بزرگ «انسان» برازنده‌ی کسی است که مسئول باشد ــ مسئول در برابر خود و در برابر همه‌ی دلواپسی‌هایی که این میهن رنجور او را احاطه کرده است. به الزام‌ها و تعهدهای انسانی سرشتی مطلق و قطعی می‌داد و آزادی را در بقای عینی آن برای همه، سفید و سیاه، پیر و جوان، زن و مرد، باور داشت و، جز خیزگرفتن به سوی آینده‌ای به غایت باز و آزاد، توجیه ممکن دیگری برای هستی نمی‌شناخت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اعتماد به انسان و ایمان به آینده از ویژگی‌های انکارناپذیر اوست. با هوشیاری و خِرد، با دریافت هوشمندانه و منطقی، استوار سخن می‌گفت؛ ولی عمیقاً به «تحمل سیاسی»، واژه‌ای که دیرزمانی است در روابط اجتماعی تحریف شده، باور داشت و اشاعه‌ی آن را در جامعه سبب گسترش روشن‌بینی و بی‌غرضی و پذیرش تفکر دربار‌ه‌ی عقاید نو و تازه می‌انگاشت. تحمل واقعی و نه ریایی را در اجتماعی تحقق‌پذیر می‌دانست که دولت و گروه‌های مختلف مردم یکدیگر را متقابلاً تحمل کنند که، اگر این مهم به انجام رسد، از بروز خشونت و استثمار در جامعه جلوگیری به عمل می‌آید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در نظامی که تصمیم‌ها یک‌جانبه گرفته می‌شود و نظرها و دستورهای اجتماعی بدون مشارکت واقعی مردم تحمیل می‌گردند، کم‌کم احساس مقاومت بر علیه پذیرش چنان تصمیم‌هایی، از یک سو، و پیدایش انگیزه‌های خشونت و نشان دادن واکنش، از سوی دیگر، ایجاد می‌شود و، به تدریج، این نتیجه عاید می‌گردد که برای اثبات حقوق انسانی خود و مشارکت در سرنوشت خویش باید به رودررویی پرداخت. در جامعه‌ای که پاسداران خاموشی با حربه‌ی افتراء و تهمتْ آزادی اندیشه و سنت نیکوی مناظره را پای‌مال می‌سازند و با تفکرات بی‌اثر و عقیم خود چونان لاشخوری کنار باتلاق در برابر هر نسیمی حالت ترس و دفاع به خود می‌گیرند، ناگزیر واکنش منطقی و آراسته از ذهن‌ها به‌دور است و روند خشونت پرهوادار.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بدون تردید، تحمل امری است مورد توجه و قابل بررسی؛ زیرا نابودکننده‌ی خشونت و کاهش‌دهنده‌ی بیدادگری برای جامعه و ادامه‌ی یک جامعه‌ی انسانی می‌باشد. اقدام‌هایی چون ارعاب، قتل عام، اعمال زور و خشونت، که استبداد اقلیت فاسد را دربردارد، بنیاد تحمل را برمی‌افکند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در یک نظام استبدادی، مردم یکدیگر را تحمل نمی‌کنند و تنها از خط‌مشی‌های موجود رنج می‌برند و این رنج بدا اگر انباشته و انباشته گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">مردم باید قادر به تبادل نظر، بحث و انتخاب بر اساس دانش خویش باشند و به اطلاعات حقیقی دسترسی داشته و، سرانجام، بر همین اساس، قضاوت‌ها و ارزیابی آنان بایستی نتیجه‌ی افکار مستقل آنان باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">وقتی تحمل آزادی بیان و حقوق مساوی برای مخالفان از میان برود و اعتراض و انتقاد سرکوب گردد، در شکل‌گیری عقاید و آراء، در اطلاعات و ارتباطات، و در صحبت و تجمع، تحت تسلط تبلیغات و وسایل ارتباط جمعی انحصاری، که خود تنها بازیچه‌ی دست قدرت حاکم و سلطه‌گر است، نوعی طرز فکر تولید می‌شود که، برای آن، سره و ناسره، حقیقت و دروغ همواره به ترتیبی از قبل تعیین گشته‌اند که منافع گروه‌های سودجوی جامعه را حفظ نمایند؛ و چنین شکل‌گیری در حقیقت قبل از اینکه فرصت هر گونه ارتباط و اظهاری به مردم داده شود تعیین گشته است. در زبانی که تبلیغی و اجرائی است، مفاهیم واژه‌ها تثبیت شده و جاده‌های ورود به دانستن واقعیت‌ها جز از راه آنچه که رسمی و مستقرشده بسته‌اند. عقاید موجود به‌وسیله‌ی قدرت‌های تبلیغاتی اعلام می‌شود و با اعمالشان تأیید می‌گردد. در نتیجه، این عقاید از جایی که قادر بود شروع شود خاتمه می‌یابد و، در شرایطی ثابت و غیرقابل‌تغییر، بحث‌هایی صورت می‌گیرد که خودشان را تصدیق می‌کنند؛ و این بحث‌ها تناقض را دفع می‌نمایند، زیرا تز به زبان آنتی‌تز بیان گشته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">لازمه‌ی اینکه بشر به اعتمادبه‌نفس برسد و راه رهایی را به سوی تشخیص حق از باطل بگشاید این است که از هر گونه قیدوبند و تفتیش عقاید و شستشوی مغزی آزاد گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">واقعیت این است که هر موجود انسانی همواره فردی متمایز است. هر بار که والایندگی در حصار حالیت زندانی گردد، افت آزادی به ناگزیری است؛ و این فروریزی نقصانی معنوی می‌باشد. انسان هر گاه که به دور از نیک و بد به آنچه هست تن دهد شکل درماندگی و آزردگی به خود می‌گیرد و، در این ورطه، سقوط سرنوشتی محتوم است. هر فرد که شور توجیه خویشتن را دارد وجودش را چون ضرورت مطلق تعالی یافتن احساس می‌کند؛ ولی آیا چگونه در شرایط خفقان یک موجود انسانی می‌تواند به کمال دست یابد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">تجربه‌ی دردباری است که در خود کهتری را چون ذات مقدر کشف کنیم. این نارسایی، این کمبود به‌آسانی جبران‌شدنی نیست؛ مرزهای امکان را بسط نمی‌دهد و زیروزبرسازی ارزش‌ها را فراهم نمی‌آورد و در ظلمت هراسناک خودفریبی گرفتار می‌گردد؛ دغلی می‌ورزد؛ از حقیقت، که واقعیت حجاب برگرفتن است، به یمن نبود عمل، به خیال روی می‌آورد و، با تظاهر و تقلید و مکر، خویشتن را تسلی می‌دهد؛ با رؤیا، زمان و موانع را از میان برمی‌دارد و، برای آنکه کمبود واقعیتش را جبران کند، بیشتر و بیشتر در این غرقاب فرومی‌گردد و از همه‌ی نمودهای پویایی و زندگی دل می‌کند. محکومیت دردناکی است کنش‌پذیر و وابسته بودن. در فراسوی اعتراض‌های سترون باید جرئت کرد، خوش‌بینی مرسوم، ارزش‌های قالبی و اخلاق ریاکار را باید مورد تردید قرار داد و زندگی را انسانی ساخت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دکتر صدیقی نماد چنین باورهایی بود. رایت چنین اندیشه‌هایی را تا بود از شانه ننهاد؛ و اگر این سان حریم او ناشکستنی و دست‌نیافتنی است، از برکت همین پیگیری بی‌امان ارزش‌های انسان‌گرایانه می‌باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">او باور داشت ساخت سیاسی دموکراتیک هنگامی جان می‌گیرد که، در قلمروی اقتصادی، معادل خود را بیابد و بزرگ‌ترین ارزش دموکراسی را در امکان بحث آزاد و عقلانی و تأثیر آن در سیاست می‌دانست. انسان هنگامی در دموکراسی زندگی می‌کند که نهادهایی وجود داشته باشند که تغییر و تعویض حکومت را بدون به کار بستن خشونت امکان‌پذیر سازند، یعنی نیازی نباشد که حکومت را به زور برچینند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرامی استاد من، دکتر صدیقی، به ایران، به فرهنگ پربار و غنی آن، که در سیاه‌ترین دوران‌های زندگی بشر منشور آزادی را ارائه داشت و نخستین پرچمدار برابری گردید، عاشقانه می‌اندیشید و دغدغه‌ی ذره‌ذره خاک این سرزمین اهورایی را داشت؛ و، با درک و برداشت دقیق از وضع جغرافیای سیاسی ایران، در راه تکامل فرهنگ و گسترش آن لحظه‌ای زمان از کف نمی‌داد تا آنجا که در دوران‌های زندان و محدودیت آزادی نیز از پژوهش در این راستا و گردآوری آگاهی‌های تازه با همان وسواس علمی ویژه‌ی خود دست‌بردار نبود؛ و گواه این ادعا یادداشت‌ها و فیش‌های باقی‌مانده از آن دوران است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دکتر صدیقی خردمندی هوشیار، پژوهشگری بیداردل، روشنفکری مسئول و استادی حکیم و فرزانه‌ای بی‌مانند بود که تا آخرین لحظه‌های زندگی دلهره‌ی ایران شوربخت و ایرانیان را با خود داشت. وقتی از ایران می‌گفت، نگاه درخشانش تا ژرفای قلب شنونده فرومی‌نشست و واژه‌واژه‌ی کلامش نقش جان می‌گشت. باشد که رهنمودهای آن فرهمند فرهیخته، آن ملت‌گرای آگاه ما را، که هنوز به خود نیامده‌ایم، هنوز در خود می‌تنیم و اسیر خویشتنیم، به حساسیت زمان و وظیفه‌ی اصلی خویش، تلاش برای رسیدن به مردم‌سالاری، فراخواند؛ زیرا</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">و ز خویشتن برون‌ آ، سپه تتار بشکن</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2901</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750209_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 18:29:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2903</guid>

					<description><![CDATA[ازسرگیری هجوم به مردم روز شنبه، هشتم اردیبهشت‌ماه، در جای‌جای کلان‌شهر تهران، نیروهای سرکوبگر به مردم و به‌ویژه جوانان یورش بردند و، پس از ضرب‌وشتم و توهین، بسیاری را دستگیر و با مینی‌بوس‌ها روانه‌ی بازداشتگاه کردند؛ از جمله در میدان فردوسی و میدان هفت‌تیر و میدان بلوار کشاورز. عصر همان روز، شماری از چماقداران تماشاچیان&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>ازسرگیری هجوم به مردم</strong><span id="more-2903"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">روز شنبه، هشتم اردیبهشت‌ماه، در جای‌جای کلان‌شهر تهران، نیروهای سرکوبگر به مردم و به‌ویژه جوانان یورش بردند و، پس از ضرب‌وشتم و توهین، بسیاری را دستگیر و با مینی‌بوس‌ها روانه‌ی بازداشتگاه کردند؛ از جمله در میدان فردوسی و میدان هفت‌تیر و میدان بلوار کشاورز.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">عصر همان روز، شماری از چماقداران تماشاچیان سینما آستارا در خیابان تجریش را مورد حمله قرار دادند و درهای سینِما را هم بستند و راه گریزی برای زنان و مردان پیر و جوان گرفتارشده در میان نبود؛ و ساعتی این کردارهای وحشیانه دنباله داشت و، بر خلاف داعیه‌ی رئیس قوه‌ی قضائیه، هیچ یگانی از نیروهای انتظامی نیز برای پایان دادن به این تجاوز آشکار در آنجا حضور نیافت؛ و با این همه، هنوز، برکرسی‌قدرت‌نشستگان داعیه دارند حقوق بشر در جمهوری اسلامی رعایت می‌شود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2903</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750211_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 17:41:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2907</guid>

					<description><![CDATA[دنباله یافتن سرکوبگری شامگاه دوشنبه، دهم اردیبهشت‌ماه، شماری از نیروهای فشار به کانون کتابخانه‌ی اندیشه واقع در پارکی در خیابان رسالت، بعد از پل سیدخندان، که با دریافت سالانه سی‌هزار ریال به جوانان فرصت‌ کتاب‌خوانی و یا حتی انجام کارهای آموزشی را می‌دهد، یورش بردند و، با ضرب‌وشتم و ناسزاگویی و به هم ریختن ابزارهای&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>دنباله یافتن سرکوبگری</strong><span id="more-2907"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">شامگاه دوشنبه، دهم اردیبهشت‌ماه، شماری از نیروهای فشار به کانون کتابخانه‌ی اندیشه واقع در پارکی در خیابان رسالت، بعد از پل سیدخندان، که با دریافت سالانه سی‌هزار ریال به جوانان فرصت‌ کتاب‌خوانی و یا حتی انجام کارهای آموزشی را می‌دهد، یورش بردند و، با ضرب‌وشتم و ناسزاگویی و به هم ریختن ابزارهای کتابخانه، ایجاد رعب و وحشت کردند. سرکوبگران دانش‌آموزانی را که از سر راهشان می‌گریختند با انفجار نارنجک دستی دچار وحشت می‌ساختند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">کردارهای غیرانسانی این چماقداران موردپشتیبانی‌نیروهای‌انتظامی‌وقوه‌ی‌قضائیه تا زمانی که دیگر هیچ کس در پارک اندیشه دیده نمی‌شد دنباله یافت. بدین ترتیب دیده می‌شود، در گوشه‌وکنار ایران، حتی نهادهایی که خود دولت یا دستگاه‌های وابسته‌به‌آن پدید آورده‌اند نیز از تهاجم و ویرانگری پاسداران جو وحشت در امان نیستند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2907</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750223_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 16:50:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2911</guid>

					<description><![CDATA[یورش در پناه نیروهای انتظامی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به‌رغم یورش روز چهارشنبه، نوزدهم اردیبهشت، انصار حزب‌الله به این نهاد و اخطار به آنان در خودداری از برپایی سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش و با وجود اعلام رئیس دانشگاه یادشده مبنی بر عدم برگزاری این نشست، بر انجام برنامه پافشاری نمودند؛ اما هنوز لحظه‌هایی از&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>یورش در پناه نیروهای انتظامی</strong><span id="more-2911"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به‌رغم یورش روز چهارشنبه، نوزدهم اردیبهشت، انصار حزب‌الله به این نهاد و اخطار به آنان در خودداری از برپایی سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش و با وجود اعلام رئیس دانشگاه یادشده مبنی بر عدم برگزاری این نشست، بر انجام برنامه پافشاری نمودند؛ اما هنوز لحظه‌هایی از اجتماع دانشجویان نگذشته بود که انصار حزب‌الله با پشتیبانی آشکار نیروهای انتظامی به آنان حمله بردند و، پس از ضرب‌وشتم و دستگیری چهار تن از دانشجویان، گردآمدگان را پراکنده کردند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2911</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750216_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 13:45:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2909</guid>

					<description><![CDATA[هجوم دژخویانه به مردم پنجاه تن قداره‌بندان گروه انصار حزب‌الله، که این روزها بر گستره‌ی یورش خود به مردم در جای‌جای کلان‌شهر تهران به بهانه‌های واهی افزوده‌اند، تماشاچیان فیلم تحفه‌ی هندرا، که از هفت‌خوان سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز گذشته، در سینما آزادی، واقع در خیابان عباس‌آباد، مورد حمله قرار دادند و، پس&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>هجوم دژخویانه به مردم</strong><span id="more-2909"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پنجاه تن قداره‌بندان گروه انصار حزب‌الله، که این روزها بر گستره‌ی یورش خود به مردم در جای‌جای کلان‌شهر تهران به بهانه‌های واهی افزوده‌اند، تماشاچیان فیلم <em>تحفه‌ی هند</em>را، که از هفت‌خوان سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز گذشته، در سینما آزادی، واقع در خیابان عباس‌آباد، مورد حمله قرار دادند و، پس از به هم ریختن ابزارها و شکستن شیشه‌ها و ضرب‌وشتم مردم، بی‌هیچ نگرانی، آنجا را ترک گفتند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دنباله یافتن این گونه وحشت‌افکنی‌ها، در حالی که هیچ دستگاهی خود را وظیفه‌دار نگه‌داشت حیثیت و آزادی مردم نمی‌شناسد و ایمنی قضائی از کشور رخت بربسته، همگان را به چاره‌گری‌های درخورد برای رهایی از این ورطه‌ی توهین‌آمیز واداشته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2909</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/11/22/13750230_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2020 13:00:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2913</guid>

					<description><![CDATA[یادواره یکصدوچهاردهمین سالگرد زادروز مصدق بزرگ روز شنبه، بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه، یکصدوچهاردهمین سالگرد زادروز مصدق بزرگ را صدها تن از رهروان همیشه‌پیشوای‌ملت در قلعه‌ی احمدآباد گرامی داشتند. از بامدادان، شماری از رزمندگان ملت‌گرا، که با تصمیم قبلی برای تدارک یادواره راهی این روستای تاریخی شده بودند، با شوروحالی درخور شیفتگان آزادی و استقلال ایران، به نظم&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>یادواره یکصدوچهاردهمین سالگرد زادروز مصدق بزرگ</strong><span id="more-2913"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">روز شنبه، بیست‌ونهم اردیبهشت‌ماه، یکصدوچهاردهمین سالگرد زادروز مصدق بزرگ را صدها تن از رهروان همیشه‌پیشوای‌ملت در قلعه‌ی احمدآباد گرامی داشتند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از بامدادان، شماری از رزمندگان ملت‌گرا، که با تصمیم قبلی برای تدارک یادواره راهی این روستای تاریخی شده بودند، با شوروحالی درخور شیفتگان آزادی و استقلال ایران، به نظم بخشیدن و سامان دادن کارها پرداختند. حسین سکاکی، پیکارگر دیرپا، را، که گردانندگی برنامه‌ی یادواره‌ی تصویب‌شده از سوی هیئت امنای قلعه‌ی احمدآباد را بر عهده داشت، هموندان شوراهای کارگران و جوانان حزب ملت ایران یاری می‌رساندند. پیش از فرارسیدن ساعت پانزده، دسته‌دسته، رزم‌آورانی که از گوشه‌وکنار ایران، به‌ویژه شهرهای بزرگی چون تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، همدان، کرمانشاه، رشت، و اراک، به قلعه‌ی احمدآباد آمدند و هم‌زمان صفی از اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌ها و خودروهای شخصی از راه رسید که بیشتر پایوران، هموندان و هواداران «اتحاد حزب‌ها و نیروهای ملّی ایران» (جنبش برای آزادی ایران، حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم)، حزب مردم ایران، حزب ملت ایران) بودند با گل‌بسته‌ی بزرگ و زیبایی به رنگ‌های پرچم ایران و آرم این نهاد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در آغاز، نوای کتاب آسمانی پخش گردید؛ و سپس سرود «مصدق، ای مرد قهرمان» طنین افکند. هر لحظه، بر شمار شرکت‌کنندگان در این یادواره افزوده می‌شد. در این هنگام، شماری از هموندان حزب ایران با گل‌بسته‌ی بزرگ و زیبایی با سه رنگ پرچم ملّی و نیز هموندان یکی دو سازمان سیاسی دیگر با تاجی از گل به جمع پیوستند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در این هنگام، حسین سکاکی، از پیکارگران دیرپای پیرومصدق‌بزرگ، با نام خدا یادواره را آغاز کرد؛ و در نخستین بخش، پیام دوم بهمن‌ماه سال یکهزاروسیصدوسی‌ویک پیشوا در تأکید بر حساسیت زمان و ضرورت همبستگی پخش گردید که با کف زدن‌های شورانگیز حاضران روبه‌رو شد. سپس دکتر احمد سپهری، نماینده‌ی جنبش برای آزادی ایران در شورای اتحاد حزب‌ها و نیروهای ملّی ایران، رشته‌ی کلام را در دست گرفت و سخنان خود را پیرامون موازنه‌ی منفی، این شاه‌بیت سیاست کاربردی مصدق، که راه‌گشای پیکارهای ضداستعماری در جهان ملت‌ها گردیده، آغاز کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دکتر احمد سپهری، که از نوجوانی رهرو راه مصدق بزرگ بوده، در بخشی از سخنان سنجیده و خردگرایانه‌ی خود گفت: «مصدق باور داشت که، بدون مشارکت آگاهانه‌ی مردم، هیچ برنامه و توسعه‌ای امکان‌پذیر نخواهد بود و، برای رسیدن به این هدف، وجود آزادی‌های دموکراتیک را شرط لازم هر فعالیت سیاسی و اجتماعی می‌دانست.» دکتر سپهری به بررسی نقش ارزنده‌ی پیشوای ملت در زمینه‌ی به اوج رسانیدن سیاست موازنه‌ی منفی پرداخت و به‌حق آن را چراغ راهنمای ملت‌های زیرستم تلقی نمود. نام‌برده در بیان دیدگاه‌های مصدق در بخش دیگری از سخنانش گفت: «اصل آزادی و استقلال برای مصدق محور تمام حرکت‌های سیاسی به شمار می‌آمد و، به دور این محور، که شمع روشنایی‌بخش‌ زندگی ملت ایران است، پروانه‌وار می‌چرخید و سوختن در این آتش‌ را بر نوکری بیگانگان ترجیح می‌داد.»</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پس از پایان سخنان دکتر احمد سپهری، که با شعر کوتاهی پیرامون مصدق و قلعه‌ی احمدآباد، این زیارتگه رندان جهان، همراه بود، حسین سکاکی سروده‌ی زیبایی را زیر نام «ستاره‌ی جاوید» برخواند که با این بیت «در آسمان وطن ای ستاره یکتایی/ میان آن همه اختر هنوز تنهایی» آغاز و با این بیت «به نام پاک تو میهن هماره می‌بالد/ تو ای ستاره‌ی جاوید مشعل مایی» پایان می‌گرفت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">سپس مهدی زمانی، یکی دیگر از پیکارگران راه آزادی و استقلال ایران، که همراه شماری از شهروندان مشهدی این راه دراز را به شوق حضور در یادواره پشت سر نهاده بودند، با شورمندی گوشه‌هایی دیگر از زندگی پربار و درخشان مصدق بزرگ را مورد بررسی قرار داد و فرازهایی از سخنان پیشوا را در دوران‌های دراز رودررویی با استبداد وابسته‌به‌استعمار خواند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اندکی بعد، دکتر محمود مصدق با بیانی صمیمی و ساده خاطره‌هایی از پدربزرگ و چگونگی گسترش روستای احمدآباد و مهربانی‌های بی‌دریغ نیای خود را نسبت به مردم آنجا گفت. دکتر محمود مصدق نوید ایجاد کتابخانه، سالن گردهمایی، و درمانگاه در درون و بیرون قلعه‌ی احمدآباد را داد که این سخنان موجی از شادی در میان حاضران پدید آورد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در پایان، کیک زادروز مصدق بزرگ، که به رنگ پرچم ایران تهیه شده بود، به‌وسیله‌ی خانم ملکه مصدق، دکتر محمود مصدق، و علی مصدق، عروس، نوه و نتیجه‌ی مصدق بزرگ، بریده شد و هم‌زمان در میان گردآمدگان شیرینی و نوشیدنی پخش گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">یکصدوچهاردهمین یادواره‌ی زادروز مصدق بزرگ با سرود «ای ایران»، که با هم‌نوایی همگان خوانده شد، پایان گرفت و گردآمدگان دسته‌دسته روستای احمدآباد را پشت سر نهادند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="font-family: 'book antiqua', palatino;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2913</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بیانیه اتحاد حزب‌ها و نیروهای ملّی ایران ـ ۱۰ خرداد ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/10/22/13750310_etehad_hezbha_meli/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 21:57:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2915</guid>

					<description><![CDATA[ضرورت تاریخی استقرار حاکمیت ملّی هم‌میهنان، نمایش انتخابات پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در دو مرحله به پایان رسید و، به‌رغم تبلیغات گسترده و پرهزینه، مردم آشکارا نسبت به فراخوان سران جمهوری اسلامی بی‌تفاوت ماندند و، با پشت کردن به این خیمه‌شب‌بازی تکراری، رشد ملّی خویش را به منصه‌ی ظهور رسانیدند. در این راستا، بی‌شک،&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>ضرورت تاریخی استقرار حاکمیت ملّی</strong><span id="more-2915"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌میهنان،</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نمایش انتخابات پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در دو مرحله به پایان رسید و، به‌رغم تبلیغات گسترده و پرهزینه، مردم آشکارا نسبت به فراخوان سران جمهوری اسلامی بی‌تفاوت ماندند و، با پشت کردن به این خیمه‌شب‌بازی تکراری، رشد ملّی خویش را به منصه‌ی ظهور رسانیدند. در این راستا، بی‌شک، روشنگری‌های سازمان‌های سیاسی مخالف با روند یکه‌تازی، که از آغاز انجام هر گونه انتخابات در جو اختناق‌آمیز کشور را نادرست و دسیسه‌ی تازه‌ای برای ظاهر آراسته دادن به بساط انحصارگری تلقی می‌کردند، در تصمیم‌گیری همگانی به دست رد زدن به سینه‌ی سران جمهوری اسلامی، بیشترین نقش را داشت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با شگفتی بسیار، برکرسی‌قدرت‌نشستگان برای نگه‌داشت پایه‌های لرزان زمامداری خویش حتی در فاصله‌ی کوتاه میان دو مرحله نمایش انتخابات نه تنها از کردارهای خشن دست برنداشتند، که هجوم نیروهای سرکوبگر و ضرب‌وشتم زنان و مردان بی‌دفاع بُعدی گسترده‌تر یافت و بر حصر آزادی‌های فردی و اجتماعی افزوده گردید و حتی گریبان بسیاری از خودی‌ها را نیز گرفت و جناح‌های رنگارنگ دست‌اندرکاران در برابر یکدیگر به صف‌آرایی پرداختند و کشور صحنه‌ی تاخت‌وتازهای تازه گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اینک، در آستانه‌ی آغاز دوره‌ی پنجم مجلس شورای اسلامی، با شدت یافتن هرج‌ومرج اقتصادی و پیامدهای عمده‌ی آن، کاربرد سیاست‌های ستیزآمیز، تبعیض‌های گوناگون و پای‌مال شدن تمامی اصل‌های شناخته‌شده‌ی حقوق بشر، آینده‌ای تیره‌وتار در برابر کشور رخ نموده و همگان را به‌سختی نگران کرده است. در این میان، سران جمهوری اسلامی با همه‌ی اختلاف‌های آشکار و پنهان به ادامه‌ی سلطه‌ی جهنمی خویش می‌اندیشند و نه تنها درصدد دست‌یابی به رهیافت‌های ملّی برای گذر از ورطه‌ی هولناک کنونی نیستند، که به تیره‌روزی مردم دامن می‌زنند تا شاید آنان را از منش انسانی تهی کرده و اراده‌ی حق‌طلبی را از یکایک ایشان سلب نمایند؛ ولی، همان طور که دیده می‌شود، موج ناخشنودی و پرخاش می‌رود فراگیر گردد و، با آنکه نیروهای انتظامی و امنیتی و دارودسته‌های وابسته به آنان سراسر کشور را به گونه‌ی سرزمین‌های اشغالی درآورده‌اند، مردم بیش‌وکم به رویارویی و ایستادگی پرداخته و صدای آزادی‌خواهی بار دیگر طنین افکنده و به‌ویژه جوانان را به چاره‌گری واداشته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرچه هنوز زدوبندهای پشت‌پرده با پادرمیانی شورای نگهبان به گونه‌ی یکی از اصلی‌ترین نمادهای یکه‌تازی برای گسیل شمار بیشتری از دست‌آموزانی که جایگاه نمایندگی مردم را غصب می‌کنند دنباله دارد؛ ولی ترکیب دوره‌ی پنجم مجلس شورای اسلامی هر چه باشد از هیچ اعتباری در دیدگاه مردم این سرزمین برخوردار نیست و از هم‌اکنون بر همه‌ی تصمیم‌گیری‌های آن خط بطلان کشیده شده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ایرانیان با خودداری از شرکت در انتخابات نمایشی به جمهوری اسلامی «نه» گفته‌اند و دولت‌های کوچک و بزرگ جهان را نیز هشدار می‌دهند که به تصمیم‌گیری تاریخی یادشده ارج نهند و، در راستای سود و صلاح خود، به هیچ وجه در پی تحصیل امتیاز یا بده‌وبستان با زمامداران یکه‌تاز کنونی نباشند، زیرا که مردم هیچ تعهدی در برابر آن نخواهند داشت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اینک، اساسی‌ترین گام برای چیرگی بر بحران سنگینی که کشور را در کام سیاه خود فروکشیده و شیرازه‌ی زندگی را به گسستن تهدید می‌کند برچیدن بساط یکه‌تازی است که جز از راه انجام یک انتخابات آزاد و گزینش نمایندگان راستین مردم امکان‌پذیر نمی‌باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>از این رو، اتحاد حزب‌ها و نیروهای ملّی ایران پیش‌شرط‌هایی را که برای انجام انتخابات تجلی‌بخش اراده‌ی مردم ضرور می‌داند به شرح زیر گوشزد می‌نماید:</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پدید آوردن فضای سیاسی باز از راه</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ پاس داشتن آزادی گفتار و نوشتار و گردهمایی و جلوگیری از تجاوز گروه‌های فشار به هر عنوان؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ آزاد گذاردن همه‌ی حزب‌ها و جمعیت‌های دگراندیش و نیز اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، و کانون‌‌ها، و به‌طورکلی نهادهای صنفی هر گروه اجتماعی؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ اجازه‌ی نشر دادن به همه‌ی روزنامه‌ها، ماه‌نامه‌ها، فصل‌نامه‌ها، و کتاب‌های دارای‌بینش‌های‌گوناگون، برکنار از هر سانسور؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ برروی‌هم، زنده‌داشت همه‌ی «حقوق ملت»، که در بیست‌وچهار اصل از فصل سوم قانون اساسی نیز پیش‌بینی گردیده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>ایجاد ایمنی قضائی از راه</strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ بازگرداندن صلاحیت عام دادگاه‌های عمومی دادگستری و برچیدن دادگاه‌های اختصاصی، جز آنچه در قانون اساسی پذیرفته شده است؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ پایان دادن به کار نهادهای سرکوبگری که نام دادگاه‌های «ویژه‌ی روحانیت» و یا «انقلاب اسلامی» بدان‌ها داده شده است و تنها پاسداری از جو وحشت را بر عهده دارند؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ رسیدگی به بزه‌های سیاسی در دادگاه‌های عمومی با حضور هیئت منصفه، به طور علنی، و با شرکت وکیل دادگستری؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی، که به هر عنوان در گوشه‌وکنار کشور دربند هستند، حتی اگر مورد دادرسی‌های فرمایشی قرار گرفته باشند؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ دادن تأمین‌های لازم به انبوه ایرانیانی که ناگزیر به کشورهای بیگانه کوچ کرده‌اند برای بازگشت به میهن؛</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ــ برروی‌هم، بازسازی و تقویت دستگاه دادگستری با ضابطه‌های ذکرشده در قانون اساسی، به گونه‌ای که همگان آن را نگه‌دارنده‌ی جان و حیثیت و حق خود بدانند و از هر ستمی در امان بمانند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از این‌ها گذشته، اختیارهایی که شورای نگهبان با برداشت غلط از اصل نودونهم قانون اساسی به خود داده و دامنه‌ی آن را به تشخیص صلاحیت نامزدها و نیز دخالت در کارهای اجرائی کشانده است باید به‌کلی لغو گردد تا این نهاد به هیچ وجه نتواند به رأی مردم دست‌یازی کند و کرسی‌های نمایندگی را به شماری گوش‌به‌فرمان‌دستگاه‌حاکم بسپارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اکنون بجاست بار دیگر، با نوسازی همبستگی همگانی و با تکیه بر حرکت‌های سنجیده، پیکار بر ضد استبداد واپس‌گرایانه و نقض حقوق انسانی و بیدادگری را گسترش داد و، از راه‌های شناخته‌شده در جهان ملت‌ها، برکرسی‌قدرت‌نشستگان را به شکست کشانید و یک گزینش ملّی را با انجام پیش‌شرط‌های ذکرشده در بالا ترتیب داد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بی‌شک نمی‌توان به جایگاهی درخور ایران با پیشینه‌ی درخشان فرهنگی آن دست یافت؛ مگر با بسیج توانایی‌های همه‌ی زنان و مردان به پیروی از یک سیاست راهبردی آگاهانه که طلب کردن مردم‌سالاری را هدف داشته باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اتحاد حزب‌ها و نیروهای ملّی ایران (جنبش برای آزادی ایران، حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم)، حزب مردم ایران، حزب ملت ایران)</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2915</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتار پروانه فروهر  ـ ۲۵ خرداد ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/10/22/13750325_parvanehforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 20:02:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2920</guid>

					<description><![CDATA[در هفتمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران  هفتمین کنفرانس بین‌المللی سالانه‌ی بنیاد پژوهش‌های زنان ایران پیرامون «زن ایرانی و حقوق بشر» از روز جمعه، بیست‌وچهارم، تا روز یکشنبه، بیست‌وششم خرداد‌ماه ۱۳۷۵ در شهر سیاتل در دانشگاه واشنگتن تشکیل گردید. در روز شنبه، بیست‌وپنجم خردادماه، برنامه با گفتار پروانه فروهر زیر عنوان «راه رسیدن به همبود انسانی»&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>در هفتمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران</strong><span id="more-2920"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong> </strong>هفتمین کنفرانس بین‌المللی سالانه‌ی بنیاد پژوهش‌های زنان ایران پیرامون «زن ایرانی و حقوق بشر» از روز جمعه، بیست‌وچهارم، تا روز یکشنبه، بیست‌وششم خرداد‌ماه ۱۳۷۵ در شهر سیاتل در دانشگاه واشنگتن تشکیل گردید. در روز شنبه، بیست‌وپنجم خردادماه، برنامه با گفتار پروانه فروهر زیر عنوان <strong>«راه رسیدن به همبود انسانی»</strong> آغاز شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با سلام و سپاس و به نام آزادی،که</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اگر هزار قلم داشتم</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هزار خامه که هر یک هزار معجزه داشت</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هزار مرتبه هر روز می‌نوشتم من</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">حماسه‌ای و سرودی به نام آزادی.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ما در کجای صفحه‌ی ویژگی‌های تاریخی این جهان ایستاده‌ایم؟ چگونه و با چه پشتوانه‌ای پیش‌روندگی ملت کهن‌سال خویش را تضمین می‌کنیم؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">حقیقت این است که نیاز و نفرت به نبود تفکر خلاق می‌انجامد و این همه رؤیای مرگ می‌آفریند و ما دیرزمانی است جز رؤیای مرگ نساخته‌ایم. در شرایط نبود آزادی‌های فردی و اجتماعی و به بند کشیدن آدمی، چندان که مجال برای تفکر خلاق باقی نماند، انسان رؤیای مرگ می‌سازد و ناخودآگاه سر بر دامان مرگ می‌گذارد و از زندگی دور می‌شود. بهراسیم از آن زمان که رؤیای مرگ در ذهن فرزندان ما به الگویی کهن تبدیل گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">برای ساختن باید زنده ماند و زندگی را ارج نهاد. بیایید غفلت‌های خود را نادیده نگیریم و نیز به خاطر شکست خود را تحقیر نکنیم و بدانیم تلاش ما برای بهروزی و بهگرد بوده، گرچه رؤیای مرگ پروبالمان را بسته و از تحقق آرمان‌هایمان باز داشته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">قربانی کردن آزادی در مسلخ هوس‌های بیمارگونه مجال نداد خیزی دیگر برداریم و به جبران فرصت‌های گم‌گشته بپردازیم؛ ولی با این همه ما همچنان با دو بال شکسته‌ی آزادی‌خواهی و دادپروری پرواز می‌کنیم، هرچند پروازمان دست‌وپا زدنی دردناک است. ما، به‌رغم سرخوردگی‌های پیاپی، بویه‌ی مردم‌سالاری را همچنان در سر داریم. باید مایه‌های نومیدی و نگرانی و هراس و دریغ و سستی و تن‌آسانی و نژندی و پریشانی و رنجوری را خرد و تنک‌مایه بینگاریم و چونان کوه بر جای استوار بمانیم؛ که پیروزی پایانی با پویایی و پایداری و پیوند‌پرستی و پرورش‌خواهی و پرندپوشی پهن‌دشت پس از پاییز و برگ‌ریزان خزان و آمدورفت زمستان برای پلشت‌زدایی است و پرستش پاک اهورایی. سرانجام راستی است که راه جاودانگی می‌پیماید و یزدان است که پشت اهریمن به خاک می‌ساید و پلیدی او از جهان می‌زداید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اندیشه‌ی تحول در نهاد انسان همیشه عاملی برای پیشرفت بوده است و آنان که اندیشه‌ای پویا داشته‌اند جامعه‌های انسانی را به سوی آگاهی و پیشرفت کشانیده و سبب دگرگونی گشته‌اند؛ اما با توجه به اینکه در درازای تاریخ پیشگامان اندیشه‌ها و آرمان‌های نو از سوی آنان که هوادار وضع موجود و دشمن دگرگشت هستند مورد مخالفت قرار گرفته‌اند، پیداست که چه راه دشواری در پیش روست و چه وظیفه‌ی سنگینی بر دوش.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">انسان و آزادی ــ این هر دو جستاری است که تمامی اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. انسان، این برترین گوهر در ژرفای یگانگی هستی، که هر زمان دل‌آگاه بوده به چنان عظمت معنوی و اشراق روحانی دست یافته است که با تمام صداقت خویش حلاج‌وش ندای اناالحق سر داده و به چنان مرحله‌ای از بینش پویای سپیدمندی گام نهاده که انسان خدایی را می‌طلبد، چنین انسانی اهورایی و پاک‌سرشت به جهان مفهوم و عظمت می‌بخشد. ولی این برترین حماسه‌ی عصر ما آوخ چه دردمندانه گرفتار است و خود زندانی است؛ چراکه جهان امروز جهان فروریزی بیشتر ارزش‌های انسانی است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ولی از یادنبریم هیچ واقعیت تاریخی وجود ندارد که انسانی نباشد و این انسان تاریخ‌ساز، که تمامی زندگی‌اش سرریز گشته از شوق آزادی است، امروز باید یک بار دیگر حماسه‌ی جاودان تمامی قرن‌ها را سردهد و این اندیشه‌ی پاک را در حیطه‌ی عمل خود شکل بخشد؛ به‌خصوص اگر بیندیشیم که عمل انسانی عملی است که برترین ویژگی آن مسئولیت است. باید جهان را و خود را از نو نام‌گذاری کرد و این هر دو را آزاد نمود: «عالمی از نو بباید ساخت و ز نو آدمی»؛ و چنین عملی، با همه‌ی عظمت، تنها با خودآگاهی و وقوف بر مفهوم راستین آزادی و انسان امکان‌پذیر است و با شکستن تمامی دیوارهای زشت و خشن سلطه.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">انسان زمانی به تعالی و تکامل دست می‌یابد که بتواند در آفرینش جهانی بهتر شرکت جوید؛ و این خلاقیت تنها به یاری نیروی دگرگون‌کننده‌ی کار امکان‌پذیراست. اگر انسان در حیطه‌ی کار روزانه متکی، ناامن و دائماً در تهدید باشد، هرگز کامل و اقناع و ارضاشده نیست؛ و بر این اساس است که انسان مسئول در برابر اسارت آزادی باید به مبارزه برای نام‌گذاری دوباره‌ی خود و جهان دست یازد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">انسان، تنهامانده در لهیب عفن بردگی و ظلمت فقر و زشتی زور، باید از توانایی‌های خویشتن آگاهی‌های لازم را به دست آورد و در راستای بنیادگذاری جامعه‌ی آزاد و آرمانی پیش رود و، با بازسازی روحیه‌ی ملّی، اصالت‌های گم‌شده را در گستره‌ی همبستگی بازیابد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">باید بر این گفته خستو شد که اغلب اتفاق می‌افتد که توده‌های ملتی از نظر عینی به دگرگونی مشخصی نیازمندند، اما از نظر ذهنی هنوز قادر به تصور چنین نیازهایی نیستند و یا تصمیم نگرفته‌اند که پافشارانه در راه آن تلاش کنند؛ ولی با آموزش، بازشناسی و انتقاد صمیمانه در یک نظم اجتماعی ویژه این عمل امکان‌پذیر است و لازمه‌ی آن داشتن اعتقاد فراوان به تمامی انسان‌هاست و ایمان به این اصل که باید به شکوفایی و بالندگی رسید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هر فرد دارای وجدان آگاه انسانی است که باید، همگام با اجتماع، برای رسیدن به تفاهم در یک رابطه‌ی رودررو کوشش کند. یک اجتماع مسئول به افراد مسئول نیاز دارد و، در یک نظام مردم‌سالار، دیگر افراد نمی‌توانند و نمی‌خواهند به حال خود رها شوند؛ یعنی هر کس پیش از درنظر گرفتن سود خویش به صلاح جمع می‌اندیشد و نمی‌نشیند تا برای او برنامه‌ریزی شود. پس خود در برنامه‌ریزی‌ها شرکت می‌کند؛ و تنها در چنین وضعی است که دیگر بیگانگی از نظام اجتماعی مفهومی ندارد و همه در یک عشق متقابل یکدیگر را تحمل می‌کنند، به فکر هم هستند و با مسئولیت برای منافع ملّی تلاش می‌نمایند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اگر حس اعتماد و تفاهم، که لازمه‌ی آغاز همکاری میان مردم است، نضج نگرفته و یا، بدتر از آن، سرکوب گردیده باشد، این امر هرگز نباید موجب دلسردی آرمان‌خواهان شود؛ تنها باید بر دامنه‌ی کوشش و فداکاری افزود و شیوه‌های ویژه‌‌ی روان‌شناختی را در این راستا به یاری گرفت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">باید تأکید کرد که شناخت زندگی و نام‌گذاری بر آن، که عبارت از عملی سازنده است، بدون یک عشق عمیق توأم با فروتنی امکان‌پذیر نیست و تنها افراد مسئول و آرمان‌خواه هستند که می‌توانند چنین عشقی را به ثمر رسانند. رابطه‌ای که اساسش بر عشق، تواضع و اعتماد استوار است به رابطه‌ای افقی بدل می‌شود که فرایند منطقی آن تفاهم و اعتماد دوجانبه است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بشر موجودی است ناتمام و امید ریشه‌هایش در این ناتمامی است. ناامیدی نوعی سکون و گریز از جهان است. اعمال غیرانسانی، که نتیجه‌ی یک نظام بی‌عدالت اجتماعی هستند، نباید موجب نومیدی گردند؛ بلکه باید امید را ایجاد کنند ــ امیدی که در تعقیب دائمی انسانیتی که به‌وسیله‌ی بی‌عدالتی انکار شده است باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">جهان در نظر من به عنوان فضائی معین و حضوری تحمیلی، که باید خود را با آن تطبیق داد، نیست؛ بلکه به عنوان صحنه‌ی گسترده‌ای است که چون من بر آن عمل می‌کنم شکل می‌گیرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ارزش هر دگرگونی در این است که مردم را آزاد کند و نظام اجتماعی را با برقراری عدالت استواری بخشد و نه اینکه آن‌ها را فقط به حمایت مکانیکی از خود برانگیزد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ما نمی‌توانیم از برنامه‌های سیاسی و آموزشی‌ای که در آن به نظرهای مردم توجهی نشده انتظار نتیجه‌ی مثبتی را داشته باشیم؛ بلکه باید مردم را با رهنمودهای ملّی و با بهره‌‌گیری از تجربه‌های جهانی به نشان دادن واکنش، آن هم نه تنها در سطح تفکر، که در عمل، فراخوانیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اگر انسان سبب خلق نهادهای اجتماعی و عقیده‌ها می‌گردد و یا کالاهای مادی و اشیاء قابل لمس را تولید می‌کند، به خاطر اعمال دگرگون‌کننده‌ی فعالیت‌های سازنده‌اش در رابطه‌ی تنگاتنگ و دائمی با واقعیت‌هاست. انسان‌ها توأمان هم تاریخ را خلق می‌کنند و هم تبدیل به موجوداتی اجتماعی و تاریخی می‌گردند؛ زیرا بر خلاف دیگر جانداران قادرند زمان را سه‌بعدی نمایند، یعنی آن را به گذشته، حال و آینده بدل کنند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اگر محدودیتْ موقعیت تاریخی اساسی بشر بود، ادامه‌ی بشریت غیرقابل‌تصور جلوه می‌کرد و تداوم تاریخی از بین می‌رفت. باید گفت وجدان و شعوری که زیر سلطه قرار گرفته، چون نمی‌تواند موقعیت‌های محدود‌کننده را در تمامی ابعاد آن تصور کرده و شرایط را درک نماید و درباره‌ی آن‌ها تصمیم‌گیری کند، فقط خود را به شبه‌پدید‌ه‌ها و ظاهر مشغول می‌دارد و، در نتیجه، تسلیم نیروهای بازدارنده، که ناشی از موقعیت‌های محدودکننده است، می‌شود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اساس واهمه از آزادیْ انسان را ملزم به ایجاد سدهای مکانیزم دفاعی می‌کند و به عقلانی کردن امور وامی‌دارد تا در دگرگونی نشانه‌های مرگ را بازیابد. حال آنکه انسان به این دلیل انسان است که نه فقط با اندیشیدن انتقادی به خویش، بلکه با کردارهای انتقادآمیز بر روی واقعیت‌ها والایی می‌یابد. باید از شرایط غوطه‌وری خویش شروع به بیرون آمدن کرد و برای دخالت در واقعیت‌ها قدرت لازم را در خویشتن پدید آورد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دخالت در واقعیت عبارت از قدمی برای رهایی از حالت غرق‌شدگی است؛ و چنین حالتی نتیجه‌ی کسب آگاهی وجدان درباره‌ی موقعیت خویش است. بنابراین بیداری وجدان، که تجلی عمیق از طرز تلقی آگاهانه درباره‌ی جهان باشد، خصیصه‌ی اصلی تمامی اعمالی است که قصدشان رهایی انسان است؛ و انسان‌ها تنها از راه وحدت و یگانگی به آزادی نائل می‌گردند و تازگی و طراوت جوانه‌های دگرگونی و بهگرد حتی در درون ریشه‌های فاسد و پوسیده‌ی یک سیستم خفقانی شکوفا می‌گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پیکار برای پی‌ریزی یک جامعه‌ی آزاد ممکن نیست، مگر اینکه از راه آن بتوان به درجه‌ی بالاتری از آزادی فردی و اجتماعی دست یافت. هر عمل رهایی‌بخش در ذات خویش زاییده‌ی تفاهم و گفتگوست و، تا زمانی که نفاق و جدایی وجود دارد، انسان طعمه‌ی آسانی برای بازیچه شدن خواهد بود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هدف سلطه انجماد فکری و کرخت کردن ذهن مردم است؛ زیرا اگر مردم به نقش وجودی خود در یک موقعیت تاریخی از راه تفکر انتقادی و گفت‌وشنود آزاد پی ببرند، از حالت سر‌خوردگی به در آمده و دست به دگرگونی و بهسازی خواهند زد. به همین دلیل، دیکتاتورها و انحصارگران به مردم اجازه‌ی گفت‌وشنود و تبادل اندیشه نمی‌دهند و، با کاربرد شیوه‌های غیراخلاقی، به تلقین حرص و آز برای حفظ موفقیت‌های شخصی می‌پردازند و از شکل‌گیری همبستگی با این گونه ترفندها جلوگیری به عمل می‌آورند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">شخصیت انسانِ زیرسلطه از روابط اجتماعی، فرهنگی درون یک نظام بخصوص ایستا شکل ‌یافته است و، چون این نظام سلطه‌گر است، بنابراین انسانِ زیرسلطه دارای شخصیتی دوگانه می‌باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">آن‌ها که واقعاً قصد ایجاد فضائی انسانی را دارند باید خود جزئی از مردم شوند، دردهای آن‌ها را حس کنند و، به کمک آن‌ها، برای ایجاد یک جامعه‌ی آرمانی بشتابند که چندان هم آسان نیست؛ زیرا به از خودگذشتگی و عشق و فداکاری نیازمند است که از فردگرایان درون‌نگر و خودپرست برنمی‌آید. اعتقاد به دگرگون‌سازی و بهگرد مملو از عشق است و زندگی را خلق می‌کند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">افزون بر قاعده‌ی کلی مرگ و زندگی، که در طبیعت اساسی است، یک حالت غیرطبیعی مرده زندگی کردن نیز وجود دارد؛ و آن زمانی است که تکامل زندگی را در تکاپوی آزادی انکار کنیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">کوشش برای همبستگی مردم و انسانی کردن زندگی بر اساس روش‌های شتاب‌زده، که فاقد محتوای لازم باشد، فقط سبب انباشتن افراد بر یکدیگر می‌گردد و نمی‌تواند وحدتی حقیقی را برای آن‌ها به ارمغان آورد. باید با اقدام‌های فرهنگی راه یک دگرگونی پرورشی و آموزشی را هموار کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نام «انسان» برازنده‌ی کسی است که، در برابر خود و در برابر همه‌ی دلواپسی‌هایی که در این جهان آشفته و آن میهن شوربخت ماست، خود را مسئول بداند، به الزام‌ها و تعهدهای انسانی سرشتی مطلق و قطعی دهد و آزادی را جز در بقای عینی آن، آن هم برای همه، تصور ننماید و رسالت مساوی زن و مرد را، که مبتنی بر یک ساحت ذاتی و مستقل از جنسیت است، باور دارد و، جز با خیز گرفتن به سوی آینده‌ای به‌غایت باز و آزاد، توجیه ممکن دیگری برای هستی نشناسد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">انسان پیوسته درگیر ساخته‌شدن و پرداخته‌شدن است که خردخرد خود را از آنچه برنگزیده و به او تحمیل‌شده رها سازد و کمال خویشتن را نه در مشاهده‌ی انفعالی و نگرش رخوت‌آلود، بلکه در حرکت و جنبش بازیابد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هستیْ نامتناهی و انسان متناهی است و وجود انسان جز در حدی که هستی را کشف می‌کند توجیه نمی‌شود. چیزی برای گفتن نداریم، مگر آنجا که ناچاریم گرهی از هستی بگشاییم و داوری را به هم‌زمانان و آیندگان واگذاریم و، به‌رغم همه‌ی خطرها، از طرح اندیشه‌های درست بازنمانیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نیاز به شناختن هر چه بهتر انسان به طرزی تفصیلی، دقیق و زنده از گذرگاه برخورد با همنوعان باید احساس گردد و از سنجش خویشتن نباید گریخت؛ باید شایسته‌ی زندگی گردید. فهم و ادراک آنچه که هست و آنچه که می‌تواند باشد و آنچه که به خاطر بهگرد زندگی انسان باید انجام داد قابل کشف [و] اثبات و دسترسی است. چنین اجبار عمومی و تاریخی‌ای به‌فوریت و به‌سادگی مشهود نمی‌گردد. برای شناخت این اجبار ناگریزیم که، با شکافتن ظواهر، تجربه‌کردن و پرده‌برداشتن از موردهای تحمیلی، حقایق را آشکار نموده و سره را از ناسره تفکیک کنیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">حقیقت در اوج و قله‌ی تحمل قرار دارد. این عبرت تاریخ است. می‌توان در چارچوب یک سامان دموکرات، که در آن انسان به عنوان هموندی از یک جامعه در نهادهای سیاسی، در ساختن، پشتیبانی و دگرگونی خط‌مشی آن سهم داشته باشد و دخالت کند، به آن اوج، به آن قله رسید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">برای توانا ساختن به تمیز حق از باطل باید بسیاری از مفاهیم کلی حاکم بر جهان کنونی را درهم‌شکست. لازمه‌ی رسیدن به استقلال فکری و قدرت تشخیص درست از نادرست آزادی از قید و بند و تفتیش عقاید و شستشوی مغزی است. درک مفهوم تحمل مستلزم بیان ملاک‌هایی که ارزش آن را تعیین کند می‌باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">تحریف واژه‌ی «تحمل» تصوری غیرواقعی و نادرست از آن ایجاد کرده است؛ و در حالی که تحمل وسیله‌ای آزادی‌بخش برای کشف عقاید جدید و تحقق مردم‌سالاری است، به آلتی برای خفقان بدل گردیده؛ حال آنکه تحمل چون عشق، محبت و اعتماد واژه‌ای است که نیاز به دوجانبه بودن دارد، زیرا که تحمل یک‌سویه در حقیقت بردگی صرف است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">یکی از ویژگی‌های تحمل واقعی جلوگیری از خشونت و استثمار در جامعه است. حال آنکه تحمل یک‌سویه سبب تشکیل نطفه‌ی خشونت می‌گردد و کم‌کم به پیدایی احساس مقاومت بر علیه پذیرش و رشد انگیزه‌های خشونت و نشان دادن عکس‌العمل برای اثبات مشارکت در سرنوشت خویش می‌انجامد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">کوشش برای اثبات حقانیت هر نوع ارزشی با توسل به یک نیروی خارجی و جدا از انسان، جز گرفتاری و سر‌خوردگی بیهوده، ره‌آوردی ندارد. آنچه امروز به عنوان «تحمل» مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد کاملاً با مفهوم اصلی آن مغایر بوده و به صورت‌های مختلف سبب فساد اخلاقی، بیگانگی اجتماعی، استثمار و بیدادگری است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بدانیم می‌خواهیم زندگی کنیم و بدانیم می‌خواهیم شرایطی را که بر ما به عنوان موجودی انسانی تحمیل شده دگرگون سازیم؛ و این همه شدنی است زمانی که با اعتماد به خویش و ایمان به آینده زندگی را رونق بخشیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بسیاری از زنان، یعنی نیمی از انسان‌ها، از دیرگاه زیر تأثیر شرایط زندگی اجتماعی پذیرفته‌اند که سرنوشتشان با جبری برگشت‌ناپذیر و دگرگون‌نشدنی توأم می‌باشد. زن در وضع کنونی آفریده‌ی احوالی است که به او نسبت داده شده است و، در معنا و مقام امروزی‌اش، پدیده‌ی پرورش، آموزش و موقعیت تحمیلی است و تقسیم‌بندی‌هایی که او را مظهر انفعال و حالیت می‌داند. باید باور داشت زن پیش از هر چیز ساخته‌ شده تا به عنوان موجودی انسانی زیست کند و سرنوشت بشری‌اش را کامل سازد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">توقف دردناک زنان، کاهلی و سستی آنان در دگرگون‌سازی و تعالی‌جویی گناهی است که تنها بر عهده‌ی مردان و اجبار اجتماعی نمی‌توان نهاد. آن‌ها، اگر می‌خواهند زندگی را تغییر دهند، بهتر سازند، باید در این راستا گام‌های اساسی، منطقی، خردگرایانه و به‌دورازکینه‌توزی بردارند، نباید چشم به راه آینده باشند، باید بی‌درنگ دست به کار شد و برای بهبود شرایط مبارزه کرد و مسئول سرنوشت خویش بود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با دریغ، ضابطه‌های اسلامی زن را ناتمام‌تر از مرد می‌داند و، در نتیجه، از نظر عاطفی، مدنی، اجتماعی و سیاسی، با او رفتاری متفاوت دارد. زن هم به عنوان یک شهروند و هم در خانواده جایگاهی فروتر از مرد دارد. با چنین بینشی، زن به عنوان وجودی انسانی به کمال مرد نرسیده و وابسته به اوست. این استنباط و رفتار متفاوت، به‌رغم ویژگی‌های ملّی، در کلیات و اساس در جامعه‌های اسلامی همانند است و با نابرابری زنان و مردان در جامعه‌های دیگر، حتی در یک مرحله‌ی رشد اجتماعی، یکسان نیست. به‌رغم این‌ها، زن چون مرد موجودی است انسانی و هر موجود انسانی همواره فردی مستقل و متمایز است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">این جهان هنوز جهانی است که به مردان تعلق دارد؛ ولی زنان برای همدستی با مردان چشم از همه‌ی مزیت‌هایی که زندگی کاهلانه‌ی امروز نصیبشان ساخته نمی‌پوشند. زن هم از مخاطره‌ی اقتصادی و هم از مخاطره‌ی لاهوتی آزادی، که باید هدف‌هایش را بدون مساعدت کسی فراهم‌ آورد، می‌پرهیزد. در واقع، در کنار دعوی هر زن به اثبات خویش به عنوان عامل، که یک دعوی سرشتی است، وسوسه‌ی گریختن از آزادی خویش و تبدیل کردن خود به شیء نیز وجود دارد. این راهی بدفرجام است، زیرا رهرو کنش‌پذیر، ازخودبیگانه و گم‌گشته و طعمه‌ی خواست‌های دیگری می‌شود، گسسته از تعالی و نابرخوردار از هر گونه ارزش؛ اما راهی آسان است و رهرو از دلهره و تنش زندگی قاطعانه رها؛ و بدین ترتیب، نه تنها مردان کوشیدند برتری خویش را به حقی بدل کنند، که در این راستا زنان بیشترین یاری را به آن‌ها رسانیدند؛ و در چنین فضائی شگفت‌آور نیست اگر میان زنان و مردان نیرنگ و دسیسه و نزاع بجوشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">زنان در مجموع فرودست مردان‌اند و موقعیتشان امکان‌های کمتری در پیش رویشان می‌گشاید. اما مسئله بر سر این است که آیا این وضع و حال باید ابدی شود! بسیاری از مردان چنین می‌خواهند؛ هنوز همه‌ سلاح بر زمین ننهاده‌اند و آزادی و همبود انسانی زن را خطری می‌شناسد که موقعیت آنان را تهدید می‌کند؛ برخی از رقابت او بیم دارند و برخی نمی‌دانند زن بدان گونه که فردا خواهد بود برای آن‌ها چه از راه خواهد آورد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">خود را عامل یگانه و مطلق ندانستن از خودگذشتگی می‌خواهد؛ ولی در دنیای امروز به‌راستی بسیاری از مردان چنین داعیه‌ای ندارند، زن را کهتر نمی‌شمارند و بیش از آن زیر نفوذ آرمان‌های دادگرانه قرار دارند که همه‌ی انسان‌ها را برابر نشناسند؛ و، روی‌هم‌رفته، در زمینه‌ی دست‌یابی به بسیاری از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی، زنان پیروزی‌هایی در سطح جهان کسب کرده‌اند که در این راستا تلاش‌های کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد را باید صمیمانه ارج نهاد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">به‌طورکلی، رابطه‌ی متقابل زن و مرد می‌تواند آزادی زن را تسهیل کند؛ زیرا در بطن کلیتی که دو عنصر آن لازم و ملزوم یکدیگرند وجود دارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با این همه، گرچه وضع زن در گیرودار دگرگونی است و افق فردا روشن‌تر می‌نماید؛ در جمهوری اسلامی زن هنوز با دشواری‌های بسیاری روبه‌رو می‌باشد، پایگاه قانونی زن همانند پایگاه قانونی مرد نیست و بیشتر وقت‌ها سخت به زیان اوست، حتی هنگامی که به طور مجرد حقوقی برای او شناخته می‌شود، رسم دیرینه نمی‌گذارد این حقوق در عرف جلوه‌ی عینی خود را بیابد. در شرایط برابر، مردان موقعیت‌هایی برتر، حقوق‌هایی بیشتر و امکان موفقیتی افزون بر زنان دارند؛ و همه‌ی نمودهای زندگی نمایانگر این واقعیت است که زن به گونه‌ی یک همبود انسانی باور نشده و جایگاهی سست و بی‌اعتبار دارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اکنون زن ایرانی از حقوق مدنی برابر بی‌بهره است: تفاوت سن بلوغ میان پسران و دختران و اثر ناهنجاری که بر موضوع ازدواج دارد، نداشتن حق طلاق، نداشتن حق انحصاری بر همسر، نداشتن حق ولایت بر فرزندان و تفاوت در حضانت آن‌ها از ستم‌های آشکاری است که در میهن ما بر زنان روا داشته شده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در قانون کیفری، زن نصف مرد به حساب می‌آید، شهادت زن در بسیاری موردها باطل و در بسیاری موردها ناممکن است. سوگ‌نامه‌ی زن در جمهوری اسلامی تعارضی آشکار است میان خواست‌های بنیادی و ناگزیرهای موقعیتی.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در قانون اساسی، جایگاه‌های اصلی تصمیم‌گیری از زن دریغ شده است و راه شکوفایی بسیاری از استعدادها به بهانه‌ی تقسیم‌بندی بر اصل جنسیت و نه صلاحیت بر او مسدود گردیده است. حتی در زمینه‌ی دانش‌اندوزی، تلاشی مذبوحانه در راستای جداسازی زن و مرد به عمل آمده است؛ حال آنکه هر انسانی از گذرگاه طرح‌ها باید خود را به طرزی عینی چون یک تعالی تثبیت کند و، هر بار که والایندگی در زندان حالیت باز افتد، تنزل وجود و تنزل آزادی به وقوع می‌پیوندد؛ و این سقوط نقصانی معنوی است که شکل درماندگی به خود می‌گیرد و در حالت یک معمول منجمد می‌گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">ریشه‌های تصمیم‌های زن‌ستیزانه را باید در فرهنگ ناگفته و نانوشته‌ی جامعه‌ها جستجو کرد و با اهرم‌های مناسب اجتماعی در جهت فاش‌سازی و عقب راندن آن تلاش کرد. باید در راه پذیرش چارچوب استواری برای طرح و حل دشواری‌ها و نابسامانی‌های همگانی گام‌های درستی برداشت و برای آرمان همبود انسانی بستر حقوقی و نهادین در راستای رشد و شکوفایی پدیدآورد که جز این برای بهزیستی مردم و پیشرفت جامعه نمی‌توان تصوری داشت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اما چگونه می‌توان به کمال دست یافت؟ و چه راه‌هایی بر ما گشوده است؟ و در بطن وابستگی چِسان می‌توان ناوابستگی را بازیافت؟ آیا جز از راه پرورش و آموزش و بازشناسی مسئولیت‌ها و بازنگری کاستی‌ها و نقد کردارها، این مهم شدنی است؟ و در این راه، جلب همکاری مردان با شیوه‌‌های کاربردی پرورشی آیا راه را نزدیک‌تر و هموارتر نمی‌سازد؟ و آیا ما زنان، آموزشگران و پرورش‌دهندگان راستین جامعه از این توانایی و استعداد بی‌بهره‌ایم؟ نباید به خود آییم و تفاوت تحمل و تحمیل را شناسایی کنیم و مردان آینده را انسان‌هایی با باورهای درست بپروریم، که دیگر ضرورتی برای رودررویی و ستیزه باقی نماند و زندگی در چارچوب همبود و نه هماوردی دل‌پذیر گردد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">امروز باید بسیاری از مسائل به چشم ما اساسی‌تر از مسائلی جلوه کند که منحصراً به خود ما مربوط می‌شود؛ اما بی‌تردید پرداختن به مسئله‌ای بدون جهت‌گیری و پیش‌داوری ناممکن است. هر صفتی ارزش‌هایی در خود نهفته دارد و هیچ توصیف به‌اصطلاح «عینی» نیست که از یک پس‌زمینه‌ی اخلاقی ریشه نگیرد. به جای آنکه بکوشیم اصولی را که کم‌و‌بیش به‌وضوح تفهیم می‌کنیم پنهان داریم، بهتر آن است که نخست آن‌ها را طرح کنیم تا ملزم نباشیم در هر سخنی تصریح نماییم چه معنایی به واژه‌های «برتر»، «کهتر»، «بهتر»، «پیشرفت» و «پسرفت» و دیگر و دیگر می‌دهیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">امروز یکی از نقطه‌نظرهای غالباً پذیرفته‌شده نقطه‌نظر خیر عمومی و نفع همگانی است. در حقیقت، مقصود سود و صلاح جامعه است، بدان گونه که انسان می‌خواهد آن را نگهداری یا بنیاد کند؛ و ما به سهم خود باورداریم که خیر عمومی دیگری نیست، مگر آنکه خیر خصوصی شهروندان را تأمین کند؛ و بدین ترتیب هر موجودی آزادی‌اش را کامل نمی‌کند، مگر با کوس‌ بستن دائمی به سوی آزادی‌های دیگر، به سوی آینده‌ای به‌غایت گشوده؛ و، به دیگر سخن، هر فردی باید وجودش را چون ضرورت مطلق تعالی یافتن احساس کند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">باری، آنچه به وجهی یگانه موقعیت زن ایرانی را در زمان کنونی تعریف می‌کند این است که او، با همه‌ی آنکه مانند هر موجود انسانی یک آزادی واقعی است، خویشتن را در میهنی شوربخت کشف می‌کند که، در آن، همه، زنان و مردان، در چارچوبی بسته و جوی سنگین آینده‌ای مبهم و دلواپسی‌آور را انتظار می‌کشند. در چنین شرایطی، چگونه می‌توان شادکامی، ناوابستگی و آزادی را بازیافت؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اندیشه بر سوگ‌نامه‌ی وطن و ضرورت دست‌یابی به رهیافت‌های خردگرایانه و نیاز به مددگیری از همت و غیرت ملّی چنان زمان بر ما تنگ کرده که فرصت پیش‌آمده را، به‌رغم سنگینی سهمگینی که وظیفه‌ی زن بودن بر شانه‌هایم می‌نهد، برای دست یاری درازکردن و همه، زن و مرد ایرانی، را در برون و درون سرزمینم به نجات میهن فراخواندن واداشته تا با رگ‌رگم فریاد برآورم ایران روزگار تلخ و سختی را می‌گذراند، مغاک تیره‌ای بر هستی ملّی ما کام گشوده، تنهایش نگذاریم، توان‌هایمان را درهم‌آمیزیم، از خویشتن و همه‌ی ستم‌هایی که بر ما رفته بگذریم تا از این ورطه‌ی سخت تاریخی بار دیگر سربلند به‌درآییم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بیایید همه‌ی گلایه‌هایمان را از مردان ــ پدران، همسران و پسرانمان ــ که در درازای پیکارهای ویژه‌مان ما را یاری ندادند یا شمار آن‌ها که همراهی‌مان کردند بسیار اندک بود، برای زمانی دیگر بگذاریم که میهنمان، هویتمان، نیاخاک ورجاوندمان، گهواره و گورمان از ستم رها گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">چنین باد!</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2920</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۲۹ خرداد ۱۳۷۵</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2020/10/22/13750329_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 19:12:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۵]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=2923</guid>

					<description><![CDATA[فرخنده باد روز خلع ید از استعمار، روز کارگران ایران هم‌میهنان، کارگران بیداردل، پاره‌ای از رویدادها در فرازونشیب زندگی ملت‌ها چنان سرنوشت‌ساز هستند که یادآوری چرایی و چگونگی آن‌ها پیوسته وظیفه‌ای تاریخی تلقی می‌شود تا بتوان گذشته را چراغ راه آینده کرد. چهل‌وپنج سال پیش، در روز بیست‌ونهم خرداد یکهزاروسیصدوسی، ایرانیان پس از گسست درازمدتی&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>فرخنده باد روز خلع ید از استعمار، روز کارگران ایران</strong><span id="more-2923"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌میهنان، کارگران بیداردل،</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پاره‌ای از رویدادها در فرازونشیب زندگی ملت‌ها چنان سرنوشت‌ساز هستند که یادآوری چرایی و چگونگی آن‌ها پیوسته وظیفه‌ای تاریخی تلقی می‌شود تا بتوان گذشته را چراغ راه آینده کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">چهل‌وپنج سال پیش، در روز بیست‌ونهم خرداد یکهزاروسیصدوسی، ایرانیان پس از گسست درازمدتی در زندگی ملّی گام بزرگی در راستای رهایی از سلطه‌ی بیگانه برداشتند و با خلع ید از استعمار گردانندگی صنعت نفت در سراسر کشور را بر عهده گرفتند. برای ملتی که زمامداران دست‌نشانه پیاپی در گوش آن نغمه‌ی ناشایستگی می‌خواندند و دشمن را چون غولی شکست‌ناپذیر جلوه می‌دادند، چه چیز ارزنده‌تر از این بود تا با پیشوایی یکی از فرزندان قهرمان خود، مصدق بزرگ، در زمان کوتاهی، امپراتوری نیرومندی را به زانو درآورد و فریاد ستایش همه‌ی ستم‌دیدگان را از چهارگوشه‌ی جهان بشنود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در جنبش ملّی کردن صنعت نفت، بی‌گمان، برجسته‌ترین کار خلع ید از استعمار بود که، افزون بر رهبری خردمندانه، با یاوری اندک‌شماری از دیوان‌سالاران و فن‌سالاران آرمان‌خواه انجام گرفت و کارگران، کارمندان، و کارشناسان ایرانی نشان دادند بی‌نیاز از کمک بیگانه شایستگی و ورزیدگی به چرخش درآوردن بزرگ‌ترین دستگاه‌های صنعتی آن هنگام جهان را دارند و حتی فرآورده‌های تازه‌ای نیز ساختند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرچه در تاراندن غارتگران جهان‌خوار همه‌ی مردم ایران، از کشوری و لشکری، سهم داشتند؛ ولی چون در این رویداد تاریخی بیشترین نقش را اردوی کارگران ایفا کردند و در روزهای به اجرا گذاردن «قانون خلع ید»، به‌رغم رنج‌دیدگی‌های بسیار، شکیبایی و پویایی آگاهانه‌ای نشان دادند و از پگاه بیست‌ونهم خرداد آنان بودند که نمادهای سلطه‌ی انیران را یکی پس از دیگری زدودند و درفش ایران را بر فراز همه‌ی نهادهای ملّی‌شده‌ی صنعت نفت به اهتزاز درآوردند، افتخار جاوید برای گروه اجتماعی خود فراهم داشتند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از این رو، در سالگرد آن پیروزی درخشان، درست هنگامی که دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر، با هیئتی از بلندپایگان کشور برای دفاع از حق ملّی در دیوان داوری لاهه به سر می‌بردند، حزب ما بیست‌ونهم خرداد را به عنوان «روز کارگران ایران» پیشنهاد و جشنی درخور بر پا کرد. این پیشنهاد بجا از سوی کارگران آرمان‌خواه، که با ارج‌گذاری به روز جهانی خواستار داشتن یک روز ملّی به نام خود بودند، با خشنودی فراوان پذیرفته شد و مصدق بزرگ نیر بر آن صحه گذارد و در دل تاریخ میهن ثبت گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نگاهی به گذشته‌ی نه‌چندان‌دور نشان می‌دهد، با پی‌ریزی نخستین واحدهای صنعتی نو در ایران‌زمین، کارگران به گونه‌ی یک گروه اجتماعی سازنده پا به صحنه‌ی سیاسی کشور گذاردند و، در خیزش مشروطیت، جنبش ملّی کردن صنعت نفت و، سرانجام، انقلاب، که هر سه ویژگی سلطه‌ستیزانه داشتند، با همه‌ی توان کوشا بودند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با پیروزی انقلاب، که در راستای نیاز ملّی بود، امید می‌رفت در ایران بپاخاسته هیچ نشانی از استعمار و استبداد و استثمار بر جای نماند؛ ولی واپس‌گرایان به‌قدرت‌رسیده، از لیبرال‌منش تا رادیکال‌مآب، خیلی زود جدول ارزش‌های آن را در هم ریختند و جلوگیر هر دگرگونی ریشه‌داری شدند. در این میان، کارگران، که ضمن پیروی از آرمان‌های ملّی خواستار پایان دادن به هر گونه بهره‌وری نابجا از نیروی خود و نیز جویای زندگی بهتر بودند، با کینه‌توزی آشکار ازگردراه‌رسیدگان ثروت‌اندوز دچار شدند و هر کوشش حق‌طلبانه‌ی آنان با سرکوب روبه‌رو گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌اکنون، در اوج سیه‌روزی همگانی، که زاییده‌ی زشت‌کرداری‌های زمامداران یکه‌تاز است، کارگران ایران به‌سختی در تنگنا افتاده‌اند و ایمنی شغلی ندارند، دستمزدی درخور گرانی سرسام‌آور دریافت نمی‌کنند، از بیمه‌های اجتماعی درستی برخوردار نمی‌باشند و، با برچیده شدن سازمان‌های صنفی، در برابر پای‌مال گردیدن هر حق قانونی خود بی‌پناه مانده‌اند. وانگهی، برنامه‌های پیش‌کشیده‌شده با داعیه‌ی سازندگی هرج‌ومرج اقتصادی سهمگینی پدید آورده و به سرمایه‌داری بی‌مهار چنان میدان داده که به تعطیل مرکزهای صنعتی می‌انجامد و کارگران گروه‌گروه به مغاک بیکاری فرومی‌افتند و، از این رهگذر، شیرازه‌ی بسیاری از خانواده‌ها می‌گسلد و تباهی‌های اجتماعی فزاینده‌ای به بار می‌آید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با این همه، جنبش کارگری ایران آن چنان درون‌مایه‌ی سرشاری دارد که توطئه‌های سردمداران جمهوری اسلامی را خنثی خواهد کرد و، با بالا گرفتن خشم و پرخاش همگانی، آن هم پس از انتخابات نمایشی، می‌رود تا دوران شکوفایی تازه‌ای را آغاز کند و گزارش‌های رسیده از سراسر کشور ایستادگی و کوشش این گروه اجتماعی دردآشنا را نشان می‌دهد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">حزب ملت ایران در این روز غرورآفرین، ضمن بزرگ‌داشت یاد همه‌ی قهرمانان خلع ید از استعمار، زنان و مردان کارگر را به بازسازی و پویا کردن سندیکاهای خود، که قربانی دسیسه‌بازی واپس‌گرایان برکرسی‌قدرت‌نشسته گردیده است، فرامی‌خواند تا، گذشته از به‌دست آوردن امتیازهای بایسته، باز هم جلودار دیگر گروه‌های اجتماعی برای زنده‌داشت حاکمیت ملّی و برقراری مردم‌سالاری گردند و میهن را جاودانه آزاد و آباد گردانند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">درود به اردوی کارگران ایران، پیروز باد ملت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2923</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
