<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>۱۳۷۷</title>
	<atom:link href="https://www.forouharha.net/category/epoche-4/epoche-4d/epoche-4d-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 12 Aug 2024 07:22:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>de</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.1</generator>

<image>
	<url>https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/cropped-Forouhar-logo-final-1-32x32.jpg</url>
	<title>۱۳۷۷</title>
	<link>https://www.forouharha.net</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نوشتار پروانه فروهر  ـ  نوروز ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/12/24/1377_nouruz_parvanehforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Dec 2018 22:50:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3251</guid>

					<description><![CDATA[نوروز بزرگ‌ترین جشن ملّی ایرانیان  کهن‌ترین جشنی است که آغاز سال را دربرمی‌گیرد، جشن رستاخیز طبیعت و تجدید زندگی، جشن حرکت، جنبش، تکاپو و کار و پیدایش. آن را از نظر افسانه‌شناسی به جمشید نسبت داده‌اند. پژوهشگر برجسته‌ی ایرانی، ابوریحان بیرونی، می‌گوید نوروز نخستین روز است از فروردین‌ماه. ایرانیان در زنده نگاه داشتن آیین نوروز،&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>نوروز بزرگ‌ترین جشن ملّی ایرانیان </strong><span id="more-3251"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">کهن‌ترین جشنی است که آغاز سال را دربرمی‌گیرد، جشن رستاخیز طبیعت و تجدید زندگی، جشن حرکت، جنبش، تکاپو و کار و پیدایش. آن را از نظر افسانه‌شناسی به جمشید نسبت داده‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پژوهشگر برجسته‌ی ایرانی، ابوریحان بیرونی، می‌گوید نوروز نخستین روز است از فروردین‌ماه. ایرانیان در زنده نگاه داشتن آیین نوروز، حتی در روزگاران تیره‌ی سلطه‌ی خلیفه‌های عرب و چاپلوسانی که عرب‌مآبی را مایه‌ی پیشرفت خود ساخته بودند و با سنت‌های ایرانی سخت دشمنی می‌ورزیدند و آن‌ها را نشان کفر تلقی می‌کردند، کوشا بودند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در<em>اوستا</em>و ادبیات اوستایی، هیچ نام و نشانی از نوروز نیست؛ اما در زمان ساسانیان، در اثرهای تاریخ‌نگاران سده‌های سوم تا پنجم، مطلب‌های قابل‌توجهی باقی مانده. از روزگاران باستان، موسیقی و آوازهایی مربوط به نوروز وجود دارد که به «نوروزخوانی» مشهور است؛ و در زمان ما هم هنوز نوروزیه‌ها در روستاها و برخی شهرستان‌ها باقی است، هر چند رو به فراموشی می‌رود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پیشینه‌ی سفره‌ی هفت‌سین بسیار کهن است. می‌گویند چون جمشید به اهریمن، که راه خیر و برکت و بارش باران و سبز شدن گیاهان و نعمت و فراوانی را بسته بود، پیروز شد، دوباره زندگی با نعمت‌های فراوان آغاز گردید. پس هر کس از راه تبرک و یادمان در این روز، که نوروز است، در ظرفی جو کاشت؛ و سپس این رسم در ایران پایدار ماند که برای نوروز مردم در هفت ظرف هفت نوع از غلات را کاشته و سبز می‌کردند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در سفره‌ی نوروزی، هفت حبوب، هفت گرده‌ی نان، که از هفت حبوب پخته شده باشد، هفت شاخه‌ی گیاه، هفت جام سپید، هفت درهم سپید، یک سکه‌ی ضرب همان سال، یک بسته اسپند می‌نهادند. در کاربرد هفت گفته می‌شود منظور هفت امشاسپند در آیین زرتشت است. سبزه‌ها چندین روز پس از جشن به آب افکنده می‌شد، چنان که در این زمان نیز در روز سیزدهم سبزه‌ها را به آب می‌افکنند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در پیچ و خم زمان و به‌رغم تلخی‌ها و نابسامانی‌ها، این فروزه‌ی فرهنگ ملّی ادامه یافت، در کلام و رسم، در آداب و شعایر، نسلی آن را به نسل بعد سپرد. دولت‌ها آمدند و رفتند، تعصبات چیره شدند و رنگ باختند؛ اما بسیاری از سنن برجا ماند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پژوهش در سنت‌های ملّی این مرزوبوم نشان می‌دهد که، بر خلاف فراوانی سوگ و ماتم و عزا و انجام مراسم شیون و مویه در این سرزمین و تاریخ و سنت‌های آن کمتر نشانی از وجود عیدها و جشن‌ها هست که متأسفانه امروز جز چند تایی باقی نمانده که یکی نوروز است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از همین فرصت استفاده می‌کنم و زودتر از هنگام خجسته‌نوروز یکهزاروسیصدوهفتادوهفت را به همه‌ی ایرانیان در درون و بیرون کشور شادباش می‌گویم. امید که سال نو سال چیرگی بر همه‌ی نیروهای اهریمن، سال برچیدن بساط یکه‌تازی، و سال برقراری مردم‌سالاری در این نیاخاک اهورایی باشد.</p>
<p dir="rtl"><a href="https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/4-5-NOWRUZ-1377.pdf" target="_blank" rel="noopener">نسخه خطی این نوشتار</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3251</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارش ویژه حزب ملت ایران ـ  ۱۴ فروردین ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/12/24/13770316_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Dec 2018 10:54:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3271</guid>

					<description><![CDATA[زدوخورد اسف‌بار در کردستان در پی سرکوب‌های کردان سلطه‌ستیز از سوی دولت‌های نژادگرای بغداد و آنکارا، بسیاری از آنان ناگزیر از مرزهای استعمارساخته گذشته و به درون ایران کنونی پناه آورده‌اند. سردمداران جمهوری اسلامی، به‌رغم پشتیبانی از این آوارگان در برخی موردها، پیوسته در میان آنان بذر نفاق می‌افشانند که سبب درگیری‌های خونینی می‌گردد. برابر&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>زدوخورد اسف‌بار در کردستان</strong><span id="more-3271"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در پی سرکوب‌های کردان سلطه‌ستیز از سوی دولت‌های نژادگرای بغداد و آنکارا، بسیاری از آنان ناگزیر از مرزهای استعمارساخته گذشته و به درون ایران کنونی پناه آورده‌اند. سردمداران جمهوری اسلامی، به‌رغم پشتیبانی از این آوارگان در برخی موردها، پیوسته در میان آنان بذر نفاق می‌افشانند که سبب درگیری‌های خونینی می‌گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">برابر واپسین گزارش، در روز دوشنبه، یازدهم خردادماه، شماری از پیشمرگان حزب کارگران کرد با دسته‌ای از هموندان و رهبران اتحادیه‌ی انقلابی خلق کردستان، که سازمان سیاسی نوبنیادی است، به زدوخورد می‌پردازند و از هر دو سوی زخمی و کشته می‌گردند. گفته می‌شود، در پایان این درگیری تأسف‌آور، کالبد نه تن از کشته‌شدگان وابسته‌به‌اتحادیه‌ی‌انقلابی‌خلق‌کرد جمع‌آوری و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیرانشهر تحویل می‌گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در پی این برادرکشی دشمن‌شادکن، اتحادیه‌ی انقلابی خلق کردستان و نیز حزب دموکرات کردستان، که هر دو از سازمان‌های سیاسی درون ایران هستند، در بیانیه‌های جداگانه با شرح چگونگی برخورد به سرزنش پرداخته‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از دفتر خبرگزاری دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3271</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۱۵ فروردین ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/12/24/13770115_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Dec 2018 10:30:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3257</guid>

					<description><![CDATA[اعتصاب همگانی در نجف‌آباد گرچه آیین‌های نوروز، به‌رغم گسترش فقر سیاه و افزایش بی‌مهار بهای همه‌ی کالاها، به‌ویژه خوراک و پوشاک، به گونه‌ی سنتی جاودانه، که در بزنگاه‌های تاریخی زندگی مردم را رنگ امید بخشیده است، برگزار گردید؛ ولی به‌راستی تنگناهای هولناک اقتصادی دورنمای آینده را در خط تیره‌ای از ناکامی‌ها نمایان ساخته است. گرانی&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>اعتصاب همگانی در نجف‌آباد</strong><span id="more-3257"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرچه آیین‌های نوروز، به‌رغم گسترش فقر سیاه و افزایش بی‌مهار بهای همه‌ی کالاها، به‌ویژه خوراک و پوشاک، به گونه‌ی سنتی جاودانه، که در بزنگاه‌های تاریخی زندگی مردم را رنگ امید بخشیده است، برگزار گردید؛ ولی به‌راستی تنگناهای هولناک اقتصادی دورنمای آینده را در خط تیره‌ای از ناکامی‌ها نمایان ساخته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرانی سرسام‌آور نیازمندی‌های زندگی روزمره‌ی مردم و کمبود درآمد گروه‌های اجتماعی گوناگون، به‌ویژه کارگران، کشاورزان، و کارکنان نهادهای دولتی، از سویی، و افزایش دزدی، رشوه‌خواری، و تباهی، که به انباشت بی‌حدومرز ثروت در میان نورچشمی‌های جمهوری اسلامی انجامیده است، از سوی دیگر، کار را به جایی رسانده که ناخشنودی می‌رود تا رنگ شکیبایی از دست بدهد و به پرخاش و خروش همگانی بدل گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">وانگهی، برکرسی‌قدرت‌نشستگان، که برای نگه‌داشت پایه‌های لرزان فرمانروایی خویش خرد و دین از کف داده‌اند و از هیچ کردار نادرستی کوتاهی نمی‌کنند، با زشت‌کاری‌های خود دمادم زمان اوج‌گیری واکنش‌های خشم‌آگین مردم را به جلو می‌اندازند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در این میان، سخنان وهن‌آور دیروز امام جمعه‌ی نجف‌آباد و تعبیرهای دشنا‌م‌آمیز نام‌برده از اعتراض همگانی زنان و مردان این بخش از کشور نسبت به رفتارهای زننده‌ی گماشتگان امنیتی و انتظامی و بسیاری از سردمداران جمهوری اسلامی با حضرت آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری در شانزدهم اسفندماه سال پیش را می‌توان از آن جمله تلقی کرد که سبب شد بار دیگر، از بامدادان، سراسر این شهر قهرمان‌پرور به اعتصاب همگانی کشانده شود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">شمار بیش از تصور یگان‌های نیروی انتظامی، که با در دست داشتن سلاح‌های مرگ‌آور شهر نجف‌آباد و روستاهای گرداگرد آن را اشغال کرده‌اند، بیم درگیری‌های خونین را افزایش داده و موجی از نگرانی در سراسر کشور پدید آورده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">مردم نجف آباد با اعتصاب عمومیْ پایان دادن به روند افزایش روزبه‌روز بهای نیازمندی‌های زندگی و آزادی بدون قید و شرط مرجع تقلید خود را خواستار شده‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3257</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی پروانه فروهر  ـ فروردین ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/12/24/137701_parvanehforouhar_iranian/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Dec 2018 10:27:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3255</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان گزارشگر: خانم فروهر، مقدمتاً اجازه بدهید از شما یک نشانه‌های واقع‌بینانه‌ بگیرم از آنچه که این روزها در ایران اتفاق می‌افتد؛ مثلاً ممکن است به ما بگویید که وجوه تشابه یا عدم تشابه انتخابات میان‌دوره‌ای و انتخابات دوم خرداد سال گذشته چه بوده است؟ پروانه فروهر: در انتخابات دوم خرداد، مردم با&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان</strong><span id="more-3255"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، مقدمتاً اجازه بدهید از شما یک نشانه‌های واقع‌بینانه‌ بگیرم از آنچه که این روزها در ایران اتفاق می‌افتد؛ مثلاً ممکن است به ما بگویید که وجوه تشابه یا عدم تشابه انتخابات میان‌دوره‌ای و انتخابات دوم خرداد سال گذشته چه بوده است؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>در انتخابات دوم خرداد، مردم با برنامه‌هایی که اعلام‌شده بود از طرف یکی از نامزدها احساس کردند که می‌توانند به میدان بیایند و امیدهایی جوانه زده بود در جامعه. در انتخابات میان‌دوره‌ای مردم دیدند که آن امیدها جز واژه و کلام پشتوانه‌ای ندارند؛ و به همین دلیل، انتخابات میان‌دوره‌ای یکی از خلوت‌ترین انتخاباتی بود که در طول این بیست سال مردم ایران شاهدش بودند. این بهترین داوری از سوی مردم هوشمند و خوب ایران بود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>در فاصله‌ای به این کوتاهی، همه چیز به این ترتیب تغییر کرد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>دقیقاً.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>آقای رئیس‌جمهور، محمد خاتمی، عکس‌العملشان نسبت به این سرد بودن، کم بودن توجه مردم به این انتخابات میان‌دوره‌ای چه بوده است؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>من امیدوارم که ایشان این را به عنوان یک هشدار پذیرفته باشند که مردم را برای درازمدت با کلام و واژه، هر قدر دل‌نشین، شعار، هر قدر زیبا، نمی‌شود نگه داشت. به مردمی، به‌ویژه در شرایط کنونی، که فقر امانشان را بریده، به مردمی که ایمنی قضائی ندارند، به مردمی که از شرایط انسانی یک زندگی درست بی‌بهره هستند نمی‌شود فقط با شعار امید بخشید. مردم می‌بایست که در پس این شعارها پشتوانه‌ی کرداری ببینند. من امیدوار هستم که انتخابات میان‌دوره‌ای هشداری بوده باشد برای آقای رئیس‌جمهور.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم پروانه فروهر، در عرض نوزده سال گذشته، بد بودن شرایط زندگی توده‌های مردم یک امر دائمی بوده. چرا این روزها بیشتر درباره‌ی بدی وضع مردم اشاره می‌شود از طرف همه؟ آیا وضع مردم امروز بدتر از سابق شده است؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بی‌تردید. مردم حتی در دوران نبرد میهنی در شرایطی این چنین نابسامان از نظر وضعیت اقتصادی، این چنین متغیر و غیرقابل‌پیش‌بینی به‌سر‌نمی‌بردند. با سؤالی که شما کردید، احساس می‌کنید که در این زمینه درست رفتار نمی‌شود؛ یعنی شیوه‌های روشنگری شیوه‌هایی است که درش غرض و مرض خاص هست. در حالی که این طور نیست. مردم واقعاً در شرایط بسیار بد اقتصادی به‌سر‌می‌برند و، جز یک گروه اندک، حتی در روزمره هم مردم دچار نابسامانی هستند؛ و توجه داشته باشید وقتی بهمن به راه می‌افتد ابتدا کوچک است و در طول زمان است که بزرگ و بزرگ‌تر، مهیب و مهیب‌تر می‌شود تا امروز که می‌بینید خود رئیس‌جمهور ابراز شرمندگی می‌کنند که سی‌هزار تومان عیدی بسیار کم است. سال پیش، این عیدی ده‌هزار تومان بود، امسال سی‌هزار تومان. اما ناچار هستند تکرار کنند که ببخشید این میزان کم به عنوان عیدی و پاداش به شما داده شده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، آقای عبدالکریم موسوی اردبیلی، که دارای مرتبه‌ی آیت‌اللهی است، در میان خبرهایی که خبرگزاری‌های خارجی دادند و به ما رسیده، گفته است که طرز کار ما سه‌چهارم از مردم جامعه را از ما بیگانه کرده است و گفته است جمله‌ی این مردم، روشنفکران، زنان و جوانان هستند. اگر من درست یادم بیاید، آقای عبدالکریم موسوی اردبیلی یک وقت در جمهوری اسلامی دادستان بوده‌اند، یعنی از اعضای مؤثر جمهوری اسلامی. چنین اعترافی باید خیلی تکان‌دهنده باشد برای رژیم؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بله، ولی باور کنید که کار از این اعتراف‌ها گذشته است. وقتی توده‌ی مردم به همه‌ی این نابسامانی‌ها پی می‌برند، بی‌تردید کسانی که دستی دارند در رسیدن مملکت به چنین روز تلخی ناگزیر هستند که بیان کنند و این ناگریزی به نظر می‌رسد که شاید مردم را کمی آرام کند؛ ولی مردم آشفته‌تر از آن هستند، زندگی‌ها بیشتر از آن در خطر است که با چنین شیوه‌هایی بشود جلوی خشم و قهر، جلوی نابسامانی و جلوی واکنش‌های رفتاری جامعه را گرفت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، شما در داخل ایران مبارزه می‌کنید و، بیش از هر کس دیگر، با واقعیات آن جامعه آشنایی دارید. در چنین شرایطی، شما به نظر می‌رسد که امید زیادی به رفرم‌های وعده‌داده‌شده از طرف آقای خاتمی ندارید. درست می‌فهمم؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>دقیقاً، به دلیل کردارهای ایشان در عرض این مدت، اگرچه نه بلند. ولی به هر صورت هر روز از زندگی یک ملت یک روز است و بایستی به معنای واقعی محاسبه شود؛ به‌خصوص وقتی دستگاهی خود را مسئول گذران زندگی ملّی تلقی کند، این دستگاه بایستی دغدغه‌ی مردم را داشته باشد و باور نکند که شعار کافی است. آن گاه شعار می‌تواند تأثیرگذار باشد که پشتوانه‌ی عملی داشته باشد. ولی مردم می‌بینند که امروز حرفی می‌شنوند، این حرف بسیار زیباست، بسیار انسانی است و می‌تواند دریچه‌هایی به زندگی خوب برای مردم باز کند؛ ولی فردا این حرف پس گرفته می‌شود. در چنین شرایطی، مردم چه اطمینانی می‌توانند به فردا داشته باشند، به فرداها داشته باشند. به همین دلیل، آنچه که مردم می‌خواهند یک عمل به معنای واقعی است، کردار، رفتار، و نه سخن.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، در خارج از ایران، چه در اروپا و چه در آمریکا، روشنفکرانی که تا به حال مخالف با حکومت جمهوری اسلامی بوده‌اند، از راست‌راست تا چپ‌چپ، به طور هجوم‌واری اعتقاد و امیدواری به آقای خاتمی را تبلیغ می‌کنند؛ ولی مثل اینکه شما، که در ایران زندگی می‌کنید، چنین چیزی را کاملاً باور ندارید. درست می‌فهمم؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>دقیقاً درست است. معمولاً آن کس که از بیرون تماشا می‌کند تمام زوایا و زیروبم‌ها را نمی‌بیند. آن کس که در درون آتش است، آن کس که در این مهلکه قرارگرفته یقیناً بهتر می‌تواند داوری بکند؛ به‌خصوص اگر آن شخص یا آن کسان از آدم‌های آرمان‌خواهی باشند که به سرنوشت ملّی بیندیشند و این مهم‌ترین دغدغه‌ی زندگی‌شان باشد و نه سود و صلاح شخصی.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>چند روز پیش، در گفتگویی مشابه آنچه که الان بین من و شما جریان دارد، با یکی از مسئولان جمهوری‌خواه، که در خارج از ایران زندگی می‌کند، گفته شد که جمهوری‌خواهان ملّی ایران تجویز می‌کنند که دموکرات‌های ایران به ایران بروند و به کمک‌ آقای خاتمی و دستگاه حکومت ایشان بپردازند و به مردم کمک کنند که وضعی را که پیش آمده به جلو ببرند، یعنی موقعیت‌ لیبرال‌تر و قانونی‌تری را که پیش آمده به جلو ببرند. اما عده‌‌ی دیگری نشانه‌ای از لیبرالیزم یا جلو رفتن حکومت قانون در ایران نمی‌بینند. کدام برداشت درست می‌گوید، به نظر شما؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر:</strong>ببینید، وقتی یک چهارچوبی نادرست است و از انسجام برخوردار نیست، وقتی قانون‌های واپس‌گرا بر آن حاکم است، چگونه می‌توانیم تصور بکنیم که، در این مجموعه، یکی از این مهره‌ها این مهره‌ بسیار پاکیزه، این مهره‌ با پشتوانه‌ی خوب؛ ولی یکی از مهره‌ها را بردارید و به جایش یک مهره‌ی دیگر بگذارید، آیا کارساز خواهد بود؟ در جمهوری اسلامی، کل نظام است که امروز زیر سؤال رفته است. ما معتقد هستیم تا زمانی که دین به این شکل در حاکمیت قرارگرفته، ممکن نیست به بهروزی و بهگرد دسترسی پیدا کرد. به همین دلیل، بر این باوریم که باید دین از دولت جدا شود و مردم‌سالاری بر جامعه حاکم گردد. وقتی مردم اعتبار واقعی و انسانی خویش را به دست آوردند، در راستای برداشتن این سدهایی که جلویشان پدید آمده، خودشان تلاش خواهند کرد؛ و تاریخ این را بارها و بارها نشان داده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>این برداشت‌ها و نظراتی که شما این طور با جرئت عنوان می‌کنید آیا امروز در ایران جانبداران عملی هم در میان مردم دارد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>خوش‌بختانه، بله. در اثر ایستادگی و پیوسته بر سر این شعار پافشار بودن، بله، در جامعه هم هوادارانی دارد؛ و باز بگویم خوش‌بختانه جوان‌ها هم این مسئله را خیلی خوب درک کرده‌اند و به این رهیافت ملّی روی آورده‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>مرتباً از سوی روزنامه‌های معتبری مانند <em>لس آنجلس تایمز </em>یا <em>نیویورک تایمز</em>، مجلات معتبر هفتگی <em>نیوزویک </em>و <em>تایم</em>، کسانی به ایران می‌آیند. آیا این چنین کسان با مبارزانی نظیر شما تماس نمی‌گیرند؟ با شما صحبت نمی‌کنند؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>هر از گاه، چرا، ولی نه آن سان که باید؛ طوری برایشان برنامه‌ریزی می‌شود که اکثراً فرصت چنین دیدارهایی برایشان پدید نیاید. من یادم هست که یکی آقایانی که برای بررسی [وضعیت] حقوق بشر آمده بود، که ما هم جزء کسانی بودیم که ایشان ملاقات کردند، به ما گفتند که آن قدر برنامه‌ی کوهنوردی، برنامه‌ی تماشای اینجا و آنجا برای من گذاشتند که فرصت برای دیدار کسانی که دلم می‌خواست ببینم و آگاهی‌هایی پیدا کنم برایم باقی نماند. از این جور برنامه‌ها در ایران بسیار زیاد است و آن چنان استادانه طراحی می‌شود که حتی آن خبرنگار نداند که در چه دامی افتاده و دارند برایش چه برنامه‌هایی تنظیم می‌کنند. وقتی روزش سرآمد و زمانش سرآمد، می‌بیند که دارد دست خالی برمی‌گردد به سرزمین دیگر.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر:</strong>با متخصصان مسائل اقتصادی و مالی که در اینجا صحبت می‌کنیم، چه ایرانی چه غیرایرانی، مرتباً از پایین افتادن قیمت‌های نفتی به طرز غیرقابل‌قبول صحبت می‌کنند و می‌گویند که این پایین رفتن قیمت‌ها وضع اقتصادی را برای جمهوری اسلامی در سال آینده بسیار مشکل خواهد کرد، برای اینکه فقر عمومی تزاید پیدا خواهد کرد. خانم فروهر، اگر چنین باشد، با وضع بدی که مردم از نظر اقتصادی دارند، اگر اوضاع بدتر بشود، امکان بروز خشونت وجود خواهد داشت؟ آیا شما این را احساس می‌کنید؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>دقیقاً این‌طور است، ولی کجاست آن نظامی که نگران این موضوع باشد. وضع اقتصاد روزبه‌روز بدتر می‌شود و بیشترین آسیب را توده‌ی مردم می‌بینند و جمهوری اسلامی هم ترفندهای مختلف به کار می‌بندد، با توجه به اینکه هیچ بستگی به این مردم و سود و صلاح این مردم ندارد. آن که در این میان به معنای واقعی آسیب می‌بیند همین توده‌ی مردم هستند که بار مسئولیت زندگی به معنای واقعی روی شانه‌های آن‌هاست. سال آینده نمی‌تواند سال خوشی باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>تظاهراتی که چند هفته پیش دانشجویان دانشگاه کردند و، تا آنجا که ما خبردار شدیم، به خشونت کشید، آن طور که گزارش شد، در پشتیبانی از آقای خاتمی بوده است که بعد هم به خشونت کشیده شده است. آیا تعبیر شما همین بوده است از این تظاهرات؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بله، برای اینکه برای ابراز عقیده دستاویزی باید داشت. دانشجویان در آن گردهمایی به کردارهای شورای نگهبان و به اختیارات روزافزون رهبر اعتراض داشتند؛ ولی نتیجه چه بود؟ آقای خاتمی در هر یک از سخنرانی‌ها تکرار می‌کنند که در سیاست کلان باید تصمیم‌گیری بشود و جای تصمیم‌گیری فقط [نهاد] رهبری است، یعنی خودشان پیوسته تن به این مسئله می‌دهند که رهبر بایستی تصمیم‌گیری‌های اصلی را بکند و نه رئیس‌جمهور. در هر سیستمی، این رئیس‌جمهور است که مسئول می‌باشد. در این صورت، بله، دانشجویان از این وسیله استفاده کردند و ایستادند و مقاومت هم کردند. این مقاومت را در جای‌جای روزهای مختلف می‌بینیم، از هر فرصت این مردم استفاده می‌کنند تا نشان دهند که به تنگ آمده‌اند، نشان دهند که ایستاده‌اند و مقاومت می‌کنند؛ از جمله در همین چهارشنبه‌سوری، که چند روز پیش بود، جوان‌ها به معنای واقعی مقاومت کردند، کتک خوردند، ولی کتک هم زدند ــ چیزی که تا کنون باب نبوده است. مردم از اختلافی که در بین سردمداران هست استفاده می‌کنند، شعارهایی را طرح می‌کنند که آرمان‌ها و آرزوها و هدف‌های آن‌ها را برای رسیدن به بهگرد و بهبود و یک زندگی انسانی در پَس خود دارند و در درون خود پنهان دارند. منتها، برای اینکه بتوانند بیانشان بکنند، از هر دستاویزی استفاده می‌کنند. امیدوارم توانسته باشم منظورم را بگویم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>کامل. خانم فروهر اشاره به چهارشنبه‌سوری کردید. تا کنون خبرگزاری‌های خارجی هیچ گونه خبری درباره‌ی خشونت‌ها یا برخوردها به مناسبت چهارشنبه‌سوری ندادند. ما فکر می‌کردیم که لابد دولت در ایران به مردم اجازه داده است تا بدون دغدغه به این جشن ملّی بپردازند؛ و شما اما می‌فرمایید که سطح خشونت بالا بوده، به علاوه، مردم نیز عکس‌العمل از خودشان بروز داده‌اند. آیا بدین ترتیب بوده است؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بله، درست است. پزشکی که برای معاینه‌ی جوانی رفته بود می‌گفت که امیدوار هستم آقای رئیس‌جمهور دستور داده باشند که [نیروهای انتظامی] جلوی مردم ایستادگی کنند؛ چون آن وقت می‌توانم این امید را داشته باشم که رئیس‌جمهور کاره‌ای است و رئیس‌جمهور تصمیم‌هایی می‌گیرد، هرچند این تصمیم‌گیری نادرست باشد؛ یعنی زدوخورد گاه به جایی رسیده که ناگزیر برخی را به پزشک رسانده‌اند و درمان کرده‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>اعتراض حمله‌کنندگان به کسانی که یک جشن ملّی را برگزار کردند این بار چه بوده، همان حرف‌های قدیمی؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>درست همان حرف ها، هیچ تغییری نکرده. آن‌ها چهارشنبه‌سوری را جشن ملّی تلقی نمی‌کنند. از یک ماه قبل، شروع کردند به تبلیغات در روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون بر علیه هر نوع آتش‌افروزی؛ اما وقتی جلوی مردم برای اینکه شادمانی‌هایشان را به نمایش بگذارند [گرفته شود]، آن مردم دست به کارهایی می‌زنند که در آن‌ها اکثراً خطر نهفته است. اگر ابزارهای بدون خطر در اختیار این مردم بگذارند برای چهارشنبه سوری، آن وقت دیگر این انفجارها رخ نمی‌دهد که این انفجارها هم باز دودش در چشم همین مردم می‌رود. در گذشته، از بوته و ابزارهایی استفاده می‌کردند برای درست کردن آتش و پریدن از رویش و حفظ این سنت دیرین که هیچ خطری نداشت. امروز مبل و صندلی و ابزارهای کهنه‌ی خانه‌ خودشان را می‌آورند بیرون در کوچه‌هایی که کمتر خطر هست و آتش می‌زنند یا درون همان آتش چیزهایی پرتاب می‌کنند و منفجر می‌کنند که، علاوه بر صدا، گاه خطرآفرین است. این خطر را مردم به استقبالش می‌روند، برای اینکه آنچه را که دوست دارند نگه دارند. هزاران سال این مردم با تمام خشونت‌هایی که زمامداران بیگانه نسبت به‌شان انجام دادند ایستادند و سنت‌های ملّی‌شان را حفظ کردند. حالا این‌ها چطور نمی‌آموزند از تاریخ باید از خودشان سؤال کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم پروانه فروهر، نسبت به سؤالی که الان طرح می‌کنم حساسیت خاص هست و توجه خاص شما را طلب می‌کنم. به ما اینجا مرتباً از طرف روزنامه‌ها تلویزیون‌ها و بقیه‌ی وسایل ارتباط جمعی فارسی و غیرفارسی گفته می‌شود که آقای خاتمی، رئیس‌جمهور اسلامی، موفق شده است بحران و تنش سیاسی را در ایران کم بکند و امروز تنش‌های سیاسی در ایران کمتر از زمانی است که آقای خاتمی بر سر کار آمد. آنچه که من از شما می‌شنوم برعکس است. تنش سیاسی آیا دارد بالا و بالاتر می‌رود، درست می‌فهمم؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>درست است و این نوید خوبی است که تنش‌های سیاسی بالا و بالاتر بروند؛ برای اینکه، اگر اختلاف عقیده‌ای هست، این اختلاف عقیده وقتی ظاهر می‌شود و مردم می‌فهمند، می‌توانند تصمیم‌گیری درست بکنند؛ ولی به شرطی که این اختلاف عقیده‌ها باقی بماند، دور نزنند قضیه را، رنگش را عوض نکنند، پوشش را تغییر ندهند، که تا به حال متأسفانه اکثراً چنین شده است. بله، اختلاف هست. مردم هم هوشیارانه از این اختلاف‌ها استفاده می‌کنند و در صحنه حضور پیدا می‌کنند؛ آنجا که لازم است توی خانه‌هایشان می‌مانند، مثل انتخابات میان‌دوره‌ای، که آن هم یک حرکت درست و از روی شعور و فهم و درک بود؛ و به هر صورت از مجموع این اختلاف‌ها می‌شود بهره‌گیری کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">اما با چه معیاری آن‌ها معتقد هستند که تنش‌ها تمام شده و ایشان [خاتمی] چیره شدند بر همه‌ی تنش‌ها، من نمی‌توانم در محاسباتم به آن دسترسی پیدا کنم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>البته گفته می‌شود که تنش‌ها کمتر شده است، نگفته‌اند پایان یافته است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>کمتر هم نشده است. وقتی شما می‌بینید که رئیس قوه‌ی قضائیه یک سری شعار می‌دهد، رئیس قوه‌ی مجریه یک سری شعار دیگر، چه جور می‌شود نتیجه‌گیری کرد که تنش‌ها تمام شده یا کم شده. کم نشده است، گاه این تسلیم می‌شود، گاه آن تسلیم می‌شود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>امروز، خانم فروهر، ما شنیدیم که پنجاه تن از نویسندگان ایرانی نامه‌ای به آقای خاتمی نوشته‌اند و درخواست کرده‌اند به فرج سرکوهی اجازه داده شود که از ایران خارج شود و به خانواده‌اش در غرب بپیوندد؛ یا به ما گفته شده است که، در برگزاری سالگرد مرگ‌ آقای بازرگان، دولت دخالت کرده و در نتیجه توانسته‌اند که این مراسم را پس از زدوخورد اولیه انجام بدهند. این‌ها را به عنوان نشانه‌های تغییر وضع به ما می‌دهند. آیا شما این‌ها را نشانه‌ی تغییر وضع نمی‌بینید؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>به هر حال توجه داشته باشید، وقتی کسی در آغاز آمدن برنامه‌هایی را ارائه می‌دهد، نمی‌تواند [با گذشت زمان] صدوهشتاد درجه تغییر جهت بدهد. تردیدی نیست که فضا بازتر شده است. اینکه نویسندگان برای آقای فرج سرکوهی نامه می‌نویسند به رئیس‌جمهور و درخواست می‌کنند که او بتواند به خانواده‌اش بپیوندد، یعنی از ابتدایی‌ترین حقوق اولیه‌ی انسانی‌اش برخوردار شود، این همه نشانه‌ی خوبی است؛ ولی واقعاً کافی نیست.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><span lang="FA">این گفتگو ناتمام ضبط شده است.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3255</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/11/24/13770221_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Nov 2018 10:50:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3259</guid>

					<description><![CDATA[ تهاجم به همایش جامعه‌ی جراحان ایران نشست‌های کنگره‌ی عادی جامعه‌ی جراحان سراسر کشور برای بررسی‌های تخصصی و نیز گزینش هیئت مدیره و دیگر کاربه‌دستان در سالن مبنای نمایشگاه بین‌المللی از روز شنبه با شرکت صدها تن از پزشکان سرشناس تشکیل گردید. در برنامه‌ی گشایش این همایش علمی، سخنرانی وزیر بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی نیز&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong> </strong><strong>تهاجم به همایش جامعه‌ی جراحان ایران</strong><span id="more-3259"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نشست‌های کنگره‌ی عادی جامعه‌ی جراحان سراسر کشور برای بررسی‌های تخصصی و نیز گزینش هیئت مدیره و دیگر کاربه‌دستان در سالن مبنای نمایشگاه بین‌المللی از روز شنبه با شرکت صدها تن از پزشکان سرشناس تشکیل گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در برنامه‌ی گشایش این همایش علمی، سخنرانی وزیر بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی نیز به چشم می‌خورد؛ ولی به دلیل ناروشنی در نشست حضور نیافت که تا اندازه‌ای شبهه‌برانگیز بود. در پی خالی ماندن جای یک سخنرانی، پزشک باسابقه‌ای خارج از برنامه‌ی پیش‌بینی‌شده در پشت تریبون قرار گرفت و به «طرح انطباق امور اداری و فنی مؤسسات پزشکی با شرع» و همچنین سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایرادهایی گرفت که به واکنش یکی از جراحان زن انجامید، ولی خیلی زود کنگره به خط سیر اصلی افتاد و کار خود را دنبال کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در روز دوم برگزاری این همایش، هیچ رویداد غیرعادی پیش نیامد و تنها یکی دو روزنامه، که در زمینه‌ی گسترش جو وحشت لحظه‌شماری می‌کنند، به دشنام‌دهی پرداختند؛ و این کردار خود به گونه‌ی زنگ خطر تلقی گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">امروز، در سومین نشست کنگره‌ی جامعه‌ی جراحان ایران، که تمامی شرکت‌کنندگان برای گزینش هیئت مدیره در سالن گرد آمده بودند، درست در میانه‌ی کار، در ساعت ده‌و‌نیم بامداد، بیش از سی تن با لباس‌های سیاه یک‌شکل و ظاهری ناهمگون‌بادیگرحاضران به همراه شماری از پزشکان بهداری و بیمارستان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد سالن شدند و در جای‌جای آن نشستند. در همین هنگام، یکی از آنان به‌رغم گوشزد گردانندگان نشست پشت تریبون آمد و، به پشتیبانی از فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با کاربرد واژه‌های اهانت‌آمیز، حاضران را مورد خطاب قرار داد؛ و پزشکی هم که اعتراض آرامی کرد بی‌درنگ هدف مشت و لگد و ناسزای تازه‌واردان سرکوبگر قرار گرفت و کشان‌کشان از سالن بیرون برده شد. در حالی که بهت و ناباوری همه را فراگرفته بود، رئیس نشست برای پایان دادن به غائله اعلام تنفس کرد؛ ولی تهاجم‌کنندگان با بستن درهای سالن به شکستن ابزارهای صوتی و تصویری و شیشه‌ها و حتی میز و صندلی‌ها پرداختند و یادآور شدند تا از فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پوزش‌خواهی نگردد، دست از سر پزشکان برنخواهند داشت و آن‌ها را آزاد نمی‌گذارند. سپس دبیر انجمن جراحان از بیم گسترش وحشیگری در پشت تریبون رفت و از طرف حاضران پوزش‌خواهی کرد که بعد مورد اعتراض شماری از همکاران خود قرار گرفت؛ ولی به هر حال این کار بیرون رفتن سرکوبگران را درپی‌آورد. با برقراری آرامش نسبی، رأی‌گیری دنبال گردید و، به‌رغم همه‌ی کار‌شکنی‌ها، هیئت مدیره‌ی جدید جامعه‌ی جراحان برگزیده شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در پایان کار، رئیس هیئت مدیره‌ی جامعه‌ی جراحان با نماینده‌ی خبرگزاری جمهوری اسلامی و دیگر گزارشگران رسانه‌های همگانی نوشتاری به مصاحبه پرداخت و «طرح انطباق امور اداری و فنی مؤسسات پزشکی با موازین شرع» و آنچه را در کنگره پیش آمد به انتقاد گرفت. در حین انجام این مصاحبه، نماینده‌ای از سوی وزیر کشور برای پوزش‌خواهی به نزد پزشکان آمد و سخنان تعارف‌آمیزی بر زبان راند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">این رویداد اسف‌بار در همایش جراحان کشور، که در بالاترین رده‌ی علمی قرار دارند و بیشتر آنان استادان برجسته‌ی دانشگاه‌های ایران می‌باشند، بار دیگر نبود هماهنگی میان سردمداران جمهوری اسلامی را به نمایش گذارد و نشان داد لجام‌گسیختگی وحشت‌آفرینان همچنان تهدید جدی برای زندگی انسانی و حقوقی مردم در کشور است. وقتی یک نهاد بی‌کم‌وکاست علمی چنین مورد یورش دژخویانه قرار می‌گیرد، جز در هم ریختن نظم اجتماعی چه تعبیری می‌تواند داشته باشد؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3259</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی پروانه فروهر  ـ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/11/24/13770229_parvanehforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Nov 2018 10:43:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3263</guid>

					<description><![CDATA[با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان، حسین مهری گزارشگر: خانم فروهر بفرمایید در ۲۹ اردیبهشت، که شما به آرامگاه دکتر مصدق تشریف بردید، چه گذشت؟ پروانه فروهر: یک یادآوری کوچک بکنم و آن اینکه برای نخستین بار در سال ۱۳۵۴ حزب ملت ایران زادروز مصدق را بزرگ داشت. البته در آن هنگام تعداد کسانی که به آنجا رفتیم&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>با گزارشگر رادیو صدای ایرانیان، حسین مهری</strong><span id="more-3263"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر بفرمایید در ۲۹ اردیبهشت، که شما به آرامگاه دکتر مصدق تشریف بردید، چه گذشت؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>یک یادآوری کوچک بکنم و آن اینکه برای نخستین بار در سال ۱۳۵۴ حزب ملت ایران زادروز مصدق را بزرگ داشت. البته در آن هنگام تعداد کسانی که به آنجا رفتیم حدود پانزده نفر بود که نوه‌ی دکتر مصدق و همسرش، که در آن هنگام با هم رابطه‌ی بسیار خوبی داشتیم، نیز کنارمان بودند. از آن سال تا امروز، این زادروز را پیوسته گرامی داشتیم و هر سال بر شمار کسانی که آمده‌اند افزوده شده، که امسال می‌شود گفت که مثل همان ۱۴ اسفند [جمعیت خوبی] آمدند؛ حضور جوان‌ها به‌خصوص یک بارقه‌ی امیدی بود برای کسانی که سالیان دراز پرچم مصدق را از دوش ننهادند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>از طرف دانشجویان، من چند فکس دریافت کردم که مردم را تشویق کرده بودند که در این مراسم در احمدآباد شرکت کنند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>با توجه به اینکه روزهای امتحان را دانشجویان می‌گذرانند و ضمناً روز غیرتعطیل هم بود، دیروز نه این اندازه که شما تصور می‌کنید، ولی تعداد قابل‌توجهی از دانشجویان آمده بودند. یکی از دانشجویان نیز در برنامه‌ای که داشتیم اعلامیه‌ای بسیار زیبا و منطقی، که در آن روند زندگی مصدق را بررسی کرده بودند و دفتر تحکیم وحدت داده بود ــ همان اتحادیه‌ی اسلامی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ــ خواند که سخت هم مورد تشویق حاضران قرارگرفت. بله دانشجویان بودند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، البته این بیانیه‌ای که شما می‌فرمایید از سوی اتحادیه‌ی اسلامی انجمن‌های دانشجویی برای ما رسیده که دیشب من هم به آن اشاره داشتم. بفرمایید که از شخصیت‌های مشهور چه کسانی در آنجا سخنرانی کردند؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>سخنران‌ آقای علی اردلان بودند که بیشتر هم روی سیاست موازنه‌ی منفی مصدق، که می‌شود گفت یکی از شاهکارهای زندگی اوست و پیشگام این اندیشه در جهان، به‌ویژه در جهان عقب‌نگه‌داشته‌شده، بوده است، سخنرانی کردند؛ شعری از روان‌شاد ذوالقدر، که او هم از هواداران پروپاقرص دکتر مصدق بود و بارها به زندان رفت، خوانده شد؛ همین اعلامیه‌ی دفتر تحکیم وحدت خوانده شد؛ شعری از حمید مصدق، <em>ورق‌گردانی تاریخ</em>، خوانده شد؛ نوار صدای مصدق را شنیدیم؛ و سرانجام هم سرود <em>ای ایران </em>خوانده شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">آنچه اینجا گفتنی است قطع پیاپی برق بود که متأسفانه توسط کسانی که مسئول این روستا هستند انجام می‌شد، که خوب این یک نوع واقعاً زشت‌کاری بود که، در تمامی کسانی که آنجا حضور داشتند، تأثیر چندش‌آوری به‌جاگذاشت؛ گرچه هنگامی که کسانی شعر خواندند یا سخنرانی کردند، سکوت مطلق بود و صدایشان را شنیدیم و بهره هم بردیم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، آقای داریوش فروهر هم حضور داشتند؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بله، سرود <em>ای ایران</em>را با تمام رگ‌و‌پی‌اش واقعاً می‌خواند، که همه شاهد بودند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>شما خودتان شادروان دکتر مصدق را دیده بودید؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>بله، چشم‌های من واقعاً مصدق را دیده‌اند، آن بالای بلند، آن دست‌های بزرگ. وقتی در سال ۱۳۴۵به بیمارستان آمده بودند، که در همان سال هم درگذشتند، من و همسرم از ساواک درخواست کردیم که به دیدن دکتر مصدق برویم؛ بدون اینکه هیچ قصد سیاسی داشته باشیم، فقط او را ببینیم که در بستر بیماری بود. ساواک مخالفت کرد. من، به‌رغم اینکه دوست نداشتم واقعاً کسی را که آن گونه در سراسر عمرم ستوده بودم مخفیانه ببینم؛ ولی تن به این کار دادم و برایشان پیغام فرستادم. گفتند که با مریم [متین‌دفتری] به دیدنشان بروم. در بیمارستان به دیدنشان رفتم. اولین بار بود که ایشان را می‌دیدم؛ گرچه که در تمامی کودکی من و در رؤیاهایم پیوسته حضور داشتند، ولی خوب آن روز دیدمشان، کسی را که آن قدر دوست داشتم و می‌ستودم. چنان تحت‌تأثیر قرار گرفته‌ بودم که فقط سلام گفتم و نشستم. واقعاً لحظات طولانی بدون هیچ حرکتی نشستم. وقتی آمدم بیرون، دیگر صدا نداشتم، هیچ کلامی نداشتم. تا یک هفته، با اینکه دخترم بسیار کوچولو بود و نیاز به صدای من داشت، من هیچ کلامی نداشتم، که همسرم سخت نگران شده بود. دکتر مصدق از مریم پرسیده بودند این دختری که دانشگاه را به آتش کشید چرا یک کلمه با من صحبت نکرد. مریم گفته بود که پروانه از آن روز دیگر هیچ حرف نزده. ایشان گفته بودند پس نشان آن است که من را خیلی دوست دارد و به او بگو باز هم بیاید. بار دوم، در منزل شادروان دکتر غلامحسین مصدق رفتم به دیدنشان، با ایشان شام خوردم و با هم گفتگو کردیم و دانستند که چه جور عاشقانه دوستشان دارم. بله، من مصدق را دیده‌ام و این افتخار خیلی خیلی خیلی بزرگی برای من است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، بفرمایید که سال ۱۳۴۵ بود یا ۱۳۴۶؟</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>سال ۱۳۴۵ بود، همان سالی که آمدند به بیمارستان و همان سال هم درگذشتند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>گزارشگر: </strong>خانم فروهر، شاید جالب باشد گفتنش که من در جوانی عضو حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم بودم که آقای داریوش فروهر رهبری آن را داشتند. چهارده سالم بود که دستوری صادر شد که، در یکی از روزهای تیرماه ۱۳۳۱، ساعت پنج بعدازظهر، در محل حزب حاضر باشیم تا به فرودگاه به بدرقه‌ی دکتر مصدق برویم که برای دفاع از حقوق ملت ایران به دادگاه لاهه می‌رفتند. البته من یک بچه‌ی چهارده‌ پانزده‌ساله بودم. آن روز کاروانی به راه افتاد به طرف فرودگاه مهرآباد، که البته آن موقع فرودگاه نبود، جاده‌ای بود که بر گردش یک طناب کشیده بودند. ما با آقای داریوش فروهر، که رهبری حزب را بر عهده داشتند، در آنجا ایستاده بودیم؛ و اولین و آخرین باری بود که من دکتر مصدق را دیدم و البته با همان نشانه‌ها که شما گفتید، بالای بلند و چهره‌ی مهربان.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>پروانه فروهر: </strong>من دو بار دیگر هم دکتر مصدق را دیدم: یک بار که بیهوش بودند و یک بار که زندگی را بدرود گفته بودند. روز خاک‌سپاری ایشان من و همسرم از جمله کسانی بودیم که برای دفن دکتر مصدق رفتیم. می‌دانید ایشان وصیت کرده بودند که پیکرشان در مزار شهدای سی تیر به خاک سپرده شود؛ و آن‌روز [دستگاه حاکمه] موافقت نکرد و، به صورت موقت، در اطاق پذیرایی، در همان تبعیدگاهشان، به خاک سپرده شدند. همسرم، که تازه از زندان آزاد شده بود، کنار مهندس حسیبی گور را آماده کرد و روستاییان آب می‌آوردند و بدن دکتر مصدق را دکتر سحابی غسل داد؛ و بعد آیت‌الله زنجانی، که یادشان به خیر باد، نمازگزاردند بر جنازه‌ی ایشان.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">این گفتگو ناتمام ضبط شده.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3263</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۳ خرداد ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/10/24/13770303_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Oct 2018 21:39:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3261</guid>

					<description><![CDATA[سفر نگرانی‌آور هم‌میهنان، برای دومین بار در چند ماه گذشته، وزیر خارجه‌ی‌ جمهوری اسلامی راهی امارات متحده‌ی عربی شد تا، به گفته‌ی خود، «پیام دوستی دولت جدید ایران» را به شیخ زایدبن‌سلطان آل‌نهیان، رئیس آن کشور، برساند؛ اما خبرگزاری‌های گوناگون گزارش می‌دهند که سفر وزیر خارجه‌ی‌ ‌جمهوری اسلامی به همراه هیئتی بلندپایه برای بررسی داعیه‌های&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>سفر نگرانی‌آور</strong><span id="more-3261"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌میهنان،</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">برای دومین بار در چند ماه گذشته، وزیر خارجه‌ی‌ جمهوری اسلامی راهی امارات متحده‌ی عربی شد تا، به گفته‌ی خود، «پیام دوستی دولت جدید ایران» را به شیخ زایدبن‌سلطان آل‌نهیان، رئیس آن کشور، برساند؛ اما خبرگزاری‌های گوناگون گزارش می‌دهند که سفر وزیر خارجه‌ی‌ ‌جمهوری اسلامی به همراه هیئتی بلندپایه برای بررسی داعیه‌های خلاف حق سردمداران این کشور استعمار‌ساخته نسبت به سه جزیره‌ی ایرانی بوموسی، تنب بزرگ، و تنب کوچک می‌باشد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">به کسانی که دست‌اندرکار سیاست خارجی جمهوری اسلامی در این برهه از زمان هستند باید گوشزد کرد، در قلمرو سیاست ملّی و تمامیت ارضی هیچ کشور آزادی، گفت‌و‌شنود و بده‌بستان با بیگانه جایی ندارد. سه جزیره‌ی نام‌برده در سراسر تاریخ بخشی از ایران دیرینه‌سال بوده و، اگر چند صباحی به اشغال لشکریان امپراتوری بریتانیا درآمده‌اند، برای هیچ یک از شیخ‌نشینان‌ عرب، که خود هم‌زمان زیر سیطره‌ی آن جهان‌خوار غارتگر قرار داشته‌اند، حقی پدید نمی‌آورد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">خوب است یادآوری گردد حتی پیش از اینکه هفت شیخ‌نشین ناچیز کناره‌ی جنوبی خلیج فارس با رهنمود و پشتیبانی اربابان انگلیسی خود به کشورسازی بپردازند و نام «امارات متحده‌ی عربی» را یدک کشند، سه جزیره‌ی بوموسی، تنب بزرگ،‌ و تنب کوچک از اشغال بیگانه درآمده و درفش سه‌رنگ شیروخورشیدنشان ایران در آن‌ها بر‌افراشته شده بود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از آن هنگام تا کنون،‌ هم ‌پیش و هم ‌پس از انقلاب، چه بسیار کارهای آبادانی در هر سه جزیره انجام گرفته و در تقسیم‌بندی‌های کشوری نیز جای سزاوار خود را یافته‌اند و اینکه شیخ سلطان‌بن‌محمد القاسمی، حاکم شارجه، در گوشه‌ی کوچکی از ابوموسی «مالکیت شخصی» دارد به هیچ وجه نمی‌تواند دستاویز داعیه‌های ناسازوار با حق حاکمیت ملّی ایران گردد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">خوش‌بختانه، اکنون هم، به‌رغم حضور و دخالت‌های نابجای ارتش‌های امپریالیستی در خلیج فارس، نیروهای سلاحدار کشور از آرایش پدافندی بایسته‌ای در این گذرگاه آبی و جزیره‌های ایرانی آن برخوردارند و جایی برای طمع‌ورزی‌های هیچ بیگانه‌ای باقی نمی‌گذارند. بدین گونه، سفر نگرانی‌آور وزیر ‌خارجه‌ی‌ جمهوری اسلامی به امارات متحده‌ی عربی به بهانه‌ی «بسط مناسبات دوستی» به‌کلی دور از سود و صلاح ملّی می‌باشد و هر قرارومدار پنهان و آشکاری که طی آن گذارده شود و خدشه‌ای به تمامیت ارضی کشور وارد آورد نزد ایرانیان کمترین اعتباری ندارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3261</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه حزب ملت ایران ـ ۵ خرداد ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/10/24/13770305_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Oct 2018 20:45:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3265</guid>

					<description><![CDATA[سرکوب تازه هجوم دژخویانه‌ی گروهی از سرکوبگران، که آشکارا از راهنمایی و پشتیبانی گماشتگان امنیتی برخوردار بودند، به دانشجویان و دیگر زنان و مردانی که بنا به فراخوان اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویی و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها در پارک لاله گرد آمدند و ضرب‌وشتم آنان با پنجه‌بوکس و زنجیر از بالا گرفتن درگیری‌های درونی سردمداران جمهوری اسلامی&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>سرکوب تازه</strong><span id="more-3265"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هجوم دژخویانه‌ی گروهی از سرکوبگران، که آشکارا از راهنمایی و پشتیبانی گماشتگان امنیتی برخوردار بودند، به دانشجویان و دیگر زنان و مردانی که بنا به فراخوان اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویی و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها در پارک لاله گرد آمدند و ضرب‌وشتم آنان با پنجه‌بوکس و زنجیر از بالا گرفتن درگیری‌های درونی سردمداران جمهوری اسلامی نشان دارد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در این رویداد زشت، یک بار دیگر، گروه شناخته‌شده‌ای با عربده‌جویی و ناسزاگویی به گردهمایی بزرگی که برای بررسی و بیان انتقادها نسبت به «قانون خبرگان رهبری» و «نظارت استصوابی شورای نگهبان» و «تحقق قانون شوراها» با مجوز وزارت کشور در پارک لاله بر پا گردیده بود حمله بردند و بسیاری را زخمی کردند و چند تن ناگزیر در بیمارستان بستری و شماری هم ربوده شدند؛ ولی به هر ‌حال، در این اجتماع چند هزار نفری، دو تن از نمایندگان دانشجویان برابر قرار قبلی، به‌رغم تشنج‌آفرینی‌ها، سخنرانی کردند که طرح دیدگاه‌های آنان تنش بیشتری در مزدبگیران پدید آورد و به یورشی تازه و حتی کاربرد گاز اشک‌آور انجامید و برنامه قطع گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">لغو پیاپی قرار گردهمایی دانشجویان در روزهای سه‌شنبه، بیست‌و‌دوم اردیبهشت، و دوشنبه، بیست‌وهشتم اردیبهشت‌ماه، با تمهیدهای گوناگون و کشانیدن آنان به خارج از صحن دانشگاه تهران شبهه‌ی طرح‌ریزی توطئه‌ای در راستای سرکوب این جوانان آزاده را پدید می‌آورد و نشان می‌دهد، در پیکار برای ایجاد فضای سیاسی باز، در وضع کنونی کشور باید از خرد و آموزه‌ی بیشتری بهره گرفت و از هر گام نسنجیده پرهیز کرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">نباید به استبدادیان انحصارگر مهلت داد با ایجاد رعب و وحشت فضای پدیدآمده را، که پیامد ایستادگی و کوشش پیگیر برای رسیدن به آزادی می‌باشد، دگرگون کنند و به روحیه‌ی سلطه‌ستیزی همگانی آسیب رسانند. حمله به گردهمایی دانشجویان زنگ خطری است که باید جدی تلقی گردد و برای رودررویی با آن آمادگی‌های بایسته فراهم شود.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">وظیفه‌ی دولت هم، که با کوله‌باری از نویدهای شیرین در راستای احترام به آزادی و قانون به میدان آمده، بی‌تردید از سخن‌پردازی بسیار فراتر است و باید با همه‌ی توان به استقرار نظم و قلع‌وقمع سرکوبگران همت کند. در این راستا، بی‌شک، آن چنان که وزیر کشور جمهوری اسلامی نیز گفته است، بازنگری‌هایی در قانون‌های ضدمردمی کنونی ضروری است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در چند گردهمایی، که به‌تازگی صورت پذیرفته، حاضران یکصدا خواستار اصلاح نیروی انتظامی شده‌اند که تنها راه‌کار آن قرار گرفتن بی‌چون‌‌وچرای این نهاد در اختیار وزارت کشور است تا دیگر نتواند به ابراز تأسف و پوزش‌خواهی اکتفا کند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3265</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نامه داریوش فروهر  ـ ۸ خرداد ۱۳۷۶</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/10/24/13770308_darushforouhar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Oct 2018 19:49:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3267</guid>

					<description><![CDATA[به دومین کنگره‌ی جبهه‌ی ملّی ایران در آمریکا جناب آقای خسرو قدیری با خرسندی بسیار از اینکه شما و دیگر همرزمانتان گردهمایی تازه‌ای زیر عنوان «دومین کنگره‌ی جبهه‌ی ملّی ایران در آمریکا» بر پا می‌دارید و بی‌شک رایزنی‌های سودمندی برای رهیافت‌های شایسته خواهید داشت، فرصت را غنیمت شمرده اندکی از آنچه را سبب دغدغه‌ی خاطر&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>به دومین کنگره‌ی جبهه‌ی ملّی ایران در آمریکا</strong><span id="more-3267"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">جناب آقای خسرو قدیری</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با خرسندی بسیار از اینکه شما و دیگر همرزمانتان گردهمایی تازه‌ای زیر عنوان «دومین کنگره‌ی جبهه‌ی ملّی ایران در آمریکا» بر پا می‌دارید و بی‌شک رایزنی‌های سودمندی برای رهیافت‌های شایسته خواهید داشت، فرصت را غنیمت شمرده اندکی از آنچه را سبب دغدغه‌ی خاطر سلطه‌ستیزان سازش‌ناپذیر شده است یادآوری می‌نمایم.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در رویارویی با ساختار واپس‌گرا و انحصارگر جمهوری اسلامی، انتظار اعجاز از جابه‌جایی مهره‌ها خطاست و باید پیگیرانه دگرگونی ریشه‌دار دلخواه مردم را خواستار گردید؛ و به‌طورکلی، در این خانه‌ی از پای‌بست ویران، نشاید دل به نقش ایوان بست و بر سر آن به چون‌وچرا نشست.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با افسوس، پاره‌ای از سازمان‌های سیاسی دگراندیش ایرانی در برابر صحنه‌آرایی‌ها و کشمکش‌های درونی سران جمهوری اسلامی دچار ذوق‌زدگی و سردرگمی شده‌اند و حتی صف‌شکنی‌هایی در پیکارهای رهایی‌بخش ملّی پدید آمده که زیان‌های بسیاری دربرداشته است. در چنین هنگامه‌ای، ناسازواران راستین با روند یکه‌تازی فراگیر در ایران، چه به گونه‌ی فردی و چه حمعی، باید برقراری مردم‌سالاری پایدار را هدف قرار دهند و، در این راستا، بازنگری در قانون اساسی را به نحوی که دربردارنده‌ی زنده‌داشت حاکمیت ملّی، جدایی دین از دولت، و رفع هر گونه تبعیض در حقوق مدنی و سیاسی زنان و مردان و دیگر نیازهای تاریخی و اجتماعی ایرانیان باشد پافشارانه طلب کنند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">من، که همچنان سربازی در اردوی مصدق بزرگم، به آینده‌ی تکاپوهای مردمی پاگرفته در گوشه‌وکنار کشور با امید فراوان می‌نگرم و به همه‌ی کوشندگان راه شکل سازمانی دادن به آن درود می‌فرستم و باور دارم تنها در پرتو بازسازی «همبستگی همگانی» و با کارآوری‌های سنجیده می‌توان ایران دیرینه‌سال را به یکپارچگی و آزادی و آبادی رسانید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با درود دوباره</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">داریوش فروهر</p>
<p dir="rtl"><a href="https://www.forouharha.net/wp-content/uploads/2022/08/13770308_DarushForouhar.pdf" target="_blank" rel="noopener">تصویر نامه</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3267</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلامیه حزب ملت ایران ـ ۲۹ خرداد ۱۳۷۷</title>
		<link>https://www.forouharha.net/2018/10/24/13770329_hmi/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[yuciyu]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Oct 2018 18:56:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[۱۳۷۷]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.forouharha.net/?p=3273</guid>

					<description><![CDATA[در بزرگ‌داشت خلع‌ ید از استعمار، روز کارگران ایران هم‌میهنان، کارگران بیداردل، در فرازونشیب زندگی ملت‌ها، پاره‌ای از رویدادها به اندازه‌ای سرنوشت‌ساز هستند که با یادآوری چرایی و چگونگی آن‌ها می‌توان ره‌توشه برای آینده‌ای درخشان فراهم داشت. چهل‌وهفت سال پیش، در بیست‌و‌نهم خرداد یکهزار‌و‌سیصد‌و‌سی، ایرانیان در راستای رهایی از سلطه‌ی بیگانه گام استواری برداشتند و&#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong>در بزرگ‌داشت خلع‌ ید از استعمار، روز کارگران ایران</strong><span id="more-3273"></span></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌میهنان، کارگران بیداردل،</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در فرازونشیب زندگی ملت‌ها، پاره‌ای از رویدادها به اندازه‌ای سرنوشت‌ساز هستند که با یادآوری چرایی و چگونگی آن‌ها می‌توان ره‌توشه برای آینده‌ای درخشان فراهم داشت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">چهل‌وهفت سال پیش، در بیست‌و‌نهم خرداد یکهزار‌و‌سیصد‌و‌سی، ایرانیان در راستای رهایی از سلطه‌ی بیگانه گام استواری برداشتند و با «خلع ‌ید از استعمار» گردانندگی صنعت‌ نفت در سراسر کشور را بر عهده گرفتند. در همین هنگام، بسیاری از ملت‌ها‌ی جهان زیر یوغ استعمار کهنه و نو به‌سر‌می‌بردند و زمامداران دست‌نشانده پیوسته در گوش آنان نغمه‌ی نا‌شایستگی می‌خواندند و به بیگانه‌گرایی اندرز می‌دادند. در چنان جو زهرآگینی، برای ملت ایران، چه عزتی از این بالاتر که در کارزاری نابرابر به پیشوایی مصدق بزرگ و کارآوری شماری از دیوان‌سالاران و فن‌سالاران آرمان‌خواه در مدتی کوتاه امپراتوری نیرومندی را به زانو درآورد و خویشتن خویش را بازیابد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">بی‌گمان، در جنبش ملّی کردن صنعت نفت، برجسته‌ترین گام «خلع‌ ید از استعمار» بود؛ به‌ویژه که پس از آن کارگران، کارمندان، و کارشناسان ایرانی نشان دادند، بی‌نیاز از کمک بیگانه، ورزیدگی گرداندن بزرگ‌ترین دستگاه‌های صنعتی جهان را دارند و حتی می‌توانند فرآورده‌های تازه‌ای نیز بسازنند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">گرچه در تاراندن غارتگران بیگانه همه‌ی مردم ایران، از کشوری و لشکری، سهم‌ داشتند؛ ولی، چون در این رویداد تاریخی بیشترین نقش را اردوی کارگران ایفا کردند و، در روزهای به اجرا گذاردن «قانون خلع‌ ید»، به‌رغم خشم برخاسته‌ازبیدادگری‌های‌کارفرمایان‌انگلیسی، شکیبایی و پویایی آگاهانه‌ای نشان دادند و از پگاه بیست‌ونهم خرداد آنان بودند که درفش ایران را بر‌ فراز همه‌ی نهادهای ملّی‌شده‌ی صنعت نفت برافراشتند، به‌راستی «افتخار جاوید» برای گروه اجتماعی خود فراهم نمودند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">از این‌رو، در سالگرد آن پیروزی درخشان، درست در هنگامی که دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر، با هیئتی از بلندپایگان کشور برای دفاع از حق ملّی در دیوان داوری لاهه به‌سر‌می‌برد، حزب ما روز بیست‌و‌نهم خرداد را به عنوان «روز کارگران ایران» پیشنهاد و در شهرهای بزرگ جشن‌های درخوری برپاکرد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">این پیشنهاد ارزنده از سوی کارگران آزاده‌ی ایران، که افزون ‌بر روز جهانی خواستار داشتن یک روز ملّی به نام خود بودند، با خشنودی پذیرفته شد و مصدق بزرگ نیز بر آن صحه گذارد و در دل تاریخ میهن ثبت گردید.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با کودتای بیست‌وهشت مرداد یکهزاروسیصد‌و‌سی‌ودو و بر باد‌ رفتن بخش بزرگی از دستاوردهای جنبش ملّی کردن صنعت نفت، باز هم کارگران تن به ناامیدی ندادند و، در ستیز با استبداد وابسته‌به‌استعمار در همه جا استوار ماندند و، در انقلاب بیست‌و‌دوم بهمن یکهزاروسیصد‌و‌پنجاه‌وهفت، با اعتصاب‌های پیگیر، ضربه‌‌ی نهایی را بر پیکر دشمنان مردم زدند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">چنین بود که انتظار می‌رفت، در ایران بپاخاسته، استثمار به همراه استبداد و استعمار به زباله‌دانی تاریخ افتد و، در آغازهای کار نیز، برنامه‌هایی در‌ این راستا طرح شد؛ ولی واپس‌گرایان به‌قدرت‌رسیده، از لیبرال‌منش تا رادیکال‌مآب، خیلی زود جدول ارزش‌های انقلاب را درهم‌شکستند و حیله‌گرانه از دگرگونی‌های ریشه‌دار در همه‌ی زمینه‌های زندگی ملّی پیشگیری کردند و آشکارا به پاسداری از سرمایه‌داری بی‌مهار پرداختند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">در این میان، کارگران، که ضمن پیروی از آرمان‌های همگانی خواستار پایان دادن به هر گونه بهره‌کشی نابجا از نیروی خود بودند، با کینه‌توزی ازگرد‌راه‌رسیدگان ثروت‌اندوز روبه‌رو گردیدند و هر کوشش حق‌طلبانه‌ی آنان با زندان و شکنجه و حتی کشتار درهم‌شکسته شد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">هم‌اکنون، در اوج سیه‌روزگاری فراگیر، که زاییده‌ی «اقتصاد بیمار» جمهوری اسلامی است، کارگران ایران به‌سختی در تنگنا افتاده‌اند؛ ایمنی شغلی ندارند؛ دستمزدی در‌خور هزینه‌های سرسام‌آور زندگی دریافت نمی‌کنند؛ از بیمه‌های اجتماعی بایسته برخوردار نیستند؛ و، با تعطیل یا به بخش خصوصی واگذار گردیدن بسیاری از مرکزهای صنعتی، گروه‌گروه‌ به‌مغاک بیکاری در‌می‌غلتند؛ و هنوز هم از داشتن سازمان‌های صنفی قانونی بی‌بهره‌اند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">با این همه، جنبش کارگری در ایران آن چنان درون‌مایه‌ی سرشاری دارد که، با پشت‌سر‌نهادن همه‌ گونه سرکوب با بالا ‌گرفتن خشم و پرخاش همگانی، می‌رود تا دوران شکوفایی دیگری را آغاز کند و گزارش‌های رسیده از سراسر کشور ایستادگی و کوشش این گروه اجتماعی دردآشنا را نشان می‌دهد.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">پی‌ریزی کانون‌های کارگران بازنشسته از سوی پیش‌کسوتان و نیز تلاش‌های پیگیر برای پویا‌کردن اتحادیه‌های پیشینه‌دار و روی آوردن به نمایش‌های اعتراض‌آمیز و حتی در موردهای بسیاری دست زدن به اعتصاب و تحصن افق روشنی را در فضای‌ سیاسی کشور نمایان نموده است.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">حزب ملت ایران در این روز غرور‌آفرین با بزرگ‌داشت یاد همه‌ی قهرمانان خلع‌ ید از استعمار زنان و مردان کارگر را به بازسازی سندیکاهای خود، که قربانی توطئه‌ی انحصارگران یکه‌تاز گردیده است، فرامی‌خواند تا، گذشته از به‌دست‌آوردن امتیازهای حرفه‌ای، باز ‌هم از جلو‌داران دیگر گروه‌های اجتماعی برای برقراری مردم‌سالاری شوند و میهن را جاودانه به ‌آزادی و آبادی رسانند.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">درود به اردوی کارگران ایران، پیروز باد ملت.</p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;">دبیرخانه‌ی حزب ملت ایران</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3273</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
